افعال کمک کردن و آسیب رساندن - افعال برای ایجاد خطر

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به ایجاد خطر اشاره دارند مانند "تهدید کردن"، "به خطر انداختن" و "محکوم کردن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال کمک کردن و آسیب رساندن
to threaten [فعل]
اجرا کردن

تهدید کردن

Ex: The economic downturn threatened the stability of many businesses .

رکود اقتصادی ثبات بسیاری از کسب‌وکارها را تهدید کرد.

to risk [فعل]
اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: Building houses in flood-prone areas may risk property damage .

ساختن خانه‌ها در مناطق مستعد سیل می‌تواند خطر آسیب به اموال را داشته باشد.

to endanger [فعل]
اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: The new predator in the area could endanger the local wildlife population .

شکارچی جدید در منطقه می‌تواند جمعیت محلی حیات وحش را در معرض خطر قرار دهد.

اجرا کردن

به مخاطره انداختن

Ex: The ongoing conflict is jeopardizing the stability of the region .

درگیری جاری ثبات منطقه را به خطر می‌اندازد.

to hazard [فعل]
اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: The ongoing dispute is hazarding diplomatic relations .

مناقشه جاری در معرض خطر قرار دادن روابط دیپلماتیک است.

to venture [فعل]
اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: The wealthy investor was only willing to venture small amounts of cash on the speculative new technology companies .

سرمایه‌گذار ثروتمند فقط حاضر بود مبالغ کمی پول را روی شرکت‌های جدید تکنولوژیکی سفته‌بازی ریسک کند.

to doom [فعل]
اجرا کردن

از بین بردن

Ex: Repeated violations of policies are dooming the company 's reputation .

تخلف‌های مکرر از سیاست‌ها، شهرت شرکت را محکوم می‌کند.

to menace [فعل]
اجرا کردن

(عامل) تهدید بودن

Ex: The rising pollution levels are menacing the health of the community .

سطوح افزایش یافته آلودگی، سلامت جامعه را تهدید می‌کند.

to peril [فعل]
اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: The lack of proper precautions periled the safety of the expedition .

کمبود اقدامات احتیاطی مناسب، ایمنی سفر اکتشافی را به خطر انداخت.

to imperil [فعل]
اجرا کردن

به مخاطره انداختن

Ex: The hiker 's decision to go off the marked trail could imperil both himself and the rescue teams .

تصمیم کوهنورد برای ترک مسیر علامت‌گذاری شده می‌تواند هم خودش و هم تیم‌های نجات را در معرض خطر قرار دهد.

to expose [فعل]
اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: The economic downturn is exposing businesses to financial instability .

رکود اقتصادی کسب‌وکارها را در معرض بی‌ثباتی مالی قرار می‌دهد.

اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: Skipping safety protocols may compromise the well-being of workers .

نادیده گرفتن پروتکل‌های ایمنی ممکن است به خطر بیاندازد رفاه کارگران را.