قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای استفاده از ابزارها و روش‌ها

این قیدها روش‌ها یا ابزارهای مورد استفاده برای دستیابی به یک هدف را روشن می‌کنند، برای مثال، "الکتریکی"، "مصنوعی"، "دستی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به اشیا
اجرا کردن

مکانیکی

Ex: The wheat is harvested mechanically using modern combine harvesters .

گندم به صورت مکانیکی با استفاده از کمباین‌های مدرن برداشت می‌شود.

visually [قید]
اجرا کردن

با مشاهده

Ex: The teacher presented the information visually , using charts and diagrams .

معلم اطلاعات را بصری ارائه داد، با استفاده از نمودارها و دیاگرام‌ها.

اجرا کردن

به صورت الکتریکی

Ex: The lamp is controlled electrically , with a switch that regulates the flow of electricity .

لامپ به صورت الکتریکی کنترل می‌شود، با یک سوئیچ که جریان برق را تنظیم می‌کند.

اجرا کردن

میکروسکوپی

Ex: Microscopically , the surface of the material revealed intricate patterns and textures .

به صورت میکروسکوپی، سطح ماده الگوها و بافت‌های پیچیده‌ای را نشان داد.

digitally [قید]
اجرا کردن

به‌صورت کامپیوتری

Ex: The data was transferred digitally between devices using a secure connection .

داده‌ها به صورت دیجیتالی بین دستگاه‌ها با استفاده از یک اتصال امن منتقل شدند.

اجرا کردن

الکترونیکی

Ex: Signatures can be obtained electronically using a digital pen .

امضاها می‌توانند الکترونیکی با استفاده از یک قلم دیجیتال به دست آیند.

اجرا کردن

به صورت مغناطیسی

Ex: The compass needle points north magnetically due to the Earth 's magnetic field .

سوزن قطب‌نما به دلیل میدان مغناطیسی زمین به سمت شمال مغناطیسی اشاره می‌کند.

اجرا کردن

به صورت شماتیک

Ex: The artist sketched the design schematically before creating the detailed illustration .

هنرمند طرح را به صورت شماتیک قبل از ایجاد تصویر دقیق ترسیم کرد.

اجرا کردن

مصنوعی

Ex: The artificial sweetener is synthetically derived , providing a sugar substitute .

شیرین کننده مصنوعی به صورت مصنوعی مشتق شده است و جایگزینی برای شکر ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

مصنوعی

Ex: The snow on the movie set was created artificially using special effects for a winter scene .

برف در صحنه فیلمبرداری به صورت مصنوعی با استفاده از جلوه‌های ویژه برای یک صحنه زمستانی ایجاد شد.

اجرا کردن

به روشی سیستماتیک

Ex: The detective methodically gathered evidence to piece together the crime scene .

کارآگاه به روشی منظم شواهد را جمع آوری کرد تا صحنه جرم را بازسازی کند.

اجرا کردن

تحلیلی

Ex: Analytically , the researcher reviewed existing literature to build a comprehensive understanding of the topic .

به صورت تحلیلی، محقق ادبیات موجود را مرور کرد تا درک جامعی از موضوع بسازد.

graphically [قید]
اجرا کردن

به صورت گرافیکی

Ex: The instructions were explained graphically using diagrams and icons .

دستورالعمل‌ها به صورت گرافیکی با استفاده از نمودارها و آیکون‌ها توضیح داده شدند.

اجرا کردن

به صورت تجربی

Ex: The gardener experimentally adjusted watering schedules to optimize plant growth .

باغبان به طور آزمایشی برنامه‌های آبیاری را تنظیم کرد تا رشد گیاهان را بهینه کند.

empirically [قید]
اجرا کردن

تجربی

Ex: The effectiveness of the teaching method was assessed empirically by evaluating student performance .

اثربخشی روش تدریس به صورت تجربی با ارزیابی عملکرد دانش‌آموزان ارزیابی شد.

اجرا کردن

به‌صورت سیستماتیک

Ex: The engineer systematically analyzed the problem before proposing a solution .

مهندس قبل از پیشنهاد راه‌حل، مشکل را به صورت سیستماتیک تحلیل کرد.

magically [قید]
اجرا کردن

به‌طور جادویی

Ex: The fantasy novel described a world where creatures could communicate magically .

رمان فانتزی دنیایی را توصیف می‌کرد که در آن موجودات می‌توانستند به طور جادویی با هم ارتباط برقرار کنند.

manually [قید]
اجرا کردن

به‌صورت دستی

Ex: The gardener manually planted seeds in the soil , carefully arranging them .

باغبان دانه‌ها را دستی در خاک کاشت و با دقت آن‌ها را چید.

by hand [قید]
اجرا کردن

با دست

Ex: The baker kneaded the dough by hand to ensure the perfect texture .

نانوا خمیر را با دست ورز داد تا بافت بی‌نقصی را تضمین کند.

اجرا کردن

به صورت رقابتی

Ex: The teams played competitively , aiming for victory in the tournament .

تیم‌ها به صورت رقابتی بازی کردند، با هدف پیروزی در مسابقه.

اجرا کردن

به ترتیب

Ex: The historical events were presented sequentially in the documentary .

رویدادهای تاریخی در مستند به صورت متوالی ارائه شدند.

اجرا کردن

سلسله مراتبی

Ex: The folders on the computer are organized hierarchically , with main directories and subfolders .

پوشه‌ها در کامپیوتر به صورت سلسله‌مراتبی سازماندهی شده‌اند، با دایرکتوری‌های اصلی و زیرپوشه‌ها.

live [قید]
اجرا کردن

زنده (پخش یا اجرا)

Ex: The talk show is filmed live , with the audience present during the recording .

تاک شو به صورت زنده فیلمبرداری می‌شود، با حضور تماشاگران در طول ضبط.

wirelessly [قید]
اجرا کردن

بی‌سیم

Ex: The smart thermostat communicates wirelessly with other devices in the home .

ترموستات هوشمند به صورت بی‌سیم با سایر دستگاه‌های خانه ارتباط برقرار می‌کند.

اجرا کردن

برنامه‌ای

Ex: The website content is updated programmatically , pulling information from a database .

محتوای وبسایت برنامه‌نویسی شده به‌روز می‌شود، اطلاعات را از یک پایگاه داده می‌کشد.

اجرا کردن

از راه دورخوانی

Ex: The twins claimed to sense each other 's emotions telepathically , even when far apart .

دوقلوها ادعا کردند که احساسات یکدیگر را به صورت تله‌پاتیک درک می‌کنند، حتی زمانی که از هم دور بودند.

اجرا کردن

به‌طور خودکار

Ex: The thermostat adjusts the temperature automatically to maintain the set comfort level .

ترموستات دما را به طور خودکار تنظیم می‌کند تا سطح راحتی تنظیم شده را حفظ کند.