ابتدایی ۲ - قیدهای زمان، درجه و جهت

در اینجا شما برخی از قیدهای انگلیسی زمان، درجه و جهت را یاد خواهید گرفت، مانند "پایین"، "تقریباً" و "ثانیاً"، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
already [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: She has already packed her bags for the trip .

او قبلاً چمدان‌هایش را برای سفر بسته است.

firstly [قید]
اجرا کردن

اولاً

Ex: When telling a story , start with the protagonist 's background ; firstly , introduce the main character .

وقتی داستانی می‌گویید، با پیشینه قهرمان شروع کنید؛ اولاً، شخصیت اصلی را معرفی کنید.

mostly [قید]
اجرا کردن

غالباً

Ex: She mostly drinks tea in the morning , but sometimes she 'll have coffee .

او عمدتاً صبح‌ها چای می‌نوشد، اما گاهی قهوه می‌نوشد.

nearly [قید]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: We were nearly out of groceries , so we decided to make a quick trip to the store .

ما تقریباً مواد غذایی نداشتیم، بنابراین تصمیم گرفتیم سریع به فروشگاه برویم.

normally [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: He normally spends weekends with his family .

او معمولاً آخر هفته را با خانواده اش می گذراند.

secondly [قید]
اجرا کردن

دوماً

Ex:

اول، صحنه داستان را توصیف کنید. دوم، شخصیت‌های اصلی را معرفی کنید.

low [قید]
اجرا کردن

در ارتفاع کم

Ex: He crouched low behind the wall .

او پایین پشت دیوار خم شد.

high [قید]
اجرا کردن

زیاد

Ex: The tickets were sold high due to the concert 's popularity .

بلیط‌ها به دلیل محبوبیت کنسرت گران فروخته شدند.

forward [قید]
اجرا کردن

به‌سمت جلو

Ex: He leaned forward to get a closer look at the intricate details .

او به جلو خم شد تا نگاه دقیق‌تری به جزئیات پیچیده بیندازد.

underground [قید]
اجرا کردن

زیر زمین

Ex: The subway system in the city allows commuters to travel quickly underground .

سیستم متروی شهر به مسافران اجازه می‌دهد تا به سرعت زیر زمین سفر کنند.

fast [قید]
اجرا کردن

سریع

Ex: The wind blew fast , causing the leaves to scatter across the yard .

باد سریع وزید و باعث پراکنده شدن برگ‌ها در حیاط شد.