افعال کمک کردن و آسیب رساندن - افعال برای محافظت

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به محافظت اشاره دارند مانند "دفاع کردن"، "محافظت کردن" و "نجات دادن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال کمک کردن و آسیب رساندن
to protect [فعل]
اجرا کردن

محافظت کردن

Ex: They huddled together to protect themselves from the wind .

آن‌ها به هم چسبیدند تا از باد محافظت کنند.

to shield [فعل]
اجرا کردن

محافظت کردن

Ex: A diplomatic agreement aims to shield countries from potential conflicts .

یک توافق دیپلماتیک旨在 محافظت از کشورها در برابر مناقشات بالقوه است.

to shelter [فعل]
اجرا کردن

پناه دادن

Ex: A sturdy roof can shelter you from the rain .

یک سقف محکم می‌تواند شما را از باران پناه دهد.

to escort [فعل]
اجرا کردن

همراهی کردن

Ex: A dedicated volunteer escorted elderly residents during the evacuation .

یک داوطلب متعهد در طول تخلیه از ساکنین سالخورده مراقبت کرد.

to guard [فعل]
اجرا کردن

محافظت کردن

Ex: The goalkeeper 's role is to guard the goalpost during a soccer match .

نقش دروازه‌بان محافظت از تیر دروازه در طول مسابقه فوتبال است.

اجرا کردن

محافظت کردن

Ex: Conservationists work to safeguard endangered species from extinction .

محافظان محیط زیست برای محافظت از گونه‌های در معرض خطر انقراض کار می‌کنند.

to defend [فعل]
اجرا کردن

دفاع کردن

Ex: The security system is designed to defend the building against unauthorized access .

سیستم امنیتی طراحی شده است تا ساختمان را در برابر دسترسی غیرمجاز محافظت کند.

اجرا کردن

از کسی یا چیزی دفاع کردن

Ex: The organization stood up for the preservation of historical landmarks in the city .

سازمان از حفظ نشانه‌های تاریخی شهر دفاع کرد.

to ward off [فعل]
اجرا کردن

از چیزی جلوگیری کردن

Ex: The dog barked loudly to ward off any strangers who came too close to the house .

سگ با صدای بلند پارس کرد تا دفع کند هر غریبه‌ای که بیش از حد به خانه نزدیک می‌شد.

to repel [فعل]
اجرا کردن

پس راندن

Ex: The knight held up his shield to repel the incoming arrows .

شوالیه سپر خود را بالا برد تا تیرهای در حال پرواز را دفع کند.

اجرا کردن

دفاع کردن

Ex: In a competitive market , businesses need to fight off challenges to stay successful .

در یک بازار رقابتی، کسب‌وکارها باید چالش‌ها را دفع کنند تا موفق بمانند.

to rescue [فعل]
اجرا کردن

نجات دادن

Ex: Last week , they rescued a family trapped in a flooded house .

هفته گذشته، آنها یک خانواده گرفتار در یک خانه سیل‌زده را نجات دادند.

to salvage [فعل]
اجرا کردن

نجات دادن

Ex: Last month , they successfully salvaged artifacts from the archaeological site .

ماه گذشته، آنها با موفقیت آثار باستانی را از محل باستان‌شناسی نجات دادند.

to conserve [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: Efforts to conserve biodiversity are essential for the health of ecosystems .

تلاش‌ها برای حفظ تنوع زیستی برای سلامت اکوسیستم‌ها ضروری است.

to save [فعل]
اجرا کردن

نجات دادن

Ex: Donating to the charity can help save the lives of children in need .

اهدای کمک به خیریه می‌تواند به نجات جان کودکان نیازمند کمک کند.

to deliver [فعل]
اجرا کردن

نجات دادن

Ex: Organizations work to deliver communities from poverty and hunger .

سازمان‌ها برای نجات جوامع از فقر و گرسنگی کار می‌کنند.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The IT department maintained the server to prevent potential issues .

دپارتمان فناوری اطلاعات سرور را حفظ کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.

to preserve [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: Conservation efforts work to preserve natural ecosystems and biodiversity .

تلاش‌های حفاظتی برای حفظ اکوسیستم‌های طبیعی و تنوع زیستی کار می‌کنند.

اجرا کردن

مراقبت کردن

Ex: My grandmother looked after me after my parents passed away .

مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.

اجرا کردن

مراقب بودن

Ex: The shepherd faithfully watches over the flock in the pasture .

چوپان با وفاداری از گله در چراگاه مراقبت می‌کند.