ابتدایی ۲ - ورزشها و فعالیتهای بدنی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ورزش ها و فعالیت های بدنی، مانند "یوگا"، "بیسبال" و "اسکی" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a game played with a bat and ball by two teams of 9 players who try to hit the ball and then run around four bases before the other team can return the ball

بیسبال
او دوست دارد هر آخر هفته با دوستانش بیسبال بازی کند.
to do physical activities or sports to stay healthy and become stronger

ورزش کردن, تمرین کردن
ما معمولاً صبحها ورزش میکنیم تا روزمان را پرانرژی شروع کنیم.
to take a long walk in the countryside or mountains for exercise or pleasure

پیادهگردی کردن
بعد از صبحانه، به سمت آبشار پیادهروی خواهیم کرد.
a short journey we take on foot

پیادهروی
در طول استراحت ناهار، او اغلب برای پیادهروی میرود.
a system of physical exercises, including breath control and meditation, practiced to gain more control over your body and mind

یوگا
او یوگا را برای کمک به درد کمرش شروع کرد.
something that a person spends time doing, particularly to accomplish a certain purpose

فعالیت, کار
پیادهروی در پارک یک فعالیت آرامشبخش در فضای باز است.
to move on snow on two sliding bars that are worn on the feet

اسکی کردن
مناطق اسکی مسیرهای متنوعی را برای یادگیری اسکی در سطوح مهارتی مختلف ارائه میدهند.
the activity or sport of going upwards toward the top of a mountain or rock

کوهنوردی, صخرهنوردی
او کتابی درباره تکنیکهای صعود خرید.
to catch or attempt to catch fish with special equipment such as a fishing line and a hook or net

ماهی گرفتن
برادرم و من عادت داشتیم در حوضچه پشت خانهمان ماهیگیری کنیم.
someone who engages in a type of game or sport, either as their job or hobby

بازیکن
هر بازیکن در تیم به یک یونیفرم جدید برای فصل نیاز دارد.