قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای شیوه تغییر

اینها دسته‌ای از قیدهای حالت هستند که نحوه تغییر یا اصلاح چیزی را توصیف می‌کنند، مانند "به طور فزاینده"، "به طور پیوسته"، "به تدریج" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به اشیا
negatively [قید]
اجرا کردن

به‌طور منفی

Ex: The news of the economic downturn affected the stock market negatively .

خبر رکود اقتصادی بازار سهام را منفی تحت تأثیر قرار داد.

adversely [قید]
اجرا کردن

به طور منفی

Ex: Staying up late regularly can impact your energy levels adversely .

بیدار ماندن تا دیروقت به طور منظم می‌تواند منفی بر سطح انرژی شما تأثیر بگذارد.

اجرا کردن

به‌طور فزاینده

Ex: The use of renewable energy sources is becoming increasingly popular .

استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شود.

growingly [قید]
اجرا کردن

به صورت فزاینده

Ex: She found herself growingly interested in the field of environmental conservation .

او خود را به طور فزاینده‌ای علاقه‌مند به حوزه حفاظت از محیط زیست یافت.

اجرا کردن

تدریجی

Ex: The team is making progress incrementally to achieve their long-term goals .

تیم به صورت تدریجی در حال پیشرفت برای دستیابی به اهداف بلندمدت خود است.

dynamically [قید]
اجرا کردن

به صورت پویا

Ex: The cityscape dynamically transforms with new architecture and infrastructure .

چشم‌انداز شهری با معماری و زیرساخت‌های جدید پویا تغییر می‌کند.

steadily [قید]
اجرا کردن

به‌طور پیوسته

Ex: With consistent practice , his confidence grew steadily in public speaking .

با تمرین مداوم، اعتماد به نفس او در سخنرانی عمومی به طور پیوسته افزایش یافت.

statically [قید]
اجرا کردن

به صورت ایستا

Ex: The building stood statically against the changing skyline , unchanged for years .

ساختمان در مقابل خط افق در حال تغییر به صورت ایستا ایستاده بود، سال‌ها بدون تغییر.

sustainably [قید]
اجرا کردن

به صورت پایدار

Ex: The union negotiated for sustainably improved wages for all its members .

اتحادیه برای دستمزدهای پایدار بهبود یافته برای تمام اعضای خود مذاکره کرد.

اجرا کردن

به تدریج

Ex: As the project unfolded , the team 's collaboration improved progressively .

همانطور که پروژه پیش می‌رفت، همکاری تیم به تدریج بهبود یافت.

gradually [قید]
اجرا کردن

به‌تدریج

Ex: The temperature dropped gradually throughout the evening .

دما در طول شب به تدریج کاهش یافت.

اجرا کردن

به صورت عطف به ماسبق

Ex: The amnesty law pardoned offenses retroactively up to a certain date .

قانون عفو، جرایم را به صورت عطف به ماسبق تا تاریخ معینی بخشید.

اجرا کردن

به صورت غیرقابل کنترل

Ex: The child 's excitement bubbled up uncontrollably before the birthday party .

هیجان کودک قبل از جشن تولد به طور غیرقابل کنترلی بالا زد.

اجرا کردن

به صورت متفاوت

Ex: The rewards were distributed differentially depending on performance .

پاداش‌ها بسته به عملکرد به صورت متفاوت توزیع شدند.

اجرا کردن

تجمعی

Ex: Skills develop cumulatively with consistent practice and learning .

مهارت‌ها با تمرین و یادگیری مداوم تجمعی توسعه می‌یابند.

اجرا کردن

به طور جامع

Ex: The new policy was designed to comprehensively improve workplace conditions .

سیاست جدید برای بهبود جامع شرایط کاری طراحی شده است.

اجرا کردن

به طور جامع

Ex: The report was written exhaustively to ensure no critical details were overlooked .

گزارش به صورت جامع نوشته شد تا اطمینان حاصل شود که هیچ جزئیات حیاتی نادیده گرفته نشده است.

اجرا کردن

به صورت سیستماتیک

Ex: The reforms were introduced systemically to improve the healthcare system .

اصلاحات به صورت سیستماتیک معرفی شدند تا سیستم بهداشت و درمان را بهبود بخشند.

in stages [قید]
اجرا کردن

به صورت مرحله ای

Ex: The event planning will unfold in stages , covering logistics , invitations , and execution .

برنامه‌ریزی رویداد به صورت مرحله‌ای انجام خواهد شد و شامل لجستیک، دعوت‌نامه‌ها و اجرا می‌شود.

adaptively [قید]
اجرا کردن

به صورت انطباقی

Ex: The curriculum was designed adaptively to cater to different learning styles .

برنامه درسی به صورت انطباقی طراحی شده است تا به سبک‌های مختلف یادگیری پاسخ دهد.

اجرا کردن

طراوت بخش

Ex: The scent of fresh flowers is refreshingly pleasant in the garden .

عطر گل‌های تازه در باغ نشاط‌آور دلپذیر است.

اجرا کردن

به صورت تکاملی

Ex: Plants have evolutionarily developed diverse strategies for reproduction .

گیاهان تکاملی استراتژی‌های متنوعی برای تولید مثل توسعه داده‌اند.

اجرا کردن

قدم به قدم

Ex: The recipe was explained step by step for easy understanding .

دستور العمل گام به گام توضیح داده شد تا درک آن آسان باشد.

اجرا کردن

به صورت قابل تعویض

Ex: : In this recipe , baking soda and baking powder can be used interchangeably

در این دستور، جوش شیرین و بیکینگ پودر را می‌توان به جای هم استفاده کرد.

flexibly [قید]
اجرا کردن

به صورت انعطاف پذیر

Ex: The contract terms were negotiated flexibly to meet the needs of both parties .

شرایط قرارداد به صورت انعطاف‌پذیر مذاکره شد تا نیازهای هر دو طرف برآورده شود.