مقدماتی ۱ - آموزش و تحصیل

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آموزش و مطالعه، مانند "امتحان"، "موضوع" و "پروژه"، آماده شده برای دانش آموزان سطح ابتدایی را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
course [اسم]
اجرا کردن

دوره (درسی)

Ex: The online course includes video lectures , quizzes , and assignments .

دوره آنلاین شامل سخنرانی‌های ویدئویی، آزمون‌ها و تکالیف می‌شود.

subject [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Mary 's favorite subject in college is psychology because she enjoys understanding human behavior .

موضوع مورد علاقه مری در کالج روانشناسی است زیرا او از درک رفتار انسان لذت می‌برد.

semester [اسم]
اجرا کردن

نیمسال

Ex: My favorite time of the semester is when we have group discussions and debates in our literature class .

زمان مورد علاقه من در ترم زمانی است که در کلاس ادبیات خود بحث‌ها و مناظره‌های گروهی داریم.

partner [اسم]
اجرا کردن

یار

Ex: Paul and Sarah decided to become workout partners at the gym to motivate each other .

پل و سارا تصمیم گرفتند در باشگاه همتمرین شوند تا یکدیگر را تشویق کنند.

dictionary [اسم]
اجرا کردن

واژه‌نامه

Ex: The online dictionary provides pronunciation guides for difficult words .

فرهنگ لغت آنلاین راهنمای تلفظ برای کلمات دشوار ارائه می‌دهد.

exam [اسم]
اجرا کردن

امتحان

Ex:

امتحان نهایی ریاضی چالش‌برانگیز بود، اما سخت مطالعه کردم و خوب عمل کردم.

practice [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex:

تیم فوتبال جلسات تمرین فشرده‌ای قبل از بازی بزرگ داشت.

project [اسم]
اجرا کردن

پروژه

Ex: The English project required the students to write a short story and present it to the class .

پروژه انگلیسی از دانش‌آموزان خواست تا داستان کوتاهی بنویسند و آن را به کلاس ارائه دهند.

research [اسم]
اجرا کردن

پژوهش

Ex: The research on social media usage revealed interesting trends among teenagers .

تحقیق در مورد استفاده از رسانه‌های اجتماعی، روندهای جالبی در میان نوجوانان را آشکار کرد.

article [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: The newspaper published an article about the local community event .

روزنامه یک مقاله درباره رویداد محلی جامعه منتشر کرد.

whiteboard [اسم]
اجرا کردن

تخته سفید

Ex: The teacher wiped the whiteboard clean after the lesson .

معلم پس از درس تخته سفید را پاک کرد.

cafeteria [اسم]
اجرا کردن

کافه‌تریا

Ex: The hospital cafeteria provides nutritious meals for patients and visitors .

کافه تریا بیمارستان وعده‌های غذایی مغذی برای بیماران و بازدیدکنندگان فراهم می‌کند.

list [اسم]
اجرا کردن

فهرست

Ex: The magazine published a list of the top 10 restaurants in the city .

مجله یک فهرست از 10 رستوران برتر شهر را منتشر کرد.

to pass [فعل]
اجرا کردن

قبول شدن

Ex: She passed with flying colors .

او با موفقیت گذراند.

to fail [فعل]
اجرا کردن

رد شدن

Ex: John needs to improve his grades ; otherwise , he will fail the semester .

جان باید نمراتش را بهبود بخشد؛ در غیر این صورت، او در ترم مردود خواهد شد.

page [اسم]
اجرا کردن

صفحه

Ex:

مقاله روزنامه در صفحه اول بود.