to cease or come to an end, especially due to the passage of time or neglect

خاتمه یافتن
اگر شرکت اقدامی نکند، مجوز در پایان سال منقضی خواهد شد.
to tighten, squeeze, or narrow down in order to reduce in size

منقبض کردن, تنگ کردن، جمع کردن
برای کاهش تورم، پزشک استفاده از بانداژ فشاری را برای تنگ کردن مچ پای آسیب دیده توصیه کرد.
to publicly state that something is the case

اذعان کردن, ادعا کردن
دانشمند در طول کنفرانس ماهیت انقلابی یافتههای تحقیقاتی خود را اعتراف کرد.
to officially ban the existence or practice of something

ممنوع کردن, قدغن کردن، ممنوع ساختن
مقررات جدید ممنوع خواهد کرد کارکرد ماشینآلات منسوخ در کارخانهها را.
to suppress a rebellion, protest, or uprising through use of authority or force

سرکوب کردن, فرو نشاندن
اگر اعتراضات ادامه یابد و تشدید شود، احتمال دارد که رژیم با نیروی بیشتری آنها را سرکوب کند.
to defend or protect something by serving as a strong barrier against potential harm or danger

حفاظت کردن
اگر هم اکنون دیوارهها را تقویت کنیم، میتوانیم شهر را در برابر سیلابهای آینده محافظت کنیم.
to illegally obtain or exploit copyrighted or patented material for personal gain

غارت کردن, چپاول کردن
طرحهای هنرمند توسط جاعلانی که محصولات تقلبی را به صورت انبوه تولید و به کسری از قیمت فروختند، غارت شد.
to restrict movement or actions through restraint or confinement

بستن
اگر او به رفتار بد ادامه دهد، مجبور خواهیم بود او را در صندلی تایماوت محدود کنیم.
to act against an agreement, promise, etc.

پیمانشکنی کردن, عهدشکنی کردن
او پس از اینکه شریک قبلیاش تخطی از قراردادشان کرد، از انجام معاملات جدید محتاط بود.
to make something less forceful, potent, or intense by adding additional elements or substances

رقیق کردن, کاهش دادن
آگاه از نگرانیهای عمومی، دولت قول داد که مقررات زیستمحیطی را تضعیف نکند، علیرغم فشار از سوی برخی صنایع.
to come to a conclusion without enough evidence

حدس زدن, گمان بردن
پس از دریافت پاسخهای مبهم، او حدس زد که ممکن است مشکلاتی در کانالهای ارتباطی وجود داشته باشد.
to help a student come to a conclusion themselves instead of providing them with an answer directly

به برداشت درست رساندن
در آزمایش علمی، مربی سوالات راهنما پرسید تا برانگیزد نتایج مورد انتظار را از دانش آموزان.
to express mild disapproval, often in a gentle or corrective manner

شکایت کردن, گلایه کردن
مربی به دلیل کمبود کار تیمی در بازی حساس، تیم را سرزنش کرد.
to remove or release from a restraint or burden

از زیر یوغ آزاد کردن
اگر حجم کار بیش از حد سنگین شود، ما نیاز خواهیم داشت که برخی از مسئولیتهایمان را کاهش دهیم.
to adjoin or border upon something, typically in a direct manner

مجاور بودن, مماس بودن
اگر توسعه جدید طبق برنامه پیش برود، پارک به زودی به منطقه مسکونی متصل خواهد شد.
to cause someone to become aware of something, often by providing new information or insights

آگاه کردن
مقاله خبری خوانندگان را به فوریت محافظت از گونههای در معرض خطر بیدار کرد.
to upset one by saying disrespectful things to them or constantly making fun of them

شماتت کردن, متلک گفتن، سرزنش کردن، طعنه زدن
او احساس تحقیر کرد وقتی همسالانش به خاطر عملکرد ضعیفش او را مسخره میکردند.
to utilize borrowed funds or financial resources to increase one's capacity for investment or acquisition

با رهن سرمایه جور کردن
در یک محیط تجاری رقابتی، شرکتها ممکن است از اهرم مالیسازی بدهی برای انجام خریدهای استراتژیک استفاده کنند.
to reject or let go of a person, idea, or possession that is considered unnecessary

رد کردن, رها کردن
مدیریت برای کاهش هزینهها چندین پروژه را کنار گذاشت.
to greatly shock or surprise someone

مبهوت کردن
جزئیات پیچیده اثر هنری بازدیدکنندگان موزه را متعجب کرد، که از مهارت هنرمند شگفت زده شدند.
