سطح متوسط - جرم و مشکلات اجتماعی
اینجا، شما کلمات مربوط به جرم و مشکلات اجتماعی مانند دزد، جرم، پلیس و قربانی را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Etwas heimlich wegnehmen, ohne Erlaubnis

دزدیدن, به سرقت بردن
او هنگام دزدی دستگیر شد.
Schnell weggehen, um Gefahr oder Problemen zu entkommen

فرار کردن, گریختن
او از کشور زادگاهش فرار میکند.
Eine Person, die eine Straftat oder ein Verbrechen begeht

مقصر, مجرم
مجرمین هنوز ناشناخته هستند.
Eine Person, die illegal in ein Gebäude einbricht, um zu stehlen
![سارق, دزد خانه، [کسی که دزدکی وارد جایی شده]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
سارق, دزد خانه، [کسی که دزدکی وارد جایی شده]
پلیس در جستجوی سارق است.
Eine Person, die fremdes Eigentum stiehlt

دزد, سارق
مراقب کیف خود باشید، اینجا دزدان زیادی وجود دارند!
Eine Person, die ein schweres Verbrechen begeht

مجرم
مجرمین باید برای اعمالشان مجازات شوند.
Das illegale Eindringen in ein Gebäude, um zu stehlen

سرقت, ورود غیر قانونی
یک هشدار خوب میتواند از سرقتها جلوگیری کند.
Eine Person, die etwas gesehen hat und darüber aussagen kann

شاهد
مهمترین شاهد میتوانست جزئیات زیادی را به خاطر بیاورد.
Jemanden festnehmen und in Gewahrsam nehmen

بازداشت کردن, دستگیر کردن
بدون وکیل، نمیتوانیم شما را دستگیر کنیم.
Jemanden vorübergehend in Gewahrsam nehmen

بازداشت کردن
دزد فراری در مرز دستگیر شد.
Jemandem eine Strafe für eine begangene Tat geben

مجازات شدن, محکوم شدن
جرم او با جریمه نقدی مجازات کردن شد.
Gegen das Gesetz verstoßend

غیرقانونی
پارک کردن در اینجا غیرقانونی است.
Eine Person, die eine Straftat begangen hat oder für etwas Negatives verantwortlich ist

گناهکار, مجرم
چه کسی در حادثه مقصر است ؟
Jemand oder etwas, das Misstrauen erweckt oder möglicherweise an einem Verbrechen beteiligt ist

مشکوک
او بدون دلیل مظنون شد.
Illegal in ein Gebäude eindringen, oft durch Aufbrechen von Türen oder Fenstern
![[با شکستن در یا پنجره] وارد شدن, غیر قانونی وارد شدن](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[با شکستن در یا پنجره] وارد شدن, غیر قانونی وارد شدن
پس از سرقت، اشیاء باارزش گم شده بودند.
Das schnelle Verlassen eines Ortes aus Angst oder Gefahr

فرار
فرار او از مسئولیت به تیم آسیب میرساند.
Eine Person oder ein Tier, dem etwas Schlimmes passiert

قربانی
او احساس میکرد مانند یک قربانی است.
Verantwortlich für einen Fehler oder Schaden

تقصیرکار, گناهکار
او به گناه خود اعتراف کرد.
Eine krankhafte Abhängigkeit von einer Substanz oder einer Tätigkeit, die Kontrollverlust verursacht

اعتیاد
اعتیاد به شناخت او را به فرسودگی شغلی کشاند.
Eine Substanz, die Abhängigkeit verursachen kann

ماده اعتیادآور
کلینیک به ترک مواد اعتیادآور کمک میکند.