به طور خیره کننده
برف نور خورشید را به طور خیره کنندهای منعکس کرد، که عینک آفتابی را ضروری ساخت.
این قیدها مقدار نور موجود در یک زمینه خاص را توصیف میکنند، مانند "خیرهکننده"، "روشن"، "کم نور" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به طور خیره کننده
برف نور خورشید را به طور خیره کنندهای منعکس کرد، که عینک آفتابی را ضروری ساخت.
به طور خیره کننده
سطح صیقلخورده میز نور خورشید را بهطور خیرهکنندهای منعکس میکرد.
به روشنی
چراغهای شهر با فرارسیدن شب درخشان میدرخشیدند.
به صورت درخشان
آتشبازیها خیرهکننده منفجر شدند و آسمان را با رنگهای زنده روشن کردند.
درخشان
فانوس دریایی نور خود را درخشان در سراسر دریای تاریک تاباند.
تیرهوتار
فانوسهای روی مسیر کمنور روشن شدند و درخششی ظریف ایجاد کردند.
تاریک
کوچه توسط یک چراغ خیابان دور مبهم روشن شده بود.
به صورت کم نور
خیابانهای شهر با فرا رسیدن شب شروع به درخشش تاریکوار کردند.
به صورت مات
سطح فلزی با گذشت زمان کدر به نظر رسید.
تاریک، مبهم
کوچه تنها تاریک توسط یک چراغ خیابان دور روشن شده بود.