سطح متوسط - اجازه و تعهد
اینجا شما کلمات برای اجازه و تعهد مانند dürfen، müssen، sollen و erlauben را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Offizielle Erlaubnis erteilen

اجازه دادن, تائید کردن
مدرسه استفاده از ماشینحسابها را تأیید میکند.
Jemandem gestatten, etwas zu tun

اجازه دادن, مجاز کردن
خوردن در کتابخانه مجاز نیست.
Erlaubnis haben, etwas zu tun

اجازه داشتن
شما اجازه ندارید از تلفن استفاده کنید.
Eine Pflicht, Notwendigkeit oder Anweisung ausdrücken

مجبور بودن, اجبار داشتن، بایستن
او باید کتاب را بخواند.
Etwas, das man braucht, bevor etwas anderes passieren kann

پیشنیاز, شرط
پیشنیاز یک گذرنامه معتبر است.
Etwas, das nicht der allgemeinen Regel entspricht

استثنا
آیا میتوانید یک استثنا قائل شوید؟
Etwas, das erfüllt sein muss, damit etwas anderes passiert

شرط, شرایط، پیش شرط
یک شرط خوب برای موفقیت مهم است.
Jemanden mit Druck oder Zwang zu etwas veranlassen

مجبور کردن
او احساس کرد مجبور است حقیقت را بگوید.
Jemanden oder etwas daran hindern, eine Handlung auszuführen oder ein Ziel zu erreichen

مانع شدن, جلو گرفتن
سر و صدا میتواند تمرکز در کار را مختل کند.
Bewusst auf eine Handlung verzichten, obwohl sie möglich oder erwartet wäre

خودداری کردن
لطفاً خودداری کنید از سیگار کشیدن در ساختمان.
Offiziell oder energisch bestimmen, dass etwas nicht erlaubt ist

منع کردن, قدغن کردن، ممنوع کردن
شهر به دلیل خطر آتشسوزی، آتشبازی را ممنوع میکند.
Etwas auf eine bestimmte Grenze oder Anzahl reduzieren

محدود کردن
نباید هزینههای خود را بیش از حد محدود کرد.
Etwas Unerwünschtes stoppen oder unmöglich machen, bevor es geschieht

جلوگیری کردن, پیشگیری کردن، مهار کردن
واکنش سریع او از یک حادثه جلوگیری کرد.
