فهرست واژگان سطح A2 - افعال ضروری 2
در اینجا شما برخی از افعال ضروری انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "نگه داشتن"، "شناسایی" و "درگیر کردن"، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to have in your hands or arms

نگه داشتن, در دست گرفتن
به عنوان کاپیتان تیم، او با افتخار جام قهرمانی را در دست گرفت.
to be able to say who or what someone or something is

تشخیص دادن, شناسایی کردن
او نمیتوانست فرد پشت در را شناسایی کند تا زمانی که آنها صحبت کردند.
to be part of an event, situation, or activity

مشارکت کردن, مشارکت داشتن
ما میخواهیم نیروی کار را در تمام مراحل فرآیند تصمیمگیری درگیر کنیم.
to say something funny or behave in a way that makes people laugh

شوخی کردن
معلم شوخی کرد که تکالیف توسط حیوان خانگی کلاس نمره داده خواهد شد.
to hit a door, surface, etc. in a way to attract attention, especially expecting it to be opened

زدن (بر در و...)
دوست تلفن نداشت، بنابراین مجبور شد به پنجره بکوبد تا توجه صاحب خانه را جلب کند.
to guide or show the direction for others to follow

راهنمایی کردن, هدایت کردن، (راه را) نشان دادن
لطفاً من را دنبال کنید، و من شما را به اتاق کنفرانس هدایت خواهم کرد.
to move a thing from a lower position or level to a higher one

بلند کردن, بالا آوردن
تیم پس از قهرمانی جام را بلند کرد.
to set something on fire

روشن کردن
کودکان میافروزند فشفشهها را برای جشن گرفتن روز استقلال.
to establish a physical connection or attachment between two or more things

به هم وصل کردن, متصل کردن
خط لوله میدان نفتی را به پالایشگاه متصل میکند، نفت خام را برای پردازش حمل میکند.
to secure something with a lock or seal

قفل کردن
آنها پنجرهها را در طول طوفان دیشب قفل کردند.
to leave a sign, line, etc. on something

علامت گذاشتن, خط کشیدن
ورزشکار از یک نشانگر برای نشانهگذاری خط شروع مسابقه استفاده کرد.
to be important or have a great effect on someone or something

اهمیت داشتن, مهم بودن
هنگام انتخاب شغل، رضایت شخصی و اشتیاق اغلب بیشتر از سود مالی مهم است.
to say something about someone or something, without giving much detail

اشاره کردن (در صحبت)
اگر محدودیتهای غذایی دارید، لطفاً هنگام رزرو ذکر کنید.
(often used in negative or question form) to be upset, offended, or bothered by something

ناراحت شدن, آزار دیدن
آیا او عقیده دارد اگر ما از لپتاپش برای تکمیل پروژه استفاده کنیم؟
to give numbers to different parts of a list or series of objects or people

شمارهگذاری کردن
بستهها برای مسیریابی کارآمد تحویل شمارهگذاری شدند.
to make the necessary arrangements for an event or activity to take place

ترتیب دادن, برپا کردن، برگزار کردن
کمیته در حال سازماندهی دستور کار برای اجلاس آینده است.
to have something as for ourselves

داشتن, صاحب بودن، مالک بودن
شرکت مالک چندین حق اختراع برای فناوری نوآورانه خود بود.
to put clothes and other things needed for travel into a bag, suitcase, etc.

جمع کردن (وسایل), بستهبندی کردن
آنها چمدانهای دستی خود را با وسایل ضروری برای پرواز طولانی پیش رو بستهبندی کردند.
to use a camera to take a picture of something

عکس گرفتن
او در طول سفرهایش از حیات وحش عکاسی کرد.
to say that something is going to happen before it actually takes place

پیشبینی کردن
او به دقت نتیجه انتخابات را بر اساس دادههای نظرسنجی پیشبینی کرد.
to give something to someone as a gift, often in a formal manner

هدیه دادن, کادو دادن
هیئت مدیره مدرسه گواهینامههای موفقیت را به دانشآموزان برتر در مراسم فارغالتحصیلی تقدیم خواهد کرد.
to not let someone do something

منع کردن, باز داشتن، ممانعت کردن
در حال حاضر، پلیس در حال اقدام برای جلوگیری از تشدید اعتراضات است.
to make words, pictures, or anything else on something such as a piece of paper using ink and a special device called printer

چاپ کردن (با استفاده از چاپگر), کپی کردن
او یک کپی از دستور غذا را برای هر یک از دوستانش چاپ کرد.
to tell someone that one will do something or that a particular event will happen

قول دادن
او به بهترین دوستش قول داد که در عروسی بهترین مرد او باشد.
to compete against someone to see who is the fastest

مسابقه دادن
اسبها در پیست مسابقه میدهند، به امید پیروزی.
to close something

بستن, مسدود کردن
وقتی خواندنش تمام شد کتاب را بست.
to show the correct way or place to someone

راهنمایی کردن, هدایت کردن
یک فانوس دریایی برای هدایت کشتیها به سلامت به بندر خدمت میکند.
to end the life of someone or something

کشتن
قاتل برای کشتن یک چهره سیاسی استخدام شد.
to adjust something to be in a suitable or desired condition for a specific purpose or use

تنظیم کردن
او حجم رادیو را روی کم تنظیم کرد.
to move a car, bus, etc. into an empty place and leave it there for a short time

پارک کردن
وقتی خانواده به پارک تفریحی رسیدند، شروع به جستجوی مکانی مناسب برای پارک کردن مینیون خود کردند.
| فهرست واژگان سطح A2 | |||
|---|---|---|---|
| قیدها | صفات متضاد 2 | احساسات | افعال وجهی و دیگر افعال |
| ریاضیات | علوم و دنیای طبیعی | افعال ضروری 1 | افعال ضروری 3 |
| افعال ضروری 2 | ضمایر و تخصیصگرها | ||