تغییر دکوراسیون دادن
او جا به جا کرد مبلمان اتاق نشیمن را برای حس تازه.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تغییر دکوراسیون دادن
او جا به جا کرد مبلمان اتاق نشیمن را برای حس تازه.
دور هم جمع شدن
در طول اعتراض، مردم دور هم جمع میشدند اطراف سخنرانان تا سخنرانیهای پرشور و درخواستهای تغییر را بشنوند.
فرصت انجام کاری را یافتن
او بالاخره وقت پیدا کرد که قفسه کتاب ها رو آخر هفته گذشته مرتب کنه.
چند بار به کسی ضربه زدن
نجار با چکش به تکه چوب میکوبد، آن را به پایه صندلی شکل میدهد.
به اطراف نگاه کردن
سگ گمشده به اطراف نگاه کرد تا صاحبش را پیدا کند، احساس اضطراب و سردرگمی میکرد.
تفریح کردن
آنها با ماشین قدیمی در گاراژ ور میروند، سعی در بازسازی آن دارند.
بر چیزی تمرکز کردن
داستان رمان حول محور زندگی یک موسیقیدان جوان میچرخد.
آغاز شدن
دیدار سالانه خانواده به زودی دوباره اتفاق میافتد، و من خودم را برای ترکیب معمول خندهها، بحثها و غذای خوب آماده میکنم.
به کسی در انجام وظایفش کمک کردن
به عنوان یک مربی، بخشی از نقش من این است که به دنبال کارآموزان بدوم، آنها را در پروژههایشان راهنمایی کنم تا زمانی که اعتماد به نفس بیشتری کسب کنند.
جنبههای جالب یک مکان را نشان دادن
ساکن محلی ما را به گردش برد تا گنجینههای پنهان شهر را ببینیم.
اشیا را به مکانهای مختلف جابجا کردن
مربی بازیکنان را عوض کرد تا ترکیبهای مختلف تیم را آزمایش کند.
قسمتهای مهم یک مکان را به کسی نشان دادن
بگذارید شما را در محله بگردانم تا مغازههای محلی را کشف کنیم.
بهتر کردن
ورزشکار با تمرینات فشرده عملکرد خود را متحول کرد.
راه حل پیدا کردن
او با استفاده از شراکتهای خارجی، کمبود منابع را حل کرد.
به سرعت اطراف پخش شدن
شایعات درباره مشکلات رابطه آنها در محله میگشت، اما هیچکس اطلاعات دقیقی نداشت.
(اخبار، شایعات و غیره) فراگیر شدن
تصمیم شهردار برای افزایش مالیات به سرعت در شهر پخش شد، که باعث بحث و نگرانی در میان ساکنان شد.
پخش شدن
ویدئوی پیشنهاد ازدواج غافلگیرکننده در شبکههای اجتماعی پخش شد و هزاران بازدید به دست آورد.
توزیع کردن
در طول جلسه، او یک سند را پخش کرد تا همه بررسی کنند.
اجتناب کردن
تلاش برای بدست آوردن اطلاعات از مصاحبهشونده گریزان چالشبرانگیز بود، زیرا آنها به طور مداوم دور موضوعات اصلی میچرخیدند.
اجتناب کردن
دور زدن مکالمات ناراحت کننده همیشه بهترین روش نیست.
سر زدن
همسایههای ما همیشه صبح یکشنبهها برای قهوه و گپ زدن میآیند.
سر زدن
اگر سوالی دارید، برای یک گفتگوی سریع، تردید نکنید که به میز من سر بزنید.
مهمان داشتن
ما از داشتن دوستان در اطراف برای گردهماییهای اجتماعی لذت میبریم.
از کسی دعوت کردن
ما تصمیم گرفتیم چند دوست را برای یک مهمانی شام غیررسمی در شب شنبه دعوت کنیم.