ابتدایی ۲ - جامعه و پیشرفت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره جامعه و پیشرفت، مانند "قانون"، "آموزش" و "دست یافتن" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
law [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: The company must comply with employment laws when hiring new employees .

شرکت باید هنگام استخدام کارمندان جدید از قوانین کار پیروی کند.

government [اسم]
اجرا کردن

دولت

Ex: The government provided disaster relief funds to help communities affected by the recent flood .

دولت برای کمک به جوامع آسیب دیده از سیل اخیر، کمک های مالی برای امداد رسانی در بلایا ارائه کرد.

permission [اسم]
اجرا کردن

اجازه

Ex: To publish the article , the author sought permission from the copyright holder .

برای انتشار مقاله، نویسنده از دارنده حق چاپ اجازه خواست.

to manage [فعل]
اجرا کردن

مدیریت کردن

Ex: She manages a successful online business from home .

او یک کسب‌وکار آنلاین موفق را از خانه مدیریت می‌کند.

education [اسم]
اجرا کردن

تحصیل

Ex: Online education has become increasingly popular due to its flexibility and accessibility .

آموزش آنلاین به دلیل انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آن، محبوبیت روزافزونی پیدا کرده است.

opportunity [اسم]
اجرا کردن

فرصت

Ex: The job opening at the company seemed like the perfect opportunity for career advancement .
to achieve [فعل]
اجرا کردن

رسیدن (به هدف)

Ex: The community worked together to achieve their goal of building a new playground for the children , overcoming financial and logistical obstacles .

جامعه برای دستیابی به هدف خود در ساخت یک زمین بازی جدید برای کودکان، با همکاری یکدیگر بر موانع مالی و لجستیکی غلبه کرد.

to succeed [فعل]
اجرا کردن

موفق شدن

Ex: With creativity and innovation , the team succeeded in developing a groundbreaking technology .
اجرا کردن

ارتباط برقرار کردن

Ex: They communicate their plans through weekly meetings .

آنها برنامه‌های خود را از طریق جلسات هفتگی ارتباط می‌دهند.

to fight [فعل]
اجرا کردن

دعوا کردن

Ex: The two boxers fought until the final round .

دو بوکسور تا دور آخر جنگیدند.