مقدماتی ۱ - Animal Kingdom

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره قلمرو حیوانات، مانند "حیوان خانگی"، "ببر" و "نهنگ" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
to feed [فعل]
اجرا کردن

غذا دادن

Ex: The farmer gets up at dawn to feed the cows .

کشاورز در سپیده‌دم بیدار می‌شود تا گاوها را تغذیه کند.

pet [اسم]
اجرا کردن

حیوان خانگی

Ex: Mark 's pet , a colorful parrot , loves to mimic his laughter .

حیوان خانگی مارک، یک طوطی رنگارنگ، دوست دارد خنده او را تقلید کند.

tiger [اسم]
اجرا کردن

ببر

Ex: The tiger 's orange and black stripes are distinctive .

نوارهای نارنجی و سیاه ببر متمایز هستند.

whale [اسم]
اجرا کردن

نهنگ

Ex: The scientist conducted research on the communication patterns of whales .

دانشمند تحقیقاتی در مورد الگوهای ارتباطی نهنگ‌ها انجام داد.

penguin [اسم]
اجرا کردن

پنگوئن

Ex: The little girl giggled as the penguin waddled on the ice .

دختر کوچک خندید در حالی که پنگوئن روی یخ تلوتلو خورد.

shark [اسم]
اجرا کردن

کوسه

Ex: The shark is a fearsome predator of the ocean .

کوسه یک شکارچی وحشتناک اقیانوس است.

dolphin [اسم]
اجرا کردن

دلفین

Ex: The dolphins ' sleek bodies allow them to glide effortlessly through the waves .

بدن های صاف و لغزنده دلفین‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به راحتی در میان امواج حرکت کنند.

zoo [اسم]
اجرا کردن

باغ‌وحش

Ex: The zoo has a large enclosure for the elephants to roam freely .

باغ وحش محوطه بزرگی برای گشت و گذار آزادانه فیل‌ها دارد.

bear [اسم]
اجرا کردن

خرس

Ex: The bear is known for its strong sense of smell .

خرس به خاطر حس بویایی قوی اش معروف است.

monkey [اسم]
اجرا کردن

میمون

Ex: The monkey 's intelligence and adaptability made it a fascinating creature to study .

هوش و انعطاف‌پذیری میمون آن را به موجودی جذاب برای مطالعه تبدیل کرد.

butterfly [اسم]
اجرا کردن

پروانه

Ex: The butterfly 's delicate wings featured intricate patterns and bright colors .

بال‌های ظریف پروانه دارای طرح‌های پیچیده و رنگ‌های روشن بودند.

wild [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The safari allowed us to see wild elephants , zebras , and giraffes in their natural habitat .

سافاری به ما اجازه داد تا فیل‌های وحشی، گورخرها و زرافه‌ها را در زیستگاه طبیعی‌شان ببینیم.

lamb [اسم]
اجرا کردن

بره

Ex: The farmer took care of the newborn lambs in the barn .

کشاورز از بره‌های تازه متولد شده در انبار مراقبت کرد.