Eine Sendung, die verschickt wird

بسته, بسته پستی
بسته تحویل داده شد.
Das Befördern von Personen oder Sachen von einem Ort zum anderen

حملونقل, جابجایی
برای حمل و نقل ماشینآلات بزرگ، به وسایل نقلیه ویژه نیاز است.
Etwas von einem Ort zu einem anderen bringen

جا به جا کردن, حمل کردن، نقل و انتقال دادن
بسیاری از مردم دوچرخههای خود را در قطار حمل میکنند.
Mit Absicht etwas Bestimmtes aus einer Auswahl nehmen

انتخاب کردن
رنگ قبلاً انتخاب شده است.
Das Treffen einer Entscheidung zwischen mehreren Möglichkeiten

انتخاب, گزینش
او انتخاب خود را با دقت انجام داد.
Bewusst eine oder mehrere Personen oder Dinge aus einer Gruppe aussondern

انتخاب کردن, برگزیدن
کامپیوتر به طور تصادفی یک شماره را انتخاب کرد.
Etwas mit jemandem wechseln, um etwas anderes zu bekommen

عوض کردن, مبادله کردن
کودکان کارتهای کلکسیونی خود را مبادله میکردند.
Etwas für eine bestimmte Zeit jemandem geben

قرض دادن, دادن
کتابخانه کتابها را به صورت رایگان قرض میدهد.
Etwas für einen bestimmten Zweck benutzen

استفاده کردن, به کار بردن
این کلمه به ندرت در زندگی روزمره استفاده میشود.
etwas benutzen oder anwenden, um einen bestimmten Zweck zu erreichen

استفاده کردن, به کار بردن
Etwas in etwas hinein tun

قرار دادن, گذاشتن
تو کلید را در قفل میکنی.
etwas mit Kraft von sich weg oder in eine bestimmte Richtung bewegen

هل دادن
Mit der Hand etwas ergreifen oder berühren

گرفتن, به چنگ آوردن
دزد کیف دستی را گرفت و فرار کرد.
Eine Kapazität haben

نگه داشتن
قفسه میتواند حدود 100 کتاب را در خود جای دهد.
An einer Meinung, Idee oder Regel fest bleiben

پایبند بودن, نگهداشتن، بر سر چیزی ماندن
آنها با وجود انتقادها به دیدگاه خود پایبند ماندند.
Etwas mit Kraft durch die Luft bewegen

پرتاب کردن, انداختن
سرباز یک نارنجک پرتاب کرد.
Etwas absichtlich oder versehentlich von oben nach unten fallen lassen

پایین پرت کردن, پایین انداختن
او هر شب زباله را به پایین میاندازد.
In die entgegengesetzte Richtung drehen oder fahren

دور زدن
او برمیگردد وقتی صداها را میشنود.
Etwas mit einem klebrigen Stoff an einer Oberfläche befestigen

چسباندن
بچهها ستارههای رنگارنگ را روی کاغذ میچسبانند.
Zwei oder mehr Substanzen, Elemente oder Dinge zusammenfügen, sodass sie eine homogene oder gleichmäßige Verbindung bilden

مخلوط کردن, قاطی کردن
او سبکهای مختلف موسیقی را درهم آمیخت و صدایی جدید خلق کرد.
Größe, Menge oder Wert mit einem Messgerät bestimmen

اندازگیری کردن, سنجیدن
دانشمندان به طور منظم کیفیت هوا را در شهر اندازهگیری میکنند.
Das Gewicht von etwas oder jemandem messen

وزن کردن
ترازو تا 150 کیلوگرم وزن میکند.
Etwas an mehrere Personen oder Orte gleichmäßig geben oder aufteilen

پخش کردن, توزیع کردن، تقسیم کردن
آیا میتوانی آبنباتها را به طور مساوی توزیع کنی ؟
Nach dem Weggehen oder Tod etwas zurücklassen

بهجا گذاشتن, گذاشتن
نامه او سوالات زیادی در من باقی گذاشت.
Etwas so legen oder stellen, dass es niemand sieht oder findet

پنهان کردن, مخفی کردن
چرا نامه را پنهان کردی؟
Aufhören, sichtbar oder vorhanden zu sein

ناپدید شدن
ستارهها ناپدید میشوند وقتی خورشید طلوع میکند.
Zwei Personen, Dinge oder Begriffe fälschlicherweise für einander halten

اشتباه گرفتن, اشتباه کردن، قاطی کردن
او مرا با برادرش اشتباه گرفت.