ابتدایی ۲ - روابط و مفاهیم فضایی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد روابط و مفاهیم فضایی، مانند "وسط"، "هل دادن" و "بستن"، آماده شده برای دانش آموزان سطح ابتدایی را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a point or area at which two edges, sides, or lines meet

گوشه, کنج
او یک چراغ روی گوشه میز خود گذاشت تا نور اضافی فراهم کند.
the position that someone or something faces, points, or moves toward

جهت, سمت، طرف
قطبنما جهت صحیح را نشان داد تا به کوهنوردان کمک کند راه خود را از میان جنگل پیدا کنند.
a tall and often narrow building that stands alone or is part of a castle, church, or other larger buildings

برج
یک برج بلند در مرکز قلعه قرون وسطایی ایستاده بود.
the part, position, or point of something that has an equal distance from the edges or sides

وسط, میان
وسط صحنه در طول اجرا با نورافکن روشن شد.
the point or part of something that is the highest

قسمت بالایی
او به بالای نردبان رسید و با دقت تعادل خود را حفظ کرد تا چراغ را تعمیر کند.
near in distance

نزدیک
دو ساختمان آنقدر نزدیک هستند که سقفهایشان تقریباً به هم میرسند.
to no longer be able to be seen

ناپدید شدن, نامرئی شدن
او نامه را به دختر داد، سپس در مقابل چشمانش ناپدید شد.
to use your hands to move something or someone toward yourself or in the direction that your hands are moving

کشیدن
ما باید پردهها را بکشیم تا نور خورشید بیشتری وارد شود.
to use your hands, arms, body, etc. in order to make something or someone move forward or away from you

هل دادن
او کالسکه را در مسیر پارک هل داد.
to take something away from a position

برداشتن, جابجا کردن
معلم از دانش آموز خواست که شیء حواس پرت کن را از کلاس حذف کند.
unable to be located or recovered and is no longer in its expected place

گمشده
کوهنوردان برای ساعتها در جنگل گم شده بودند قبل از اینکه بالاخره راهشان را به مسیر اصلی پیدا کنند.