روزی که فرد موهایش بهمریخته است
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مو مانند "فر", "انتهای شکافته" و "خط مو" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
روزی که فرد موهایش بهمریخته است
موی لخت
صورت او به زيري زير کرکی که چانهاش را پوشانده بود ديده ميشد.
فرق باز کردن (مو)
او تصمیم گرفت موهایش را به صورت زیگزاگ تقسیم کند، که به مدل موهایش جلوهای خاص بخشید.
داشتن (مدل خاصی مو، ریش و غیره)
او معمولاً موهایش را به صورت دم اسبی میپوشاند.
از جلوی سر کچل شدن
استرس شغلش باعث شد موهایش در مدت کوتاهی به طور محسوسی عقب برود.
گرهخوردگی
یک گره از سیمها زیر میز افتاده بود.
موج (مو)
موهای او به طور طبیعی پس از شستشو موجهای ملایمی تشکیل میدهد.
گیس آفریقایی
او تصمیم گرفت دردلاک را امتحان کند، با قدردانی از سبک منحصر به فرد و بافت دار آن.
کم کردن تراکم
کشاورز درختان میوه را تنک کرد تا رشد سالمتر و تولید میوه بهتر را تضمین کند.
خاکستری شدن
دیوارهای روشن به آرامی خاکستری شدند به دلیل سالهای گرد و غبار و بیتوجهی.