پیشگیرانه
او داروی پیشگیرانه مصرف کرد تا در فصل آنفولانزا بیمار نشود.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مخالفت را یاد خواهید گرفت، مانند "جبران"، "تشدید"، "تحریم" و غیره که به شما کمک می کند ACT های خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پیشگیرانه
او داروی پیشگیرانه مصرف کرد تا در فصل آنفولانزا بیمار نشود.
مخرب
آلودگی محیط زیست برای اکوسیستمها و تنوع زیستی مضر است.
نابودی
نابودی پشههای ناقل بیماری برای سلامت عمومی حیاتی بود.
کندکننده
مقررات زیستمحیطی استفاده از کندکنندهها را برای کاهش فرسایش خاک الزامی میکنند.
مزاحمت
ترافیک سنگین در ساعات شلوغ یک مزاحمت بزرگ است.
خلاف چیزی را اثبات کردن
ما در حال رد تصورات نادرست درباره محصولمان هستیم.
تکذیب کردن
ما در حال رد تصورات نادرست درباره پروژه خود هستیم.
منع کردن
احساسات شدید میتوانند مانع تفکر روشن و تصمیمگیری شوند.
تضعیف کردن (روحیه یا اخلاق)
جلسات بیپایان و کاغذبازی شروع به تحلیل بردن انرژی کل تیم کرد و بهرهوری آنها را کاهش داد.
جلوگیری کردن
ضروری است که اقدامات مناسب برای خنثی کردن هرگونه نقض امنیتی احتمالی انجام شود.
منع کردن
او اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از گم شدن فرزندش در مرکز خرید شلوغ انجام داد.
از وقوع چیزی جلوگیری کردن
آمادهسازی کافی مانع سوءتفاهمها در جلسه مهم میشود.
مانع (پیشرفت یا حرکت) شدن
بوروکراسی بیش از حد میتواند کارایی فرآیندهای دولتی را مختل کند.
گمراه کردن
دارو عارضهای داشت که بیمار را سردرگم کرد و باعث سردرگمی موقت شد.
دست و پای کسی را گرفتن (استعاری)
با اعمال مهلتهای سختگیرانه، آنها بهرهوری تیم توسعه را مختل کردند.
ترک کردن
شرکت استراتژی بازاریابی منسوخ خود را به نفع یک رویکرد نوآورانهتر رها کرد.
از بین بردن
توسعهدهندگان نرمافزار اخیراً باگها را حذف کردهاند تا عملکرد کلی را بهبود بخشند.
دور انداختن
آشپز به کارکنان آشپزخانه دستور داد که سبزیجاتی که تازگی خود را از دست دادهاند را دور بریزند.
دوری جستن
دانشجو پس از گسترش شایعات احساس انزوا کرد، که باعث شد همکلاسیها او را اجتناب کنند.
اجتناب کردن
شیطنتهای بازیگوش گربه به آن اجازه میدهد تا از دست صاحبش در طول بازی فرار کند.
از چیزی فرار کردن
سیاستمدار به طور منظم از پاسخ به سوالات درباره سیاستهای بحثبرانگیز اجتناب میکند.
طرد کردن
ایدههای غیر متعارف او باعث شد که توسط اعضای محافظهکار جامعه طرد شود.
پرهیز کردن
سبک نوشتاری نویسنده به دلیل وضوح آن شناخته شده است، زیرا او عمداً از زبان بیش از حد پیچیده اجتناب میکند.
اخراج کردن
باشگاه عضوی را که به طور مداوم قوانین و سیاستهایش را نقض میکرد اخراج کرد.
پس راندن
شوالیه سپر خود را بالا برد تا تیرهای در حال پرواز را دفع کند.
دور انداختن
در طول تمیزکاری، اخیراً مجلههای قدیمی که جا را اشغال کرده بودند دور ریختیم.
مقابله کردن
مذاکرات دیپلماتیک برای مقابله با اختلافات بالقوه بین ملتها ضروری است.
ریشهکن کردن
دانشمندان در حال تحقیق بر روی راههایی برای ریشهکن کردن گیاهان مهاجمی هستند که اکوسیستمهای محلی را تهدید میکنند.
از بین بردن
دانشمندان در حال کار برای خاموش کردن گسترش بیماری عفونی هستند.
شل کردن
او تصمیم گرفت فشار آب در دوش را کاهش دهد برای تجربهای آرامبخشتر.
کنترل کردن
این کمپین به دنبال کاهش افزایش زبالههای پلاستیکی با ترویج جایگزینهای قابل استفاده مجدد است.
ویران کردن
گونه مهاجم، اکوسیستم محلی را ویران کرد و حیات وحش بومی را در معرض خطر قرار داد.
ریشهکن کردن
جراح با موفقیت تومور را در طول عمل از بین برد.
کم کردن
استفاده از فیلترها روی لنز دوربین میتواند شدت نور خورشید روشن در عکسها را کاهش دهد.
دور انداختن
کارگاه خودرو مجبور شد قطعات تعمیرناپذیر ماشین را برای بازیافت اسقاط کند.
منصرف کردن
قوانین جدید برای بازداشتن از گسترش فعالیتهای غیرقانونی وضع شدند.
رها کردن
محیطبانان برای پاکسازی اقیانوسها از زبالههای پلاستیکی از طریق ابتکارات پاکسازی کار میکنند.
به عقب راندن
سارا سعی کرد جبران کند، اما دوست سابقش به نظر میرسید که هر تلاش برای آشتی را دفع میکند.
بدتر کردن
تأخیر آنها مشکل ترافیک را تشدید کرد.
مقابلهبهمثل کردن
ملت تلاش کرد تا با اعمال اقدامات متقابل بر شرکای تجاری خود، به تحریمهای اقتصادی پاسخ دهد.
جبران کردن
منابع انرژی تجدیدپذیر میتوانند وابستگی به سوختهای فسیلی را جبران کنند.
نابود کردن
استراتژی ارتش نابود کردن نیروهای دشمن و تضمین پیروزی بود.
به طور بازدارندهای
این برنامه به شدت گزینشی است و کمتر از 5٪ متقاضیان را میپذیرد.