سطح اولیه - احساسات و هیجانات

واژگان را برای بیان احساسات و عواطف دقیق‌تر و ظریف‌تر در زبان فرانسوی بیاموزید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح اولیه
énervé [صفت]
اجرا کردن

عصبانی

Ex:

آن‌ها به دلیل تأخیر عصبانی بودند.

ravi [صفت]
اجرا کردن

خیلی خوشحال

Ex:

او از نتایج امتحان خیلی خوشحال بود.

romantique [صفت]
اجرا کردن

احساساتی

Ex:

من رمانتیک نیستم، اما قدردان توجه‌های کوچک هستم.

fier [صفت]
اجرا کردن

سربلند

Ex:

ما از فرزندانمان افتخار می‌کنیم.

furieux [صفت]
اجرا کردن

خشمگین

Ex:

آن‌ها پس از باخت مسابقه خشمگین بودند.

le bonheur [اسم]
اجرا کردن

خوشبختی

Ex:

او پس از تلاش‌های فراوان خوشبختی را یافت.

le dommage [اسم]
اجرا کردن

بدبختی

Ex:

او خواستار جبران خسارات وارد شده است.

la patience [اسم]
اجرا کردن

صبر

Ex:

او پس از انتظار طولانی صبر خود را از دست داد.

la passion [اسم]
اجرا کردن

شور

Ex:

شور و اشتیاق گاهی می‌تواند عقل را کور کند.

excité [صفت]
اجرا کردن

هیجان زده

Ex:

او همیشه هیجان‌زده است وقتی در مورد فوتبال صحبت می‌کند.

fâché [صفت]
اجرا کردن

عصبانی

Ex:

او از معلمش عصبانی است.

amoureux [صفت]
اجرا کردن

عاشق

Ex:

او برایش یک نامه عاشقانه نوشت.

joyeux [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex:

این یک لحظه شاد برای کل خانواده است.

déçu [صفت]
اجرا کردن

ناامید

Ex:

او ناامید است که تلاش‌هایش مورد قدردانی قرار نگرفته است.

l'espoir [اسم]
اجرا کردن

امید

Ex:

آنها پس از خبر بد تمام امید خود را از دست دادند.

le regret [اسم]
اجرا کردن

حسرت

Ex:

من با پشیمانی زیاد کشورم را ترک کردم.

confier [فعل]
اجرا کردن

اعتماد داشتن

Ex:

آن‌ها نگرانی‌هایشان را به یکدیگر می‌گویند.

اجرا کردن

اطمینان

Ex:

ما به این پروژه کاملاً اعتماد داریم.

désoler [فعل]
اجرا کردن

غمگین کردن

Ex:

آن‌ها از نتایج ناراحت شدند.