فهرست واژگان سطح A2 - صفات متضاد 2
در اینجا شما برخی از صفات ضروری انگلیسی و متضادهای آنها را یاد خواهید گرفت، مانند "پر و خالی"، "ساده و سخت"، آماده شده برای زبان آموزان سطح A2.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having no space left

پر, سرشار
اتوبوس پر بود، بنابراین مجبور شدیم در راهرو در طول سفر بایستیم.
with no one or nothing inside

خالی, تهی
مخزن سوخت خالی آنها را در کنار جاده، مایلها دور از نزدیکترین پمپ بنزین رها کرد.
needed to be done for a particular reason or purpose

ضروری, لازم
داشتن ابزارهای مناسب برای تکمیل پروژه به صورت کارآمد ضروری است.
not needed at all or more than what is required

غیرضروری
استفاده از زبان بیش از حد پیچیده در ارائه غیرضروری بود؛ مخاطبان اصطلاحات سادهتر را میفهمیدند.
not involving difficulty in doing or understanding

ساده, آسان
دستورالعملها ساده بودند و با مراحل مشخصی دنبال میشدند.
needing a lot of skill or effort to do

سخت, دشوار
تکمیل یک ماراتن سخت است، اما بسیاری از مردم برای رسیدن به این هدف سخت تمرین میکنند.
indicating the greatest or highest possible amount, quantity, or degree

حداکثر
وبسایت به کاربران اجازه میدهد فایلهایی با حجم حداکثر 10 مگابایت آپلود کنند.
having the least or smallest amount possible

حداقل
حداقل مبلغ مورد نیاز برای ورود 10 دلار است.
not far from a place

نزدیک
آنها یک رستوران نزدیک دفتر برای ناهار پیدا کردند.
situated at a considerable distance in space

دور
از بالای تپه، آنها قلههای دور را که در برابر آسمان نقش بسته بودند تحسین کردند.
regular and without any exceptional features

عادی, معمولی
پاسخ او آنقدر معمولی بود که در گفتگو برجسته نشد.
not happening or found often

نادر, کمیاب
غیرمعمول نیست که افراد قبل از یک ارائه بزرگ احساس عصبی بودن کنند.
having so many things to do in a way that leaves not much free time

پرمشغله, گرفتار
برنامهریز رویداد به طور استثنایی مشغول هماهنگی لجستیک و اطمینان از اینکه همه چیز به آرامی پیش میرود شد.
having no particular plans or tasks

آزاد, بیمشغله
آنها تصمیم گرفتند از وقت آزاد استفاده کنند و به طور خودجوش به یک سفر جادهای رفتند.
avoiding work or activity and preferring to do as little as possible

تنبل
دانشآموز تنبل به طور مداوم از کلاسها غیبت کرد و نتوانست تکالیف را به موقع انجام دهد.
(of a person) putting in a lot of effort and dedication to achieve goals or complete tasks

سختکوش, کوشا
تیم سختکوش آنها پروژه را زودتر از موعد به پایان رساند، به لطف فداکاریشان.
helping our body or mind rest

آرامشبخش
صدای امواجی که به ساحل برخورد میکرد به طرز باورنکردنی آرامبخش بود.
causing mental or emotional strain or worry due to pressure or demands

پراسترس, پرتنش
مصاحبه شغلی برای او تجربهای استرسزا بود.
lacking intelligence or the ability to think clearly

کندذهن, احمق
جنایتکار احمق شواهد فراوانی از خود به جا گذاشت، که دستگیری او را برای پلیس آسان کرد.
(of an object) making you feel relaxed because of it is warm or soft and does not hurt the body

راحت (لباس و ...)
او برای بعدازظهر تنبل یکشنبه، هودی راحت و شلوار راحتی انتخاب کرد.
(of clothes, furniture, etc.) unpleasant to use or wear

آزاردهنده
او کفشهای پاشنه بلند را برای راه رفتن ناراحت کننده یافت، بنابراین به کفشهای تخت روی آورد.
going from one place to another in a straight line without stopping or changing direction

مستقیم
قطار یک مسیر مستقیم از شهر به حومه ارائه میدهد.
not going in a straight line or the shortest way

غیرمستقیم
مسیر غیرمستقیم از میان جنگل طولانیتر بود اما تجربهای آرامتر و دلنشینتر ارائه میداد.
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
مناسبت ویژه نیاز به جشنی با خانواده و دوستان داشت.
not unusual or different in any way

معمولی, عادی
طرح فیلم معمولی بود، از یک داستان قابل پیشبینی بدون هیچ غافلگیری پیروی میکرد.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
او پس از اینکه ویدیوی ویرالش میلیونها بازدید به دست آورد، یکشبه معروف شد.
(of a person) not known by many people

ناشناخته
کنسرت چند گروه ناشناخته را ارائه داد که باعث تعجب تماشاگران شد.
| فهرست واژگان سطح A2 | |||
|---|---|---|---|
| قیدها | صفات متضاد 2 | احساسات | افعال وجهی و دیگر افعال |
| ریاضیات | علوم و دنیای طبیعی | افعال ضروری 1 | افعال ضروری 3 |
| افعال ضروری 2 | ضمایر و تخصیصگرها | ||