زبان عامیانه انگلیسی برای عضله و فرم
اینجا شما اصطلاحات عامیانه مرتبط با عضلات و فرم بدن را پیدا خواهید کرد، که بر اصطلاحات مورد استفاده برای توصیف قدرت، فیزیک بدنی و شکل فیزیکی تأکید دارد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
یک فرد عضلانی
آن ورزشکار به خاطر تمام تمریناتش یک brickhouse است.
پیشرفت
دستاوردهایش پس از ماهها تمرین آشکار است.
بزرگهیکل و عضلهای
بازوهای عضلانی بدنساز نتیجه سالها وزنهبرداری متعهد بود.
تعریف شده
فیزیک بدنی ورزیده آن ورزشکار همه را تحت تأثیر قرار داد.
عضلهای
او بعد از ماهها تمرین قدرتی عضلانی شد.
عضلانی
آن کشتیگیر عظیمالجثه است؛ کاملاً عضلانی.
تعریف شده
آن عضلات شکم برشخورده نتیجه رژیم غذایی سخت هستند.
طبیعی
آن بدنساز ادعا میکند که طبیعی است، اما مردم در این مورد شک دارند.
دارای عضلات شکم قابل مشاهده
او تورس عضلانی خود را در ساحل به نمایش گذاشت.
بدن دوریتو
آن بازیگر ابرقهرمان برای بدست آوردن بدنی به شکل دوریتو کامل تمرین کرد.
مامان عضلانی
همه به آن مامان عضلانی برای الهام گرفتن نگاه میکنند.
دستاوردهای تازهکار
پیشرفتهای تازهکار ماههای اولیه تمرین را هیجانانگیز میکنند.
| ظاهر و تناسب اندام | |||
|---|---|---|---|
| ظاهر و جذابیت | مد و استایل | رتبهبندی ظاهر | اعضای بدن |
| عضله و فرم | تناسب اندام و ورزش | ||