قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای سطح جزئیات

این قیدها نشان می‌دهند که چیزی چقدر مفصل و پیچیده یا کوتاه و ساده است. آنها شامل قیدهایی مانند "به اختصار"، "به تفصیل"، "با کلمات زیاد" و غیره می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به اشیا
succinctly [قید]
اجرا کردن

به طور خلاصه

Ex: The instructions were provided succinctly to avoid confusion .

دستورالعمل‌ها به طور مختصر ارائه شدند تا از سردرگمی جلوگیری شود.

concisely [قید]
اجرا کردن

به طور خلاصه

Ex: The manual explained the process concisely for user understanding .

راهنما فرآیند را به طور خلاصه برای درک کاربر توضیح داد.

tersely [قید]
اجرا کردن

به طور خلاصه

Ex: The letter of resignation was written tersely , stating only the essential details .

نامه استعفا به طور خلاصه نوشته شده بود و فقط جزئیات ضروری را ذکر می‌کرد.

in short [قید]
اجرا کردن

به طور خلاصه

Ex: The instructions , in short , outline the steps for assembling the furniture .

دستورالعمل‌ها، به طور خلاصه، مراحل مونتاژ مبلمان را شرح می‌دهند.

pithily [قید]
اجرا کردن

به طور خلاصه

Ex: The poet conveyed deep emotions pithily in just a few lines .

شاعر احساسات عمیق را به اختصار در تنها چند خط منتقل کرد.

in passing [قید]
اجرا کردن

به طور گذرا

Ex: While chatting , they discussed the topic in passing .

در حالی که چت می‌کردند، موضوع را به طور گذرا مورد بحث قرار دادند.

laconically [قید]
اجرا کردن

به طور مختصر، به طور مستقیم

Ex: The detective summarized the evidence laconically during the briefing .

کارآگاه در طول جلسه توجیهی، شواهد را به طور مختصر و مستقیم خلاصه کرد.

اجرا کردن

به سادگی افراطی

Ex: In response to the complex question , she answered simplistically without considering various factors .

در پاسخ به سوال پیچیده، او ساده‌انگارانه پاسخ داد بدون در نظر گرفتن عوامل مختلف.

elaborately [قید]
اجرا کردن

به طور مفصل

Ex: The speaker explained the scientific concept elaborately , covering all relevant aspects .

گوینده مفهوم علمی را به تفصیل توضیح داد و تمام جنبه‌های مرتبط را پوشش داد.

at length [قید]
اجرا کردن

به‌طور مفصل

Ex: They debated the issue at length , considering various perspectives .

آنها این مسئله را به تفصیل مورد بحث قرار دادند و دیدگاه‌های مختلف را در نظر گرفتند.

delicately [قید]
اجرا کردن

با ظرافت

Ex: The surgeon delicately performed the operation .

جراح عمل را با دقت انجام داد.

intricately [قید]
اجرا کردن

به صورت پیچیده

Ex: The writer wove an intricately plotted mystery novel with multiple twists .

نویسنده یک رمان معمایی پیچیده با چندین پیچ‌و‌تاب بافت.

verbosely [قید]
اجرا کردن

با جزئیات زیاد

Ex: The professor explained the theory verbosely , overwhelming the students with details .

استاد نظریه را به طور مفصّل توضیح داد و دانشجویان را با جزئیات خسته کرد.

اجرا کردن

به طور مفصل

Ex: The politician addressed the audience long-windedly , elaborating on various points .

سیاستمدار به مخاطبان به درازا سخن گفت و نکات مختلف را تشریح کرد.

wordily [قید]
اجرا کردن

با استفاده از کلمات بیش از حد لازم

Ex: The author described the character 's emotions wordily , using an abundance of adjectives .

نویسنده احساسات شخصیت را به صورت پرحرفی توصیف کرد، با استفاده از تعداد زیادی صفت.

in detail [قید]
اجرا کردن

به تفصیل

Ex: The report analyzed the data in detail , examining various factors .

گزارش داده‌ها را به تفصیل تحلیل کرد و عوامل مختلف را بررسی نمود.