خاتمه یافتن
قرارداد منقضی شد زیرا طرفین نتوانستند به توافق برسند.
خاتمه یافتن
قرارداد منقضی شد زیرا طرفین نتوانستند به توافق برسند.
منقبض کردن
جراح با استفاده از کلیپسهای جراحی رگ خونی را منقبض کرد تا خونریزی را در حین عمل کنترل کند.
اذعان کردن
در طول مصاحبه، مدیرعامل اعتراف کرد به تعهد شرکت به شیوههای پایدار کسبوکار.
ممنوع کردن
قانون منع میکند از اعمال تبعیضآمیز در محل کار برای ترویج فرصتهای برابر برای همه کارکنان.
سرکوب کردن
مقامات برای دههها آزادیهای مدنی را در منطقه سرکوب کردهاند، که منجر به نارضایتی نهفته در میان مردم شده است.
حفاظت کردن
در طول سالها، او با تمرین ذهنآگاهی و مدیتیشن از سلامت روان خود محافظت کرده است.
غارت کردن
دانشگاهها سیاستهای سختگیرانهای دارند تا از غارت مقالات علمی توسط دانشجویان و ارائه آنها به عنوان کار خود جلوگیری کنند.
بستن
دیروز، آنها زندانی را در یک جلیقه صاف محدود کردند تا از خودآزاری جلوگیری شود.
پیمانشکنی کردن
قرارداد جریمههایی را در صورتی که هر یک از طرفین تخلف کنند، مقرر میکند.
رقیق کردن
برای برآورده کردن محدودیتهای بودجه، مدیر پروژه ساخت و ساز مجبور شد طراحی اصلی را با استفاده از مواد کمهزینهتر رقیق کند.
حدس زدن
با دیدن ابرهای تیره، آنها حدس زدند که باران احتمالاً میبارد، هرچند پیشبینی هوا خلاف آن را نشان داده بود.
به برداشت درست رساندن
معلم ریاضی از مجموعهای از نشانهها برای برانگیختن فرمول صحیح از دانشآموزان استفاده کرد.
شکایت کردن
مادر به کودکش به خاطر نپوشیدن کت در یک روز سرد توبیخ کرد.
از زیر یوغ آزاد کردن
در طول سالها، او خود را از بار اشتباهات گذشته رها کرده است.
مجاور بودن
با گذشت زمان، درختها به نرده چسبیدهاند و به ساختار آن آسیب زدهاند.
آگاه کردن
تجربه داوطلبانه او او را به نیازهای جامعهاش بیدار کرد.
شماتت کردن
آنها با اظهارات بیرحمانه درباره ظاهرش او را مسخره کردند.
با رهن سرمایه جور کردن
توسعهدهندگان املاک و مستغلات اغلب از وامها برای خرید املاک و استفاده از فرصتهای بازار استفاده میکنند.
رد کردن
شرکت پلتفرم نرمافزاری منسوخ خود را کنار گذاشت.
مبهوت کردن
اعلام غیرمنتظره یک ارتقاء، کارمند را متعجب کرد، کسی که هرگز چنین شناختی را تصور نکرده بود.