قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای نظم و بینظمی
این قیدها نشان میدهند که چقدر چیزی رایج یا منحصر به فرد است و شامل قیدهایی مانند "به طور متعارف"، "به طور غیرعادی"، "به طور عجیب" و غیره میشود.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
in a way that follows established customs, practices, or norms

به صورت متعارف، به روش سنتی
جلسات به طور متعارف در ساعات کاری عادی برنامهریزی میشوند.
in a way that is in accordance with established customs, traditions, or usual practices

معمولا، به طور سنتی
دست دادن معمولاً به عنوان سلام در بسیاری از فرهنگهای غربی استفاده میشود.
in accordance with methods, beliefs, or customs that have remained unchanged for a long period of time

طبق سنت, بهطور سنتی
این لباس به طور سنتی توسط عروسها در آن فرهنگ پوشیده میشد.
in a way that is always the same

بهطور مداوم, همواره
هوا در این منطقه در تابستان به طور مداوم آفتابی است.
in an unpredictable or uneven manner

به طور نامنظم
باغبان گلها را بهصورت نامنظم کاشت تا ظاهری طبیعی داشته باشد.
in a manner that is not normal or expected

به طور غیرعادی, عجیب
مدل مو به صورت غیرمعمول کوتاه شده بود، با لایههای نامتقارن و هایلایتهای جسورانه.
not in a typical or expected manner

به طور غیر طبیعی, به شکلی غیرعادی
دستگاه پس از بهروزرسانی اخیر نرمافزار بهصورت غیرعادی کار کرد.
in a manner that is not natural, typical, or normal

به طور غیر طبیعی, به طور غیر عادی
سگ به طور غیر طبیعی پارس کرد، چیزی غیرعادی در محله آرام احساس کرد.
not in accordance with established customs or practices

به صورت غیر متعارف, به روشی غیر متعارف
سبک مدیریت شرکت به طور غیر متعارف مشارکتی بود، که ارتباط باز را تشویق میکرد.
in a way that does not stay the same or follow a clear pattern

بهطور متناقض, بهطور ناسازگار
پیشبینی هوا باران را به صورت ناسازگار پیشبینی کرد، که منجر به عدم قطعیت برای برنامههای فضای باز شد.
unlike what is expected or ordinary

به طور غیرمعمول, به شکلی غیرعادی
منوی رستوران به طور غیرمعمول متنوع بود و طیف گستردهای از غذاهای بینالمللی را ارائه میداد.
in a manner that is unusual or unexpected

بهطرز عجیبی, به طور شگفتآوری
آب و هوا عجیب رفتار کرد، با طوفانهای غیرمنتظرهای که در تابستان رخ داد.
in a way that is disturbingly interested in dark or unpleasant subjects, especially death or suffering

به طور بیمارگونه
اتاق به صورت مرضی تزئین شده بود، با جمجمهها و عناصر دیگر وحشتآور.
in a way that is strange or unusual

به شکل عجیب, به طور غیر معمول
درخت در حیاط خلوت به طور عجیبی رشد کرد، با شاخه هایی که شکل های جالبی تشکیل می دادند.
in a way that is strangely or mysteriously unsettling, often because of its remarkable similarity to something else

به شکل عجیبی, به شکل مرموزی
عادتهای کاری کارمند جدید به طرز عجیبی شبیه به کارمند قبلی بود.
in a way that is mysteriously strange or unsettling, often creating an atmosphere of discomfort or fear

به طور عجیب, به طور مرموز
خانه رها شده به طرز ترسناکی ساکت ایستاده بود، با تنها صدای بادی که از پنجرههای شکسته عبور میکرد.
in a way that is peculiar or odd

به شکل عجیب و غریب, به طور عجیب
مخترع ماشین را به شکلی عجیب طراحی کرد، که با اصول متعارف مهندسی مخالفت میکرد.
in a way that is unusual, strange, or unexpected

بهطرزی عجیب, بهطرز غیر عادی، بهطور غیر معمول
برای یک صبح زمستانی به طرز عجیبی گرم بود.
in a way that is very noticeable or impressive

به طور چشمگیر, به روشی قابل توجه
رشته کوه در پس زمینه آسمان آبی صاف به طور چشمگیری با شکوه بود.
in a way that seems strangely or oddly unusual

به شکل عجیب, به طور غیرعادی
گربه به شکل عجیبی رفتار کرد، دنبال دم خود در دایره ای بدون دلیل واضحی دوید.
in an extremely unusual or extravagant way

به شیوه ای فوق العاده غیر معمول، به شیوه ای افراطی
نمایش مد مدلهایی را به نمایش گذاشت که به شکل عجیب و غریبی لباس پوشیده بودند و سبکهای آوانگارد را نشان میدادند.
in a manner that is unpredictable or irregular

به طور نامنظم
آب و هوا به طور نامنظم تغییر کرد، با تغییرات ناگهانی بین آفتاب و باران.
in an unusual or strange manner that is different from what is expected

بهطرز عجیب, بهطرز غیر عادی
گربه به شکل عجیبی رفتار کرد، در مکانهای غیرمعمول اطراف خانه پنهان شد.
in a way not like anything else

منحصراً, بهطور منحصر به فرد
منوی رستوران بینظیر متنوع بود و ترکیبی از آشپزیهای جهانی را ارائه میداد.
in a manner that is strange or unexpected

بهطرز عجیبوغریبی, بهنحو سوالبرانگیزی
غریبه به شکل عجیبی لبخند زد، که باعث شد فضای اتاق ناخوشایند شود.
in an extremely unusual, abnormal, or unexpected manner

به شکل عجیب, به طور غیرعادی
طوفان باعث جزر و مد بسیار غیرعادی شد و مناطقی که معمولاً خشک بودند را غرقاب کرد.
