ابتدایی ۲ - سرگرمی و اخبار

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد سرگرمی و اخبار، مانند "گزارشگر"، "فیلم" و "برنامه" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
reporter [اسم]
اجرا کردن

گزارشگر

Ex: She started her career as a crime reporter , covering stories for the local newspaper .

او کار خود را به عنوان یک گزارشگر جنایی آغاز کرد، داستان‌هایی را برای روزنامه محلی پوشش می‌داد.

program [اسم]
اجرا کردن

برنامه (رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: The radio program featured interviews with local artists and musicians .

برنامه رادیویی شامل مصاحبه‌هایی با هنرمندان و موسیقی‌دانان محلی بود.

to film [فعل]
اجرا کردن

فیلم‌برداری کردن

Ex: Right now , the director is filming a crucial scene on set .

همین حالا، کارگردان در حال فیلمبرداری یک صحنه حیاتی در صحنه است.

celebrity [اسم]
اجرا کردن

چهره (مشهور)

Ex: The concert featured performances by many popular celebrities .

کنسرت شامل اجراهای بسیاری از سلبریتی‌های محبوب بود.

real [صفت]
اجرا کردن

واقعی

Ex: The tree in the backyard is real ; you can touch its bark and smell its leaves .

درخت در حیاط خلوت واقعی است; می‌توانید پوست آن را لمس کنید و برگ‌هایش را بو کنید.

loud [صفت]
اجرا کردن

بلند (صدا)

Ex: His laugh is so loud that you can hear it from the next room .

خنده او آنقدر بلند است که می‌توانید آن را از اتاق بعدی بشنوید.

to affect [فعل]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار دادن

Ex: Lack of proper nutrition can affect a child 's physical and cognitive development .

کمبود تغذیه مناسب می‌تواند بر رشد جسمی و شناختی کودک تأثیر بگذارد.

common [صفت]
اجرا کردن

رایج

Ex: The common practice in the office is to send weekly reports .

عمل متداول در دفتر ارسال گزارش‌های هفتگی است.

to accept [فعل]
اجرا کردن

پذیرفتن

Ex: My sister finally accepted the challenge to run a marathon .
secret [اسم]
اجرا کردن

راز

Ex:

نقشه گنج آنها را به یک مکان مخفی هدایت کرد که در آنجا طلای دزدان دریایی دفن شده بود.

king [اسم]
اجرا کردن

پادشاه

Ex: The king knighted the brave soldier for his valor in battle .

پادشاه سرباز شجاع را به خاطر شجاعتش در نبرد به عنوان شوالیه منصوب کرد.

queen [اسم]
اجرا کردن

ملکه

Ex: The royal crown was passed down from queen to queen for generations .

تاج سلطنتی از ملکه به ملکه در طول نسل‌ها منتقل شد.

lady [اسم]
اجرا کردن

بانو

Ex: The little girl dressed up as a princess for the costume party and felt like a real lady .

دختر کوچک برای مهمانی لباس به عنوان یک شاهزاده خانم لباس پوشید و مانند یک بانوی واقعی احساس کرد.

sir [اسم]
اجرا کردن

آقا

Ex:

آقا، ممکن است کمکی به شما در مورد چمدان‌هایتان بکنم؟