واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - ترجیح، تعهد و اجازه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را در مورد ترجیح، تعهد و اجازه، مانند "تابو"، "قانونی" و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
اجرا کردن

مایل بودن به

Ex: The new evidence seems to lean towards the prosecution 's theory .

شواهد جدید به نظر می‌رسد به سمت نظریه دادستان متمایل هستند.

to mandate [فعل]
اجرا کردن

اجباری کردن

Ex: The company has mandated that all staff complete the training by next month .

شرکت موظف کرده است که تمام کارکنان آموزش را تا ماه آینده تکمیل کنند.

اجرا کردن

قید کردن

Ex: The trade agreement stipulates the terms and conditions for the exchange of goods between the two countries .

موافقتنامه تجاری مقرر می‌کند شرایط و ضوابط مبادله کالا بین دو کشور را.

اجرا کردن

مجوز

Ex: Without proper authorization , access to the files is prohibited .

بدون مجوز مناسب، دسترسی به پرونده‌ها ممنوع است.

discretion [اسم]
اجرا کردن

آزادی عمل

Ex: The committee has the discretion to allocate funds where they are most needed .

کمیته اختیار تخصیص بودجه را در جایی که بیشتر مورد نیاز است دارد.

اجرا کردن

معافیت (قانونی)

Ex: The company was given a dispensation from the new environmental regulations for a year .

به شرکت برای یک سال معافیت از مقررات جدید محیط زیستی اعطا شد.

injunction [اسم]
اجرا کردن

دستور

Ex: The homeowner 's association issued an injunction to stop residents from parking on the grass .

انجمن مالکان خانه یک حکم بازدارنده صادر کرد تا ساکنان را از پارک کردن روی چمن منع کند.

leaning [اسم]
اجرا کردن

گرایش

Ex:

او به طراحی مینیمالیستی در پروژه‌های معماری خود تمایل دارد.

اجرا کردن

پیش‌نیاز

Ex: An internship is a prerequisite for graduating from the business school .

کارآموزی یک پیش‌نیاز برای فارغ‌التحصیلی از مدرسه کسب‌وکار است.

propensity [اسم]
اجرا کردن

خوی

Ex: They have a propensity to argue about minor details , which often leads to conflicts .

آنها تمایل به بحث در مورد جزئیات جزئی دارند که اغلب منجر به درگیری می‌شود.

taboo [اسم]
اجرا کردن

تابو

Ex: The subject of divorce remains a taboo in many traditional families .

موضوع طلاق در بسیاری از خانواده‌های سنتی همچنان یک تابو است.

binding [صفت]
اجرا کردن

لازم‌الاجرا

Ex:

قراردادی که امضا کرده‌اند الزام‌آور است، بنابراین باید شرایط آن را رعایت کنند.

coercive [صفت]
اجرا کردن

عنفی

Ex: His coercive demands for money left her feeling trapped in an abusive relationship .

درخواست‌های اجباری او برای پول، او را در یک رابطه سوءاستفاده‌گرایانه به دام افتاده احساس کرد.

compelling [صفت]
اجرا کردن

متقاعد‌کننده

Ex: The entrepreneur 's pitch was so compelling that investors were eager to fund the project .

ارائه کارآفرین آنقدر متقاعدکننده بود که سرمایه‌گذاران مشتاق بودند پروژه را تأمین مالی کنند.

exempt [صفت]
اجرا کردن

معاف

Ex: Students are exempt from the registration fee .
imperative [صفت]
اجرا کردن

ضروری

Ex: Clear communication is imperative for effective collaboration .

ارتباط واضح ضروری است برای همکاری موثر.

licitly [قید]
اجرا کردن

قانونی

Ex: He licitly inherited the property according to his grandfather 's will .

او قانوناً ملک را بر اساس وصیت پدربزرگش به ارث برد.

statutory [صفت]
اجرا کردن

قانونی

Ex: The city council passed a statutory ordinance prohibiting outdoor smoking in public parks .

شورای شهر یک مصوبه قانونی تصویب کرد که استعمال دخانیات در فضای باز در پارک‌های عمومی را ممنوع می‌کند.

stringent [صفت]
اجرا کردن

سخت‌گیرانه

Ex: The university ’s stringent admission requirements made it difficult to get in .

شرایط سختگیرانه پذیرش دانشگاه، ورود به آن را دشوار می‌کرد.

unlawful [صفت]
اجرا کردن

غیرقانونی

Ex: Driving without a valid license is considered unlawful .

رانندگی بدون گواهینامه معتبر غیرقانونی محسوب می‌شود.