افعال عبارتی با استفاده از 'Around', 'Over', و 'Along' - دیگران (بیش از)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Around', 'Over', و 'Along'
اجرا کردن

کم کم محو شدن

Ex: The worry about the project deadline blew over as the team worked diligently .

نگرانی درباره مهلت پروژه با تلاش پیگیر تیم برطرف شد.

اجرا کردن

کسی را تحت تاثیر قرار دادن

Ex:

تعریف صمیمانه همکارش کاملاً او را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

شیفت جا‌بجا کردن

Ex: In the emergency room , the doctors and nurses changed over every eight hours to ensure fresh staff were available .

در اتاق اورژانس، پزشکان و پرستاران هر هشت ساعت تعویض می‌شدند تا اطمینان حاصل شود که کارکنان تازه در دسترس هستند.

to do over [فعل]
اجرا کردن

دوباره کاری را انجام دادن

Ex:

آشپز از غذا راضی نبود و تصمیم گرفت با اعمال تغییراتی در دستور، دوباره آن را انجام دهد.

اجرا کردن

پیوستن به

Ex: He decided to go over to the other team because he felt they had a better strategy .

او تصمیم گرفت به تیم دیگر برود چون احساس کرد که آنها استراتژی بهتری دارند.

اجرا کردن

باقی گذاشتن

Ex:

من امروز پروژه‌ام را تمام نکردم، بنابراین آن را برای فردا می‌گذارم.

اجرا کردن

کنار جاده توقف کردن

Ex: He pulled over just in time to avoid the debris on the highway .

او به‌موقع کنار کشید تا از برخورد با آوارهای روی بزرگراه جلوگیری کند.

to put over [فعل]
اجرا کردن

باموفقیت انتقال دادن

Ex: He always knows how to put over complicated concepts in simple terms .

او همیشه می‌داند چگونه مفاهیم پیچیده را به زبان ساده منتقل کند.

اجرا کردن

تعارضات را حل کردن

Ex:

پس از اختلاف نظر، آنها تصمیم گرفتند با یک گفتگوی صادقانه و باز، موضوع را آرام کنند.

اجرا کردن

کامل بحث کردن

Ex: They talked over the budget and finally reached a consensus .

آنها درباره بودجه بحث کردند و در نهایت به اجماع رسیدند.

اجرا کردن

تحویل دادن (از روی اجبار)

Ex: Despite his protests , he eventually had to fork over his car keys to the valet .

علیرغم اعتراضاتش، در نهایت مجبور شد کلیدهای ماشینش را به پارکینگ‌بان تحویل دهد.

اجرا کردن

مالکیت را واگذار کردن

Ex:

او باید پروژه را به همکارش تحویل دهد در حالی که در تعطیلات است.

اجرا کردن

مالکیت چیزی را انتقال دادن

Ex: The elderly couple decided to sign over their estate to their grandchildren .

زوج سالخورده تصمیم گرفتند املاک خود را به نوه‌هایشان منتقل کنند.

اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: Please turn over the documents to the receptionist .

لطفاً مدارک را به مسئول پذیرش تحویل دهید.

اجرا کردن

کسی را تهدید کردن

Ex:

کاندیدای رقیب سعی کرد اطلاعات آسیب‌زننده را استفاده کند علیه سیاستمدار در طول کمپین انتخاباتی.

to run over [فعل]
اجرا کردن

زیر گرفتن

Ex: The driver swerved to avoid running over the family of ducks crossing the road .

راننده برای جلوگیری از زیر گرفتن خانواده اردک‌هایی که از جاده عبور می‌کردند، پیچید.

اجرا کردن

کسی را بی‌رحمانه کتک زدن

Ex: In certain prison environments , inmates may form alliances to protect each other from being worked over by other inmates .

در برخی محیط‌های زندان، زندانیان ممکن است اتحادیه‌هایی تشکیل دهند تا از یکدیگر در برابر کتک خوردن توسط زندانیان دیگر محافظت کنند.

اجرا کردن

یک مسئولیت را بر عهده گرفتن

Ex: The president is set to preside over the annual national day celebrations .

رئیس جمهور آماده است تا بر جشن‌های سالانه روز ملی ریاست کند.

اجرا کردن

برعهده گرفتن

Ex:

سرپرست برنامه آموزشی تیم را به عهده می‌گیرد.