واژگان برای اتاق‌ها و مکان‌ها به آلمانی

اینجا شما کلمات برای اتاق‌ها و مکان‌ها مانند اتاق، ساختمان، خیابان و میدان را یاد می‌گیرید، که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح متوسط
die Fläche [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex: Wir messen die Fläche des Zimmers.

ما مساحت اتاق را اندازه‌گیری می‌کنیم.

steil [صفت]
اجرا کردن

پر شیب

Ex: Wir fuhren eine steile Straße hinunter.

ما از یک جاده شیب‌دار پایین رفتیم.

der Bau [اسم]
اجرا کردن

ساخت

Ex: Der Bau der Brücke hat viel Geld gekostet.

ساخت پل هزینه زیادی داشت.

اجرا کردن

پیاده‌رو

Ex: In der Fußgängerzone gibt es viele Cafés und Geschäfte.

در منطعه پیاده‌رو، کافه‌ها و مغازه‌های زیادی وجود دارد.

اجرا کردن

قسمت اطلاعات

Ex: Die Auskunft ist dort links.

اطلاعات آنجا در سمت چپ است.

اجرا کردن

محل ملاقات

Ex: Wir haben den Treffpunkt im Park vereinbart.

ما در مورد نقطه ملاقات در پارک توافق کردیم.

der Gang [اسم]
اجرا کردن

تالار ورودی

Ex: Der Gang im Zug war sehr eng.

راهرو در قطار بسیار باریک بود.

die Kurve [اسم]
اجرا کردن

پیچ

Ex: Das Auto kam in der Kurve ins Schleudern.

ماشین در پیچ لیز خورد.

اجرا کردن

مسیر خروجی

Ex: Nimm bitte die Ausfahrt nach Berlin.

لطفاً خروجی به برلین را بگیرید.

die Kneipe [اسم]
اجرا کردن

بار

Ex: Diese Kneipe hat das beste Bier.

این بار بهترین آبجو را دارد.

das Rathaus [اسم]
اجرا کردن

ساختمان شهرداری

Ex: Ich gehe ins Rathaus.

من به شهرداری می‌روم.

اجرا کردن

خشک‌شویی

Ex: Die Reinigung ist neben dem Supermarkt.

خشکشویی کنار سوپرمارکت است.

renovieren [فعل]
اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: Die Wohnung wurde komplett renoviert.

آپارتمان به طور کامل بازسازی شد.

setzen [فعل]
اجرا کردن

نشاندن

Ex: Er setzt den Hund auf den Boden.

او سگ را روی زمین می‌گذارد.

اجرا کردن

شب (جایی) ماندن

Ex: Sie übernachten oft im Zelt beim Camping.

آن‌ها اغلب در چادر شب‌مانی می‌کنند در حالی که کمپینگ می‌کنند.

befinden [فعل]
اجرا کردن

قرار داشتن

Ex: Die Akten befinden sich im Archiv.

اسناد در آرشیو نگهداری می‌شوند.

verlaufen [فعل]
اجرا کردن

گم شدن

Ex: Ohne Karte würde ich mich sofort verlaufen.

بدون نقشه، بلافاصله گم می‌شوم.

سطح متوسط
Literatur زبان و گفتگو Kommunikation جشن‌ها و مهمانی‌ها
بازی‌ها و اسباب‌بازی‌ها تأسیسات تفریحی و استراحت سفر و گردشگری فضاها و مکان‌ها
افعال عمومی آب و هوا و اقلیم حرفه‌ها جرم و مشکلات اجتماعی
سازمان و برنامه‌ها روال روزانه و کارهای خانه اجازه و تعهد اسم‌های انتزاعی
اسم‌های مرتبط با کار افعال و صفت‌های مرتبط با کار افعال فرآیندهای ذهنی اقدامات فیزیکی
ریاضیات و فیزیک الکترونیک اقدامات فنی یا عملی قیدهای زمانی
قیدهای حالت قیدهای مهم قیدهای مکان قیدهای درجه
عبارات رایج و حروف ندا حروف اضافه رایج حروف ربط و ضمایر رایج صفات رایج
صفت‌های غذا صفت‌های ویژگی‌های فیزیکی و شکل‌ها صفت‌های رایج صفت‌های کمیت و اندازه
صفات زمان و فرکانس ویژگی‌های فیزیکی داده‌های شخصی و مراحل زندگی صفات شخصیتی
صفات کیفیت و ارزیابی احساسات و واکنش‌ها فرآیندهای ذهنی بحث و مناظره
مسکن و اقامت وسایل خانگی ابزارها و اشیاء روزمره شهر و روستا
کشاورزی و دامپروری زندگی کاری مالی و اقتصاد موفقیت و شکست
دستورالعمل‌ها و درخواست‌ها جامعه و فرهنگ Umfeld طبیعت و حیات وحش
قانون و نظم جنگ و درگیری تاریخ و حکمرانی دین و ایمان
Verhalten آموزش و علم رشته‌های دانشگاهی علم و پژوهش
رسانه و روزنامه‌نگاری حمل و نقل خودروها و رانندگی علوم کامپیوتر و فناوری
زندگی اجتماعی و روابط ورزش بدن انسان سلامت و پزشکی
مد و لباس مراقبت از بدن و بهداشت آرایش و درمان‌های زیبایی غذا و رژیم غذایی
علت و معلول هنر و سرگرمی موسیقی و صداها