سطح متوسط - جرم و مشکلات اجتماعی
واژگان آلمانی برای جرم، امنیت، مشکلات اجتماعی و پیامدهای آنها را بیاموز. این واژههای سطح B1 به تو کمک میکنند اخبار و بحثها را بفهمی و درباره چالشهای اجتماعی و رفتار نادرست بهصورت عینی صحبت کنی.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Etwas heimlich wegnehmen, ohne Erlaubnis

دزدیدن, به سرقت بردن
کسی کیف من را دزدید.
Schnell weggehen, um Gefahr oder Problemen zu entkommen

فرار کردن, گریختن
دزد از زندان فرار کرد.
Eine Person, die eine Straftat oder ein Verbrechen begeht

مقصر, مجرم
مجرم به جرم اعتراف کرد.
Eine Person, die illegal in ein Gebäude einbricht, um zu stehlen
![سارق, دزد خانه، [کسی که دزدکی وارد جایی شده]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
سارق, دزد خانه، [کسی که دزدکی وارد جایی شده]
همسایهها یک سارق را دیدند.
Eine Person, die fremdes Eigentum stiehlt

دزد, سارق
او دزد را در خیابان شناخت.
Eine Person, die ein schweres Verbrechen begeht

مجرم
پلیس در حال تعقیب مجرم خطرناک است.
Das illegale Eindringen in ein Gebäude, um zu stehlen

سرقت, ورود غیر قانونی
پس از سرقت با شکستن در، اشیاء باارزش مفقود شدند.
Eine Person, die etwas gesehen hat und darüber aussagen kann

شاهد
پلیس در حال بازجویی از چند شاهد جرم است.
Jemanden festnehmen und in Gewahrsam nehmen

بازداشت کردن, دستگیر کردن
آنها به دلیل کلاهبرداری دستگیر شدند.
Jemanden vorübergehend in Gewahrsam nehmen

بازداشت کردن
او به دلیل دزدی دستگیر شد.
Jemandem eine Strafe für eine begangene Tat geben

مجازات شدن, محکوم شدن
کودکان نباید خیلی سخت مجازات شوند.
Gegen das Gesetz verstoßend

غیرقانونی
او از طریق تجارتهای غیرقانونی پول درمیآورد.
Eine Person, die eine Straftat begangen hat oder für etwas Negatives verantwortlich ist

گناهکار, مجرم
او اعتراف کرد که مقصر است.
Jemand oder etwas, das Misstrauen erweckt oder möglicherweise an einem Verbrechen beteiligt ist

مشکوک
پلیس در جستجوی یک مرد مشکوک است.
Illegal in ein Gebäude eindringen, oft durch Aufbrechen von Türen oder Fenstern
![[با شکستن در یا پنجره] وارد شدن, غیر قانونی وارد شدن](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[با شکستن در یا پنجره] وارد شدن, غیر قانونی وارد شدن
پس از سرقت، اشیاء باارزش گم شده بودند.
Das schnelle Verlassen eines Ortes aus Angst oder Gefahr

فرار
بسیاری از مردم در فرار از جنگ هستند.
Eine Person oder ein Tier, dem etwas Schlimmes passiert

قربانی
پلیس قربانی را مورد بازجویی قرار داد.
Verantwortlich für einen Fehler oder Schaden

تقصیرکار, گناهکار
چه کسی مسئول بود؟
Eine krankhafte Abhängigkeit von einer Substanz oder einer Tätigkeit, die Kontrollverlust verursacht

اعتیاد
اعتیاد به تلفن همراه در بین نوجوانان بسیار شایع است.
Eine Substanz, die Abhängigkeit verursachen kann

ماده اعتیادآور
پزشکان در مورد مواد اعتیادآور خطرناک هشدار میدهند.