فهرست واژگان سطح A2 - افعال ضروری 1
در اینجا شما برخی از افعال ضروری انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "عمل کردن"، "تأثیر گذاشتن" و "تجزیه و تحلیل کردن"، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to do something for a special reason

عمل کردن
افراد میتوانند با کاهش ردپای کربن خود برای کمک به مبارزه با تغییرات آبوهوایی عمل کنند.
to cause a change in a person, thing, etc.

تحتتأثیر قرار دادن, متأثر کردن، اثر گذاشتن
تغییر آب و هوا میتواند تأثیر بگذارد بر خلق و خو و سطح انرژی افراد.
to examine or study something in detail in order to explain or understand it

تحلیل کردن, تجزیه کردن، آنالیز کردن
در کلاس ادبیات، از دانشآموزان خواسته شد تا نمادگرایی در رمان را تحلیل کنند.
to formally request something, such as a place at a university, a job, etc.

درخواست دادن
از جویندگان کار تشویق میشود که با ارسال رزومه و نامه پوششی خود به صورت آنلاین درخواست دهند.
to make plans for a future event

مقرر داشتن, برنامهریزی کردن
آژانس مسافرتی برنامه سفر ما را برای تعطیلات تنظیم کرد.
to intentionally stay away from or refuse contact with someone

دوری کردن
او پس از مشاجره اخیرشان از همسایههایش اجتناب کرد.
to get more points, votes, etc. than the other side, in a game, race, competition, etc. and win

شکست دادن, غلبه کردن
تیم بسکتبال به طور استثنایی بازی کرد و رقبای خود را شکست داد تا قهرمانی را به دست آورد.
to act in a particular way

رفتار کردن
سگ آموزش دیده بود که در مکانهای عمومی رفتار مطیعانهای داشته باشد.
to exhale forcefully through the mouth

فوت کردن, دمیدن
او برای خوش شانسی قبل از پرتاب تاسها روی میز، روی آنها دمید.
to cook food in very hot water

آبپز کردن
شما باید ماکارونی را بجوشانید تا آل دنته شود.
to be on fire and be destroyed by it

سوختن, در آتش سوختن (نابود شدن)
کاغذ آتش گرفت و به سرعت در شعلهها سوخت.
to make something happen, usually something bad

موجب شدن, باعث شدن
او به طور تصادفی سبب شکستن شیشه شد.
to gather together things from different places or people

جمعآوری کردن, جمع کردن
کشاورز سیبهای رسیده را از باغ جمعآوری کرد تا در بازار کشاورزان بفروشد.
to join two or more things together

وصل کردن, متصل کردن
سیستم مترو در شهر محلههای مختلف را به هم متصل میکند، که حمل و نقل را راحت میسازد.
to think about something carefully before making a decision or forming an opinion

در نظر گرفتن
مهم است که قبل از انتخاب، همه گزینهها را در نظر بگیرید.
to have power over a person, company, country, etc. and to decide how things should be done

کنترل کردن
دیکتاتور قصد داشت هر جنبه از حکومت ملت را کنترل کند.
to put something over something else in a way that hides or protects it

پوشاندن
قفسه کتاب برای پوشاندن سوراخ دیوار تا زمان تعمیر استفاده شد.
to be based on or related with different things that are possible

وابسته بودن, منوط بودن
بازدههای کشاورزی اغلب به عواملی مانند شرایط آبوهوایی، کیفیت خاک و آبیاری وابسته هستند.
to cause damage to something in a way that it no longer exists, works, etc.

خراب کردن, تخریب کردن
جنگها و درگیریها اغلب ویران میکنند نشانههای تاریخی را.
to change and become stronger or more advanced

توسعه یافتن, رشد کردن
با پیشرفت بیماری، علائم ممکن است به اشکال شدیدتری توسعه یابند.
to take out the liquid from something in a way that it is not wet anymore

خشک کردن
او از سشوار برای خشک کردن سریع رنگ روی دیوار استفاده کرد.
to have actual presence or reality, even if no one is thinking about it or noticing it

وجود داشتن
فلاسفه در این مورد بحث میکنند که آیا مفاهیم انتزاعی مانند اعداد واقعاً وجود دارند یا نه.
to think or believe that it is possible for something to happen or for someone to do something

گمان کردن, فکر کردن، انتظار داشتن
به عنوان یک مدیر، مهم است که به وضوح بیان کنید چه چیزی از تیم خود انتظار دارید.
to show or make a thought, feeling, etc. known by looks, words, or actions

ابراز کردن
او علاقهمند به پیوستن به پروژه آینده را ابراز کرده است.
to take part in a violent physical action against someone

دعوا کردن, مبارزه کردن
ضروری است که به جای متوسل شدن به جنگ در درگیریها، راهحلهای صلحآمیز پیدا کنیم.
to repair something that is broken

تعمیر کردن, درست کردن
او همیشه شیر آب چکهکننده در آشپزخانه را تعمیر میکند.
to give someone a sign of welcoming or a polite word when meeting them

احوالپرسی کردن, استقبال کردن
در بسیاری از فرهنگها، مرسوم است که با دست دادن یا تکان دادن سر به کسی سلام میکنند.
to complete or conduct a task, job, etc.

انجام دادن
انجام یک تحلیل جامع از روندهای بازار قبل از راهاندازی یک محصول جدید ضروری است.
to search for something or someone

گشتن, جستوجو کردن
من همه جا را برای کلیدهایم گشتم اما نتوانستم آنها را پیدا کنم.
to cause something to come to an end or prevent it from happening

متوقف کردن
داور مجبور شد بازی را به دلیل شرایط آبوهوایی خطرناک متوقف کند.
to no longer be able to be seen

ناپدید شدن, نامرئی شدن
او نامه را به دختر داد، سپس در مقابل چشمانش ناپدید شد.
| فهرست واژگان سطح A2 | |||
|---|---|---|---|
| قیدها | صفات متضاد 2 | احساسات | افعال وجهی و دیگر افعال |
| ریاضیات | علوم و دنیای طبیعی | افعال ضروری 1 | افعال ضروری 3 |
| افعال ضروری 2 | ضمایر و تخصیصگرها | ||