ابتدایی ۲ - آنلاین و دیجیتال

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره بودن آنلاین و دیجیتال، مانند "app"، "file" و "user" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
smartphone [اسم]
اجرا کردن

تلفن هوشمند

Ex: The smartphone 's camera quality rivaled that of a professional camera .

کیفیت دوربین تلفن هوشمند با دوربین حرفه‌ای رقابت می‌کرد.

application [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: I installed a photo editing application on my laptop .

من یک برنامه ویرایش عکس روی لپ‌تاپم نصب کردم.

username [اسم]
اجرا کردن

نام کاربری

Ex: The website wo n't let me use that username ; it 's already taken .

وبسایت اجازه نمی‌دهد که من از آن نام کاربری استفاده کنم؛ قبلاً گرفته شده است.

password [اسم]
اجرا کردن

کلمه عبور

Ex: Her password consists of a combination of letters and numbers .

رمز عبور او ترکیبی از حروف و اعداد است.

file [اسم]
اجرا کردن

فایل

Ex: Please attach the PDF file to the email as soon as possible .

لطفاً فایل PDF را در اسرع وقت به ایمیل پیوست کنید.

electronic [صفت]
اجرا کردن

الکترونیکی

Ex:

دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلفن‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها به ابزارهای ضروری برای کار و تفریح تبدیل شده‌اند.

modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

system [اسم]
اجرا کردن

سیستم

Ex: The recycling system in the neighborhood separates paper , plastic , and glass .

سیستم بازیافت در محله کاغذ، پلاستیک و شیشه را جدا می‌کند.

cell phone [اسم]
اجرا کردن

تلفن همراه

Ex: My cell phone battery is running low .

باتری تلفن همراه من در حال اتمام است.

screen [اسم]
اجرا کردن

صفحه نمایش

Ex: She cleaned the screen of her laptop to remove smudges .

او صفحه لپتاپش را تمیز کرد تا لکه‌ها را پاک کند.

post [اسم]
اجرا کردن

پست (در فضای مجازی)

Ex: They published a thought-provoking post on environmental awareness .

آنها یک پست فکربرانگیز درباره آگاهی محیطزیستی منتشر کردند.

comment [اسم]
اجرا کردن

کامنت

Ex: She posted a question , and I replied with a helpful comment .

او یک سوال پست کرد، و من با یک نظر مفید پاسخ دادم.

user [اسم]
اجرا کردن

فرد مصرف‌کننده