افعال عبارتی با استفاده از 'Around', 'Over', و 'Along' - حرکت (اطراف)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Around', 'Over', و 'Along'
اجرا کردن

باسروصدا این طرف و آن طرف رقتن

Ex: The sound of someone banging around in the attic startled us .

صدای کسی که صدا به پا می‌کرد در اتاق زیر شیروانی ما را ترساند.

اجرا کردن

کنترل‌نشده رفتار کردن

Ex: During the busy holiday season , shoppers tend to fly around the stores , trying to find the perfect gifts .

در فصل شلوغ تعطیلات، خریداران تمایل دارند که دور فروشگاه‌ها پرواز کنند، در تلاش برای یافتن هدیه‌های عالی.

اجرا کردن

رفتن و آمدن

Ex: Elderly individuals may face challenges in getting around , so accessible public transportation is essential .

افراد مسن ممکن است با چالش‌هایی در جابجایی مواجه شوند، بنابراین حمل و نقل عمومی قابل دسترس ضروری است.

اجرا کردن

از شخصی نزدیک به مکان شما بازدید به عمل آوردن

Ex: You can easily go around to the library to pick up the books you reserved .

شما به راحتی می‌توانید سر بزنید به کتابخانه تا کتاب‌های رزرو شده خود را بردارید.

اجرا کردن

از جایی به جای دیگر سفر کردن

Ex: Instead of taking a traditional vacation , we like to kick around the countryside , exploring new places as we go .

به جای گرفتن تعطیلات سنتی، دوست داریم در حومه شهر گشت بزنیم، و در حین حرکت مکان‌های جدید را کشف کنیم.

اجرا کردن

بی‌هدف گشتن

Ex:

در بازار، خریداران در اطراف غرفه‌ها می‌چرخند، تنوع محصولات موجود را بررسی می‌کنند.

اجرا کردن

بی‌هدف گشتن

Ex: They had no specific plans , so they just poodled around the town .

آنها برنامه‌های خاصی نداشتند، بنابراین فقط در شهر پرسه زدند.

اجرا کردن

بی‌هدف راه رفتن

Ex: They puttered around the yard , tending to the garden without a specific plan .

آنها در حیاط پرسه می‌زدند، بدون برنامه خاصی از باغ مراقبت می‌کردند.

اجرا کردن

ناگهان به اطراف نگاه کردن

Ex: The unexpected question made him swing around to look directly at the interviewer .

سوال غیرمنتظره باعث شد او به سرعت بچرخد تا مستقیماً به مصاحبه‌کننده نگاه کند.