قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای ایمنی و خطر
این قیدها سطح ایمنی یا خطر درگیر در یک عمل را توصیف میکنند. آنها شامل قیدهایی مانند "به طور ایمن"، "به طور پرخطر"، "به طور خطرناک" و غیره میشوند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
in a way that avoids harm or danger

باامنیت کامل, بدون خطر
آشپز چاقوهای تیز را با ایمنی دستکاری کرد و از حوادث در آشپزخانه جلوگیری کرد.
in a way that is uncertain, insecure, or lacking stability

به صورت ناپایدار, به صورت نامطمئن
کودک بیثبات روی صندلی لق ایستاده بود، سعی میکرد به قفسهای بلند برسد.
in a manner that is firmly held, fastened, or closely fitted

سفت, محکم
لباس به دور کمرش تنگ بود، که باعث برجستهتر شدن اندامش میشد.
in a manner that is firm and strong

محکم, استوار
میز از چوب سخت به صورت محکم ساخته شده بود، که دوام آن را تضمین میکرد.
in a way that is firmly fixed or securely positioned, without wobbling, shaking, or moving easily

محکم, پایدار
تیر برق محکم در زمین لنگر انداخته بود، حتی در بادهای شدید و طوفانها نیز پایدار ایستاده بود.
in a way that is secure and firm

محکم, استوار
قایق محکم به اسکله لنگر انداخته بود، این اطمینان را میداد که از جای خود حرکت نکند.
in a manner that is held or positioned firmly and reliably

به طور ایمن, محکم
دوچرخه به محکمی به پایه دوچرخه زنجیر شده بود تا از دزدی جلوگیری کند.
in a strong or secure manner

بهطور محکم
پی ساختمان برای پایداری محکم گذاشته شد.
in a calm and harmonious manner

با آرامش
بعد از یک پیادهروی طولانی، آنها آرام زیر سایه یک درخت استراحت کردند.
in a manner that does not cause harm or danger

بدون صدمه, بیضرر
مشکل برق توسط یک حرفهای به صورت بیضرر حل شد.
in a way that shows carefulness and attention to potential danger, risk, or harm

به شیوهای بسیار محتاطانه
او نظر خود را با احتیاط در طول مناظره بیان کرد.
in a manner that is capable of harming or injuring a person or destroying or damaging a thing

به طرز خطرناکی
سایت ساخت و ساز به صورت خطرناکی بیحفاظ رها شده بود، که باعث دعوت به حوادث میشد.
in a way that is full of danger or risk

به طور خطرناک, پر خطر
قایق به طور خطرناکی نزدیک به صخرهها حرکت کرد، از آبهای خائنانه عبور کرد.
in a manner that poses a risk or danger; without adequate protection or precautions

به صورت خطرناک, ناامن
تجهیزات به صورت ناامن استفاده شد که منجر به آسیبهای محل کار شد.
in a manner that involves potential danger or uncertainty

به صورت پرخطر, به روش خطرناک
بندباز به صورت پرخطر و بدون تور ایمنی اجرا کرد.
in a manner that involves risks or dangers

به صورت خطرناک, به شیوه ای پرخطر
دفع زبالههای صنعتی به صورت خطرناک انجام شد که خطرات زیستمحیطی را به همراه داشت.
in a highly dangerous or risky manner

خیانتکارانه, به طور خطرناک
ملوانان به طور خطرناکی از میان آبهای طوفانی عبور کردند، با موجهای بلند و بادهای شدید روبرو شدند.
in a manner that lacks caution or care

بیپروا, بیاحتیاط
کارمند به بیپروایی اطلاعات محرمانه را فاش کرد و سیاستهای شرکت را نقض نمود.
