قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای قابل توجه

این قیدها سطحی را نشان می‌دهند که چیزی آسان برای دیدن یا توجه کردن است و شامل قیدهایی مانند "به وضوح"، "متمایز"، "ضعیف" و غیره می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به اشیا
noticeably [قید]
اجرا کردن

به طور محسوس

Ex: The improvement in his performance was noticeably visible .

بهبود در عملکرد او به وضوح قابل مشاهده بود.

اجرا کردن

به‌طور مشهود

Ex: The brand 's packaging was recognizably consistent across products .

بسته‌بندی برند به طور قابل تشخیصی در بین محصولات یکسان بود.

اجرا کردن

به طور آشکار

Ex: Their team conspicuously failed to meet any of the project deadlines .

تیم آنها به طور آشکاری در برآورده کردن هیچ یک از مهلت‌های پروژه شکست خورد.

starkly [قید]
اجرا کردن

به وضوح

Ex: The contrast between the old and new buildings was starkly apparent .

تقابل بین ساختمان‌های قدیمی و جدید به وضوح آشکار بود.

manifestly [قید]
اجرا کردن

آشکارا

Ex: His commitment to the community was manifestly apparent through years of volunteer work .

تعهد او به جامعه از طریق سال‌ها کار داوطلبانه به وضوح آشکار بود.

discernibly [قید]
اجرا کردن

قابل درک

Ex: The impact of the policy was discernibly felt by the employees .

تاثیر سیاست به قابل تشخیصی توسط کارمندان احساس شد.

markedly [قید]
اجرا کردن

به طور محسوس

Ex: The product 's popularity grew markedly after the marketing campaign .

محبوبیت محصول پس از کمپین بازاریابی به طور محسوسی افزایش یافت.

اجرا کردن

متمایز

Ex: The architecture of the building is distinctively modern .

معماری ساختمان به طور متمایزی مدرن است.

tellingly [قید]
اجرا کردن

به طور معنادار

Ex: Her silence during the meeting was tellingly indicative of her disagreement .

سکوت او در جلسه به طور گویایی نشان دهنده مخالفتش بود.

plainly [قید]
اجرا کردن

به وضوح

Ex: The change in policy was plainly communicated to all employees .

تغییر سیاست به وضوح به تمام کارمندان اعلام شد.

singularly [قید]
اجرا کردن

به طور منحصر به فرد، به طور قابل توجه

Ex: Her perspective on the issue was singularly insightful .

دیدگاه او در مورد این موضوع به طور قابل توجهی بینش‌مند بود.

distinctly [قید]
اجرا کردن

به‌وضوح

Ex: The scent of the flowers was distinctly aromatic and pleasant .

بوی گل‌ها به وضوح معطر و دلپذیر بود.

اجرا کردن

به صورت مبهم

Ex: The distant landscape was indistinctly blurred by the rain .

منظره دور به دلیل باران به صورت مبهم محو شده بود.

faintly [قید]
اجرا کردن

به صورت ضعیف

Ex: Her voice was faintly audible over the background noise .

صدایش به ضعیف روی صدای پس‌زمینه شنیده می‌شد.

اجرا کردن

به صورت غیرقابل تشخیص

Ex: The shift in attitude happened imperceptibly but had a significant impact .

تغییر نگرش به طور نامحسوس رخ داد اما تأثیر قابل توجهی داشت.

اجرا کردن

به طور نامحسوس، بدون جلب توجه

Ex: The waiter refilled the glasses unobtrusively , ensuring a seamless dining experience .

پیشخدمت لیوان‌ها را بی‌سر و صدا پر کرد، تا تجربه‌ای روان از صرف غذا را تضمین کند.