ابتدایی ۲ - درگیری و دفاع

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد درگیری و دفاع، مانند "support"، "prevent" و "avoid" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
to attack [فعل]
اجرا کردن

حمله کردن

Ex: The man attacked the officer with a knife , injuring him .

مرد با چاقو به افسر حمله کرد و او را زخمی کرد.

army [اسم]
اجرا کردن

ارتش

Ex: The general led the army in a successful campaign against enemy forces .

ژنرال ارتش را در یک کارزار موفقیت‌آمیز علیه نیروهای دشمن رهبری کرد.

to kill [فعل]
اجرا کردن

کشتن

Ex: The chef had to kill the lobster before cooking it .

آشپز مجبور شد قبل از پختن خرچنگ دریایی آن را بکشد.

to beat [فعل]
اجرا کردن

شکست دادن

Ex: She strategized to beat her opponents in the chess tournament and claim victory .

او برای شکست دادن حریفانش در مسابقه شطرنج و کسب پیروزی استراتژی چید.

to prevent [فعل]
اجرا کردن

منع کردن

Ex: She took precautions to prevent her child from getting lost in the crowded mall .

او اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از گم شدن فرزندش در مرکز خرید شلوغ انجام داد.

war [اسم]
اجرا کردن

جنگ

Ex: The two nations have been at war for many years .

دو ملت برای سال‌های زیادی در حال جنگ بوده‌اند.

attack [اسم]
اجرا کردن

حمله

Ex: Cybersecurity experts detected a sophisticated cyber attack on the company 's servers .

متخصصان امنیت سایبری یک حمله سایبری پیچیده به سرورهای شرکت را شناسایی کردند.

gun [اسم]
اجرا کردن

تفنگ

Ex: The detective carefully examined the gun found at the crime scene for fingerprints .

کارآگاه به دقت اسلحه یافت شده در صحنه جرم را برای اثر انگشت بررسی کرد.

support [اسم]
اجرا کردن

کمک و همدردی

Ex: The charity provides support to people affected by natural disasters .

خیریه به افراد آسیب‌دیده از بلایای طبیعی حمایت ارائه می‌دهد.

to protect [فعل]
اجرا کردن

محافظت کردن

Ex: They huddled together to protect themselves from the wind .

آن‌ها به هم چسبیدند تا از باد محافظت کنند.

to provide [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The hotel provides complimentary toiletries for guests , including shampoo , conditioner , and soap .

هتل لوازم بهداشتی رایگان از جمله شامپو، نرم کننده و صابون را برای مهمانان فراهم می‌کند.

to avoid [فعل]
اجرا کردن

دوری کردن

Ex: After their disagreement , he avoided her in the work place .

پس از اختلافشان، او در محل کار از او اجتناب می‌کرد.

to steal [فعل]
اجرا کردن

دزدیدن

Ex: Last night , someone stole my bicycle from the front yard .

دیشب، کسی دوچرخه‌ام را از حیاط جلو دزدید.