مقدماتی ۱ - رنگ‌ها و شکل‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره رنگ‌ها و شکل‌ها را یاد خواهید گرفت، مانند "دایره"، "خط" و "طلایی"، آماده شده برای دانش‌آموزان سطح ابتدایی.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
gold [صفت]
اجرا کردن

طلایی

Ex:

فیلم برنده جایزه، لباس طلایی بازیگر زن را روی فرش قرمز به نمایش گذاشت.

silver [صفت]
اجرا کردن

نقره‌ای

Ex: The old man had silver hair that glistened in the sunlight .

مرد پیر موهای نقرهای داشت که در نور خورشید میدرخشید.

bright [صفت]
اجرا کردن

پررنگ

Ex: The poster advertising the concert had bright yellow and green graphics .

پوستر تبلیغاتی کنسرت گرافیک‌های درخشان زرد و سبز داشت.

colorful [صفت]
اجرا کردن

رنگارنگ

Ex: The children 's artwork was filled with colorful drawings of animals and nature .

آثار هنری کودکان پر از نقاشی‌های رنگی از حیوانات و طبیعت بود.

shape [اسم]
اجرا کردن

شکل

Ex: The architect envisioned a modern building with innovative and dynamic shapes that would stand out in the cityscape .

معمار یک ساختمان مدرن با اشکال نوآورانه و پویا را تصور کرد که در چشم‌انداز شهری برجسته می‌شد.

center [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex:

مرکز اصلی خرید شهر همیشه شلوغ است.

circle [اسم]
اجرا کردن

دایره

Ex: The Olympic rings are five interlocking circles representing continents .

حلقه‌های المپیک پنج دایره درهم تنیده هستند که قاره‌ها را نشان می‌دهند.

cross [اسم]
اجرا کردن

علامت ضربدر

Ex: The teacher marked the incorrect answers with a red cross.

معلم پاسخ‌های نادرست را با یک صلیب قرمز علامت زد.

square [اسم]
اجرا کردن

مربع

Ex: The game board was divided into squares for playing chess .

صفحه بازی به مربع‌ها برای بازی شطرنج تقسیم شده بود.

star [اسم]
اجرا کردن

ستاره

Ex: The flag of the country had a star in the center .

پرچم کشور یک ستاره در مرکز داشت.

line [اسم]
اجرا کردن

خط

Ex:

جاده خطوط سفیدی داشت که خطوط را تقسیم می‌کرد.

side [اسم]
اجرا کردن

طرف

Ex: The car's right side was damaged.
straight [صفت]
اجرا کردن

صاف

Ex: She admired the straight rows of vines in the vineyard .

او از ردیف‌های مستقیم تاک‌ها در تاکستان تحسین کرد.

round [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: The round moon shone brightly in the night sky , casting a soft glow .

ماه گرد در آسمان شب به روشنی می‌درخشید و نوری نرم می‌پراکند.