سطح متوسط - اجازه و تعهد
اینجا شما کلمات برای اجازه و تعهد مانند dürfen، müssen، sollen و erlauben را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Offizielle Erlaubnis erteilen

اجازه دادن, تائید کردن
درخواست توسط وزارتخانه تأیید شد.
Jemandem gestatten, etwas zu tun

اجازه دادن, مجاز کردن
اجازه دادن به پارک کردن اینجا؟
Erlaubnis haben, etwas zu tun

اجازه داشتن
کودکان اجازه ندارند اینجا بازی کنند.
Eine Pflicht, Notwendigkeit oder Anweisung ausdrücken

مجبور بودن, اجبار داشتن، بایستن
او باید کتاب را بخواند.
Etwas, das man braucht, bevor etwas anderes passieren kann

پیشنیاز, شرط
پیشنیازهای تحصیل چیست؟
Etwas, das nicht der allgemeinen Regel entspricht

استثنا
او یک استثنا در میان دانشآموزان است.
Etwas, das erfüllt sein muss, damit etwas anderes passiert

شرط, شرایط، پیش شرط
او تمام شرایط را برای شغل برآورده میکند.
Jemanden mit Druck oder Zwang zu etwas veranlassen

مجبور کردن
او فرزندش را مجبور کرد که سبزیجات را بخورد.
Jemanden oder etwas daran hindern, eine Handlung auszuführen oder ein Ziel zu erreichen

مانع شدن, جلو گرفتن
کارهای ساختمانی ترافیک در مرکز شهر را مختل میکنند.
Bewusst auf eine Handlung verzichten, obwohl sie möglich oder erwartet wäre

خودداری کردن
لطفاً از چنین سوالاتی خودداری کنید!
Offiziell oder energisch bestimmen, dass etwas nicht erlaubt ist

منع کردن, قدغن کردن، ممنوع کردن
دکتر الکل را ممنوع کرده است.
Etwas auf eine bestimmte Grenze oder Anzahl reduzieren

محدود کردن
ما باید مصرف آب را محدود کنیم.
Etwas Unerwünschtes stoppen oder unmöglich machen, bevor es geschieht

جلوگیری کردن, پیشگیری کردن، مهار کردن
واکسیناسیونها میتوانند بیماریها را جلوگیری کنند.
