مقدماتی ۱ - ارتباط و بیان‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ارتباطات و عبارات، مانند "تماس"، "بحث" و "موافقت"، آماده شده برای دانش آموزان سطح ابتدایی را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
اجرا کردن

گفت‌وگو

Ex: The conversation drifted from politics to sports .

مکالمه از سیاست به ورزش تغییر کرد.

call [اسم]
اجرا کردن

تماس (تلفنی)

Ex: Please hold the call , I will be back in a moment .

لطفاً تماس را نگه دارید، من لحظه‌ای دیگر برمی‌گردم.

argument [اسم]
اجرا کردن

جروبحث

Ex: Their constant arguments are causing problems in the relationship .

بحث‌های مداوم آنها باعث ایجاد مشکلات در رابطه می‌شود.

discussion [اسم]
اجرا کردن

بحث

Ex: The teacher encouraged a class discussion on the topic .

معلم یک بحث کلاسی در مورد موضوع را تشویق کرد.

mail [اسم]
اجرا کردن

نامه

Ex: She checks her mail every morning .

او هر صبح پست خود را بررسی می‌کند.

to mail [فعل]
اجرا کردن

پست کردن

Ex: I need to mail this package to my friend .

من باید این بسته را به دوستم پست کنم.

to discuss [فعل]
اجرا کردن

صحبت کردن (درمورد چیزی)

Ex: The manager discussed the sales targets with the staff .

مدیر اهداف فروش را با کارکنان بحث کرد.

to receive [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: She was happy to receive a surprise gift on her birthday .

او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.

to agree [فعل]
اجرا کردن

موافق بودن

Ex: They agree that the movie was excellent .

آن‌ها موافق هستند که فیلم عالی بود.

to disagree [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: They usually agree , but on this issue , they disagree .

آنها معمولاً موافق هستند، اما در این مورد، موافق نیستند.

suggestion [اسم]
اجرا کردن

پیشنهاد

Ex: After listening to everyone 's suggestions , they finally agreed on a restaurant for dinner .

بعد از گوش دادن به پیشنهادات همه، آنها در نهایت بر روی یک رستوران برای شام توافق کردند.

note [اسم]
اجرا کردن

نامه کوتاه

Ex: Sarah sent a sweet note to her friend to wish her good luck on the exam .

سارا یک یادداشت شیرین برای دوستش فرستاد تا برای امتحانش آرزوی موفقیت کند.

wow [حرف ندا]
اجرا کردن

وای

Ex: Wow , you 've really improved your basketball skills .

وای, تو واقعاً مهارت‌های بسکتبال خودت رو بهبود دادی.

ah [حرف ندا]
اجرا کردن

آه

Ex: Ah , there 's nothing like a cup of hot chocolate on a cold day .
oh [حرف ندا]
اجرا کردن

آها

Ex: Oh , I was n't aware that the meeting was rescheduled .

اوه، من نمی‌دانستم که جلسه دوباره برنامه‌ریزی شده است.