بیسبال
او وقتی فقط هفت سال داشت یاد گرفت بیسبال بازی کند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ورزش ها و فعالیت های بدنی، مانند "یوگا"، "بیسبال" و "اسکی" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بیسبال
او وقتی فقط هفت سال داشت یاد گرفت بیسبال بازی کند.
ورزش کردن
او برای کاهش وزن نیاز به ورزش بیشتر دارد.
پیادهگردی کردن
بچهها، اگر میخواهید با ما کوهنوردی کنید، کفش راحت بپوشید.
پیادهروی
شهر یک پیادهروی تاریخی در شهر قدیمی ترتیب داد.
یوگا
آنها یک استودیوی جدید یوگا در مرکز شهر باز کردند.
فعالیت
خواندن کتابها یک فعالیت لذتبخش است که به گسترش دانش شما کمک میکند.
اسکی کردن
گروه در حال حاضر در حال اسکی روی شیب خوب آماده شده است.
ماهی گرفتن
ما در تعطیلات تابستانیمان ساعتها ماهیگیری میکردیم.
بازیکن
او سه سال است که یک بازیکن در تیم تنیس است.
گل
گل زدن در فوتبال همیشه به من یک موج آدرنالین میدهد.
ورزشکار
انعطافپذیری و پشتکار ورزشکار بسیاری از علاقهمندان جوان به ورزش را الهام بخشید.