مقدماتی ۱ - لباس و لوازم جانبی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره لباس و لوازم جانبی، مانند "عینک"، "شلوارک" و "حلقه"، آماده شده برای دانش آموزان سطح ابتدایی را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the styles and trends of clothing, accessories, makeup, and other items that are popular in a certain time and place

مد, مدسازی
آنها یک بوتیک باز کردند که مارک های مد لوکس می فروشد.
underpants with short legs, worn by men

شورت (مردانه)
فروشگاه دارای تنوع گستردهای از شورتها در رنگها و سبکهای مختلف است.
a type of small bag in or on clothing, used for carrying small things such as money, keys, etc.

جیب
شلوار دارای جیبهای پشتی است که میتوانید کیف پول خود را در آنجا نگه دارید.
a pair of lenses set in a frame that rests on the nose and ears, which we wear to see more clearly

عینک
عینک او را پیچیدهتر و حرفهایتر نشان میدهد.
a type of soft flat hat with a visor, typically worn by men and boys

کلاه (لبهدار)
کلاه دارای لوگوی تیم ورزشی مورد علاقه او بود که روی آن دوخته شده بود.
a pocket-sized, folding case that is used for storing paper money, coin money, credit cards, etc.

کیف پول
او پول و کارتهای اعتباری خود را در کیف پول خود نگه داشت.
a piece of jewelry, consisting of a chain, string of beads, etc. worn around the neck as decoration

گردنبند
فروشگاه انواع مختلفی از گردنبندهای مهرهای ارائه میداد.
a small, round band of metal such as gold, silver, etc. that we wear on our finger, and is often decorated with precious stones

انگشتر
زوجین در مراسم عروسی خود حلقههای همسان را مبادله کردند.
to be of the right size or shape for someone

اندازه بودن
لباس کاملاً مناسب است؛ این دقیقاً سایز من است.
to place or wear something on the body, including clothes, accessories, etc.

پوشیدن
او یک چسب زخم گذاشت تا بریدگی را بپوشاند.
to remove a piece of clothing or accessory from your or another's body

درآوردن (لباس، کفش و غیره)
دکتر از بیمار خواست که برای معاینه پیراهنش را درآورد.