به طور قابل مقایسه
دستاوردهای او در این زمینه به طور قابل مقایسهای قابل توجه هستند.
این قیدها برای مقایسه دو یا چند چیز و برجسته کردن شباهت ها و تفاوت های آنها استفاده می شوند، مانند "به طور مشابه"، "به طور یکسان"، "به طور متفاوت"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به طور قابل مقایسه
دستاوردهای او در این زمینه به طور قابل مقایسهای قابل توجه هستند.
بهطور مشابه
او به انتقادات به طور مشابه با روشی که دفعه قبل مدیریت کرد پاسخ داد.
بهیکصورت
دو ماشین شبیه به نظر میرسند، اما موتورهای متفاوتی دارند.
معادل
افزایش دما یا فشار باعث میشود که ماده به طور معادل منبسط شود.
به طور مشابه
درست مانند طبیعت، جایی که گونهها برای بقا سازگار میشوند، کسبوکارها نیز باید به طور مشابه تکامل یابند.
به طور یکسان
اسناد به طور یکسان فرمت شدهاند برای ظاهری استاندارد.
به همین صورت
صحبت کردن آرام معمولاً باعث میشود دیگران به همین صورت پاسخ دهند.
یکنواخت
کارمندان به طور یکسان بر روی نرمافزار جدید آموزش دیدند.
بهطور متفاوت
فرهنگهای مختلف به جشنها به شیوههای مختلف نزدیک میشوند.
به صورت متنوع
سازمان استخدام به صورت متنوع را برای ترویج شمول تشویق میکند.
به روشهای مختلف، گوناگون
مشکل را میتوان به روشهای مختلف برای یافتن راهحلها بررسی کرد.
به صورت واگرا، به طور متفاوت
نقاط داده روی نمودار شروع به پخش شدن واگرا کردند.
به طور متفاوت
محلههای شهر از نظر معماری به طور متفاوت ساختار یافتهاند.