مخفیانه
جاسوس مخفیانه عمل کرد، اطلاعات را بدون تشخیص جمع آوری کرد.
این قیدها توصیف میکنند که آیا یک اطلاعات در دسترس عموم است یا مخفی نگه داشته میشود، مانند "مخفیانه"، "پنهانی"، "علنی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مخفیانه
جاسوس مخفیانه عمل کرد، اطلاعات را بدون تشخیص جمع آوری کرد.
به صورت مخفیانه
آزمایش به صورت محرمانه انجام شد تا از نشت اطلاعات جلوگیری شود.
محرمانه
پزشک وضعیت بیمار را محرمانه با خانواده در میان گذاشت.
محرمانه
جاسوس به صورت مخفیانه وارد ساختمان شد، از نظارت اجتناب کرد.
بهطور ناشناس
فروم آنلاین به کاربران اجازه میداد نظرات خود را به صورت ناشناس ارسال کنند.
دزدکی
جیببر در بازار شلوغ به طور مخفیانه کار میکرد و در جمعیت حل شده بود.
مخفیانه
آنها مخفیانه از طریق پیامهای رمزنگاری شده ارتباط برقرار کردند تا حریم خصوصی را حفظ کنند.
مخفیانه
مامور مخفی فعالیتهای جنایی را مخفیانه زیر نظر گرفت.
به صورت خصوصی
عذرخواهی به صورت خصوصی ارائه شد، دور از چشم عموم.
بهصورت خصوصی
معامله تجاری به صورت خصوصی مذاکره شد تا از نشتی جلوگیری شود.
با احتیاط
میزبان با احتیاط با مهمانی که ایجاد اختلال میکرد برخورد کرد بدون آن که صحنهای ایجاد کند.
دزدکی
او دزدکی به پاسخها در طول امتحان نگاه کرد.
یواشکی
شکارچی به آرامی از میان جنگل حرکت کرد تا طعمه خود را غافلگیر کند.
آشکارا
شرکت به طور علنی راهاندازی محصول جدید خود را از طریق یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کرد.
در ملأ عام
این رویداد عمومی تبلیغ شد تا مخاطبان زیادی را جذب کند.
بیپرده
سیاستمدار علناً از یک سیاست خاص در سخنرانیهایش حمایت کرد.