افعال عبارتی با استفاده از 'Around', 'Over', و 'Along' - دیگران (اطراف)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Around', 'Over', و 'Along'
اجرا کردن

تغییر دکوراسیون دادن

Ex: She changed the living room around for a fresh feel.

او جا به جا کرد مبلمان اتاق نشیمن را برای حس تازه.

اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex: During the protest , people would crowd around speakers to hear passionate speeches and calls for change .

در طول اعتراض، مردم دور هم جمع می‌شدند اطراف سخنرانان تا سخنرانی‌های پرشور و درخواست‌های تغییر را بشنوند.

اجرا کردن

فرصت انجام کاری را یافتن

Ex:

او بالاخره وقت پیدا کرد که قفسه کتاب ها رو آخر هفته گذشته مرتب کنه.

اجرا کردن

چند بار به کسی ضربه زدن

Ex:

نجار با چکش به تکه چوب می‌کوبد، آن را به پایه صندلی شکل می‌دهد.

اجرا کردن

به اطراف نگاه کردن

Ex: The lost dog looked around for its owner , feeling anxious and disoriented .

سگ گمشده به اطراف نگاه کرد تا صاحبش را پیدا کند، احساس اضطراب و سردرگمی می‌کرد.

اجرا کردن

تفریح ‌‌کردن

Ex: They mess around with the old car in the garage , attempting to restore it .

آنها با ماشین قدیمی در گاراژ ور می‌روند، سعی در بازسازی آن دارند.

اجرا کردن

بر چیزی تمرکز کردن

Ex: The novel 's story revolves around the life of a young musician .

داستان رمان حول محور زندگی یک موسیقیدان جوان می‌چرخد.

اجرا کردن

آغاز شدن

Ex: The annual family reunion is about to roll around , and I 'm bracing myself for the usual mix of laughter , arguments , and good food .

دیدار سالانه خانواده به زودی دوباره اتفاق می‌افتد، و من خودم را برای ترکیب معمول خنده‌ها، بحث‌ها و غذای خوب آماده می‌کنم.

اجرا کردن

به کسی در انجام وظایفش کمک کردن

Ex:

به عنوان یک مربی، بخشی از نقش من این است که به دنبال کارآموزان بدوم، آنها را در پروژه‌هایشان راهنمایی کنم تا زمانی که اعتماد به نفس بیشتری کسب کنند.

اجرا کردن

جنبه‌های جالب یک مکان را نشان دادن

Ex:

ساکن محلی ما را به گردش برد تا گنجینه‌های پنهان شهر را ببینیم.

اجرا کردن

اشیا را به مکان‌های مختلف جابجا کردن

Ex: The coach switched the players around to test different team configurations.

مربی بازیکنان را عوض کرد تا ترکیب‌های مختلف تیم را آزمایش کند.

اجرا کردن

قسمت‌های مهم یک مکان را به کسی نشان دادن

Ex:

بگذارید شما را در محله بگردانم تا مغازه‌های محلی را کشف کنیم.

اجرا کردن

بهتر کردن

Ex: The athlete turned around his performance with intensive training .

ورزشکار با تمرینات فشرده عملکرد خود را متحول کرد.

اجرا کردن

راه حل پیدا کردن

Ex: She worked around the lack of resources by leveraging external partnerships .

او با استفاده از شراکت‌های خارجی، کمبود منابع را حل کرد.

اجرا کردن

به سرعت اطراف پخش شدن

Ex: Gossip about their relationship problems was floating around the neighborhood , but nobody had concrete information .

شایعات درباره مشکلات رابطه آنها در محله می‌گشت، اما هیچکس اطلاعات دقیقی نداشت.

اجرا کردن

(اخبار، شایعات و غیره) فراگیر شدن

Ex: The mayor 's decision to increase taxes quickly got around the town , sparking discussions and concerns among the residents .

تصمیم شهردار برای افزایش مالیات به سرعت در شهر پخش شد، که باعث بحث و نگرانی در میان ساکنان شد.

اجرا کردن

پخش شدن

Ex: The video of the surprise proposal went around social media , gaining thousands of views .

ویدئوی پیشنهاد ازدواج غافلگیرکننده در شبکه‌های اجتماعی پخش شد و هزاران بازدید به دست آورد.

اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: During the meeting , she handed around a document for everyone to review .

در طول جلسه، او یک سند را پخش کرد تا همه بررسی کنند.

اجرا کردن

توزیع کردن

Ex:

او عکس‌ها را پخش کرد تا همه بتوانند ببینند.

اجرا کردن

اجتناب کردن

Ex: Trying to get information from the elusive interviewee was challenging , as they consistently danced around the main issues .

تلاش برای بدست آوردن اطلاعات از مصاحبه‌شونده گریزان چالش‌برانگیز بود، زیرا آنها به طور مداوم دور موضوعات اصلی می‌چرخیدند.

اجرا کردن

اجتناب کردن

Ex: Skirting around uncomfortable conversations is not always the best approach .

دور زدن مکالمات ناراحت کننده همیشه بهترین روش نیست.

اجرا کردن

سر زدن

Ex: Our neighbors always come around for coffee and a chat on Sunday mornings .

همسایه‌های ما همیشه صبح یکشنبه‌ها برای قهوه و گپ زدن می‌آیند.

اجرا کردن

سر زدن

Ex: If you have any questions , do n't hesitate to drop around my desk for a quick chat .

اگر سوالی دارید، برای یک گفتگوی سریع، تردید نکنید که به میز من سر بزنید.

اجرا کردن

مهمان داشتن

Ex:

ما از داشتن دوستان در اطراف برای گردهمایی‌های اجتماعی لذت می‌بریم.

اجرا کردن

از کسی دعوت کردن

Ex: We decided to invite around a few friends for a casual dinner party on Saturday night .

ما تصمیم گرفتیم چند دوست را برای یک مهمانی شام غیررسمی در شب شنبه دعوت کنیم.