ابتدایی ۲ - ادراک و ارتباط

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره ادراک و ارتباط، مانند "notice"، "set" و "lend" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
to notice [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: Please let me know if you notice any unusual behavior in the software .

لطفاً اگر متوجه رفتار غیرعادی در نرم‌افزار شدید به من اطلاع دهید.

اجرا کردن

تلفظ کردن

Ex: Before the training , she had struggled to pronounce certain words , but now she is much more confident .

قبل از آموزش، او در تلفظ برخی کلمات مشکل داشت، اما حالا خیلی بیشتر اعتماد به نفس دارد.

to smell [فعل]
اجرا کردن

بوییدن

Ex: Why are you always smelling the air after it rains ?

چرا همیشه بعد از باران هوا را می‌بویی؟

to complain [فعل]
اجرا کردن

شكايت كردن

Ex: Tom did n't hesitate to complain when his order at the restaurant arrived with the wrong items .

تام وقتی که سفارشش در رستوران با موارد اشتباه تحویل داده شد، در شکایت کردن تردید نکرد.

to support [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: Friends and colleagues organized a fundraiser to support him in paying for his medical bills .

دوستان و همکاران یک جمع‌آوری کمک‌های مالی ترتیب دادند تا در پرداخت صورتحساب‌های پزشکی او را حمایت کنند.

اجرا کردن

معرفی یک فرد

Ex: The teacher 's introduction of the guest speaker captivated the students , setting the tone for an engaging lecture .

معرفی سخنران مهمان توسط معلم، دانش آموزان را مجذوب خود کرد و زمینه را برای یک سخنرانی جذاب فراهم کرد.

to lead [فعل]
اجرا کردن

راهنمایی کردن

Ex: The tour guide will lead us through the historic landmarks of the city .

راهنمای تور ما را از میان نشانه‌های تاریخی شهر رهبری خواهد کرد.

to set [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: She set the camera to manual mode for more creative control .

او دوربین را روی حالت دستی تنظیم کرد برای کنترل خلاقانه‌تر.

fortunately [قید]
اجرا کردن

خوشبختانه

Ex: Fortunately , the fire alarm went off in time , and everyone safely evacuated the building before any harm occurred .
اجرا کردن

متأسفانه

Ex: The team played well , but unfortunately , they lost the championship match by a narrow margin .

تیم خوب بازی کرد، اما متأسفانه، آنها بازی قهرمانی را با اختلاف کمی باختند.

to borrow [فعل]
اجرا کردن

قرض گرفتن

Ex: Could I borrow your car for a quick trip to the grocery store ?

آیا می‌توانم ماشین شما را برای یک سفر سریع به فروشگاه مواد غذایی قرض بگیرم؟

to lend [فعل]
اجرا کردن

قرض دادن

Ex: Can you lend me your bicycle for a quick ride to the store ?

میتونی دوچرخه‌ات رو برای یه سواری سریع تا مغازه بهم قرض بدی؟