قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای شیوه تغییر
اینها دستهای از قیدهای حالت هستند که نحوه تغییر یا اصلاح چیزی را توصیف میکنند، مانند "به طور فزاینده"، "به طور پیوسته"، "به تدریج" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a manner that is bad or causes harm

بهطور منفی, منفیانه
شرایط آب و هوایی سخت منفی بر محصولات تأثیر گذاشت و منجر به برداشت ضعیف شد.
in a way that has a negative or harmful effect

به طور منفی, مضر
دارو برخی عوارض جانبی داشت که منفی بر سلامتی او تأثیر گذاشت.
in a manner that is gradually growing in degree, extent, or frequency over time

بهطور فزاینده
با گذشت هر روز، هوا به طور فزایندهای سردتر میشود.
in a manner that is increasing overtime

به صورت فزاینده, هرچه بیشتر
به طور فزایندهای، مردم سبک زندگی سالمتر و خوردن آگاهانه را پذیرفتهاند.
with small changes or additions happening gradually over time

تدریجی, به تدریج
شرکت فروش خود را تدریجاً در سه ماهه گذشته افزایش داد.
with constant change, activity, or energy, often adapting to evolving situations

به صورت پویا, با انرژی
در یک صنعت پرسرعت، کسبوکارها باید پویا سازگار شوند تا رقابتی باقی بمانند.
in a gradual and even way

بهطور پیوسته
درآمد شرکت به طور پیوسته از فصل به فصل در حال افزایش است.
in a way that remains fixed or unchanging

به صورت ایستا, به روشی ثابت
شرایط بازار به صورت ایستا پایدار بود، با نوسانات کم.
in a manner that maintains a particular state or condition over time

به صورت پایدار, پایدارانه
شرکت قصد داشت دستمزدهای پایدار بالاتری برای تمام کارکنان خود کسب کند.
in a manner that advances or develops gradually over time

به تدریج, کم کم
سازمان به تدریجی فناوریهای جدید را برای افزایش کارایی اتخاذ کرد.
in small amounts over a long period of time

بهتدریج, بهندرت
رنگهای غروب خورشید به تدریج از نارنجی به صورتی تغییر کردند.
in a way that something takes effect from a date earlier than its official approval or implementation

به صورت عطف به ماسبق, به شکل بازگشتی
تغییرات سیاست به صورت عطف به ماسبق اجرا شدند تا مسائل گذشته را حل کنند.
in a way that cannot be managed or restrained

به صورت غیرقابل کنترل, به شکلی غیرقابل مهار
اشکها به طور غیرقابل کنترل جاری شدند وقتی که او خبر غمانگیز را دریافت کرد.
in a way that varies or differs, often based on specific characteristics or conditions

به صورت متفاوت
این برنامه برای پاسخگویی به صورت متفاوت به سطوح مختلف مهارت طراحی شده است.
in a way that increases gradually through successive additions, accumulating over time

تجمعی, به صورت تجمعی
فواید ورزش منظم به صورت تجمعی در طول سالها اضافه میشود.
in a thorough manner that covers all aspects or elements

به طور جامع, به طور کامل
این گزارش به جامع چالشها و فرصتهای مختلف پرداخت.
in a thorough and complete manner that covers every detail or aspect

به طور جامع, به صورت کامل
موضوع به طور جامع مورد تحقیق قرار گرفت تا درک کاملی ارائه شود.
in a manner that involves or affects an entire system

به صورت سیستماتیک, به شیوه سیستمی
مشکل به صورت سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفت تا از تکرار آن جلوگیری شود.
in a way that something progresses through different steps or phases, each building upon the previous

به صورت مرحله ای, تدریجاً
ساختمان سازی به صورت مرحلهای انجام خواهد شد، که از فونداسیون شروع میشود.
in a way that adjusts or changes according to the circumstances or needs of the situation

به صورت انطباقی, انطباق پذیرانه
بهروزرسانیهای نرمافزاری به صورت انطباقی برای رسیدگی به بازخورد کاربران پیادهسازی شدند.
in a way that makes one feel less tired or more energetic

طراوت بخش, به روش انرژی بخش
یک لیوان آب سرد میتواند در یک روز گرم نشاطآور مرطوب کننده باشد.
with a gradual and steady development and change over an extended period

به صورت تکاملی, با توسعه تدریجی و پایدار
فناوری از ابزارهای ساده به اختراعات پیچیده به صورت تکاملی پیشرفت کرده است.
regarding the method of progressing gradually by taking one small action or stage at a time

قدم به قدم, تدریجی
یادگیری یک زبان جدید زمانی آسانتر است که گام به گام به آن نزدیک شوید، با واژگان پایه شروع کنید.
in a way that allows things to be switched or used in the same way without making a significant difference

به صورت قابل تعویض, بدون تمایز
عنوانهای شغلی "مدیر" و "سرپرست" گاهی به صورت قابل تعویض استفاده میشوند.
