مقدماتی ۱ - هنر و سرگرمی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد هنر و سرگرمی، مانند "نقاشی"، "جاز" و "رقاص" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
culture [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ

Ex: The culture of the native tribes is full of fascinating rituals .

فرهنگ قبایل بومی پر از آیین‌های جذاب است.

art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: I am learning the art of photography to capture moments in a creative way .

من در حال یادگیری هنر عکاسی هستم تا لحظات را به روشی خلاقانه ثبت کنم.

painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (تصویر)

Ex: The painting of the countryside evokes feelings of serenity and peace

نقاشی از روستا احساس آرامش و صلح را برمی‌انگیزد.

instrument [اسم]
اجرا کردن

ساز

Ex: The violin is a difficult instrument to master , but it produces beautiful sounds .

ویولن یک ساز دشوار برای تسلط است، اما صداهای زیبایی تولید می‌کند.

jazz [اسم]
اجرا کردن

جاز

Ex: The club downtown hosts live jazz performances every Friday night .

کلاب مرکز شهر هر شب جمعه میزبان اجراهای زنده جاز است.

pop music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی پاپ

Ex:

ایستگاه رادیویی ترکیبی از آهنگ های کلاسیک و معاصر pop music را پخش می کند.

tour [اسم]
اجرا کردن

تور موسیقی

Ex: The jazz musician 's tour includes a mix of large concerts and intimate performances .

تور موسیقیدان جاز شامل ترکیبی از کنسرت‌های بزرگ و اجراهای صمیمی است.

voice [اسم]
اجرا کردن

صدا

Ex: The actor is known for his commanding voice , which he uses effectively in his roles .

بازیگر به خاطر صدای مسلط خود شناخته می‌شود، که در نقش‌هایش به طور مؤثر از آن استفاده می‌کند.

concert [اسم]
اجرا کردن

کنسرت

Ex: The live concert was broadcast on national television .

کنسرت زنده در تلویزیون ملی پخش شد.

dancer [اسم]
اجرا کردن

رقصنده

Ex: He's an accomplished folk dancer and has performed at many cultural festivals.

او یک رقصنده فولکلور ماهر است و در بسیاری از جشنواره‌های فرهنگی اجرا کرده است.

story [اسم]
اجرا کردن

روایت

Ex: The local newspaper published a story about the charity event .

روزنامه محلی یک داستان درباره رویداد خیریه منتشر کرد.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: They 're rehearsing at the theater for the upcoming show .

آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین می‌کنند.

acting [اسم]
اجرا کردن

بازیگری

Ex: I 've always admired her acting skills .

من همیشه به مهارت‌های بازیگری او تحسین کرده‌ام.

rock music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی راک

Ex: Rock music often features strong beats and powerful guitar riffs .

موسیقی راک اغلب با ضرب‌های قوی و ریف‌های گیتار قدرتمند همراه است.