سلامت و بیماری - سلامت جسمی و بهبودی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مراقبت های بهداشتی جسمی و بهبودی مانند "شفا"، "قابل درمان" و "استراحت در تخت" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
all-clear [اسم]
اجرا کردن

علامت رفع خطر

Ex: Following the evacuation , the fire department provided the all-clear to re-enter the building .

پس از تخلیه، آتش‌نشانی اجازه بازگشت به ساختمان را صادر کرد.

bedrest [اسم]
اجرا کردن

استراحت‌مطلق

Ex:

در طول بهبودی او از آنفلوانزای شدید، استراحت در بستر برای بازگشت به سلامتی ضروری بود.

better [صفت]
اجرا کردن

(از نظر سلامت جسمی یا روانی) بهبود‌یافته

Ex: The doctor said she is better and can go home tomorrow .

دکتر گفت که او بهتر است و فردا می‌تواند به خانه برود.

care [اسم]
اجرا کردن

مراقبت

Ex: His love for animals led him to pursue a career in veterinary care , where he could help animals in need .

عشق او به حیوانات او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای در مراقبت دامپزشکی سوق داد، جایی که می‌توانست به حیوانات نیازمند کمک کند.

to care for [فعل]
اجرا کردن

نگهداری کردن

Ex: She stayed home to care for her sick mother .

او در خانه ماند تا از مادر بیمارش مراقبت کند.

اجرا کردن

سرحال شدن (بعد از بیماری، مشکل)

Ex: The athlete worked hard to bounce back from a sports-related injury .

ورزشکار سخت کار کرد تا از یک آسیب ورزشی بهبود یابد.

اجرا کردن

دوره نقاهت را گذراندن

Ex: She used her vacation time to convalesce from a severe case of pneumonia , ensuring she returned to work fully recovered .

او از زمان تعطیلات خود برای بهبود یافتن از یک مورد شدید ذات‌الریه استفاده کرد، مطمئن شد که کاملاً بهبود یافته به کار بازگردد.

to get over [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: After the breakup , it took him a long time to get over the pain .

بعد از جدایی، مدت زیادی طول کشید تا او از درد رهایی یابد.

to heal [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: Many individuals are actively healing with the help of therapy .

بسیاری از افراد با کمک درمان به طور فعال در حال بهبود هستند.

healing [اسم]
اجرا کردن

روند بهبودی

Ex: Emotional healing after a traumatic experience can take time and support from loved ones .

شفای عاطفی پس از یک تجربه آسیب‌زا می‌تواند زمان ببرد و نیاز به حمایت عزیزان داشته باشد.

اجرا کردن

رضایت آگاهانه

Ex: The ethics committee reviewed the study protocol to ensure participants ' rights were protected , including the requirement for informed consent .

کمیته اخلاق پروتکل مطالعه را بررسی کرد تا اطمینان حاصل شود که حقوق شرکت‌کنندگان محافظت شده است، از جمله نیاز به رضایت آگاهانه.

curable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌درمان

Ex: The medical team is optimistic that the new drug will make previously incurable conditions curable .

تیم پزشکی خوشبین است که داروی جدید شرایطی که قبلاً غیرقابل درمان بودند را قابل درمان می‌کند.

اجرا کردن

دوران نقاهت

Ex: The patient ’s convalescence was monitored closely by a nurse who visited regularly to check on his progress and administer necessary treatments .

دوران نقاهت بیمار به دقت توسط پرستاری که به طور منظم برای بررسی پیشرفت او و انجام درمان‌های لازم مراجعه می‌کرد، تحت نظر بود.

remission [اسم]
اجرا کردن

بهبود (علائم بیماری)

Ex: The medication helped bring her chronic illness into remission , allowing her to enjoy a higher quality of life .
اجرا کردن

بهبودی

Ex: The patient was transferred to a rehabilitation center to continue his recuperation in a supportive environment .

بیمار به یک مرکز توانبخشی منتقل شد تا بهبودی خود را در یک محیط حمایتی ادامه دهد.

recovery [اسم]
اجرا کردن

بهبود

Ex: She felt better after a period of rest and recovery .
to recover [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: Last month , she promptly recovered from the illness .

ماه گذشته، او به سرعت از بیماری بهبود یافت.