واژگان ضروری برای GRE - پیوستار فضا-زمان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد زمان و فضا، مانند "اسپاسمودیک"، "ائون"، "هزاره" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
perpetual [صفت]
اجرا کردن

همیشگی

Ex: He dreams of achieving a perpetual state of happiness .

او رویای رسیدن به حالت ابدی شادی را دارد.

spasmodic [صفت]
اجرا کردن

اسپاسمودیک

Ex: Her spasmodic laughter interrupted the quiet room .

خنده اسپاسمودیک او اتاق آرام را قطع کرد.

solstice [اسم]
اجرا کردن

انقلابین

Ex:

با رسیدن انقلاب زمستانی، خورشید در آسمان پایین آویزان است، سایه‌های بلند می‌اندازد و مناظر را در نور طلایی نرمی می‌شوید.

bicentenary [اسم]
اجرا کردن

دویستمین سالگرد

Ex: The town hall was decorated for the bicentenary of the local library ’s opening .

تالار شهر برای دویستمین سالگرد افتتاح کتابخانه محلی تزیین شده بود.

centenary [اسم]
اجرا کردن

صدمین سالگرد

Ex: The museum celebrated the centenary of its founding with a grand exhibition .

موزه صدمین سالگرد تأسیس خود را با یک نمایشگاه بزرگ جشن گرفت.

diurnal [صفت]
اجرا کردن

روزانه

Ex: The diurnal tide changes are predictable and occur every 24 hours .

تغییرات جزر و مد روزانه قابل پیش‌بینی هستند و هر 24 ساعت اتفاق می‌افتند.

epoch [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: The Mesozoic era includes the Triassic , Jurassic , and Cretaceous epochs .

دوره مزوزوئیک شامل دوره‌های تریاس، ژوراسیک و کرتاسه می‌شود.

equinox [اسم]
اجرا کردن

اعتدال

Ex: On the equinox , the Sun rises due east and sets due west .

در اعتدال، خورشید دقیقاً از شرق طلوع می‌کند و دقیقاً در غرب غروب می‌کند.

to elapse [فعل]
اجرا کردن

سپری شدن

Ex:

وقت می‌گذرد وقتی که از خودت لذت می‌بری.

millennial [صفت]
اجرا کردن

هزارساله

Ex: The millennial anniversary of the city 's founding was celebrated with grand festivities .

هزاره تأسیس شهر با جشن‌های بزرگی گرامی داشته شد.

اجرا کردن

ساعت جهانی

Ex: To convert local time to Greenwich Mean Time , subtract or add the appropriate hours .

برای تبدیل زمان محلی به زمان میانگین گرینویچ، ساعات مناسب را کم یا اضافه کنید.

eventual [صفت]
اجرا کردن

نهایی

Ex: With careful planning and strategic decision-making , they were able to anticipate and prepare for their eventual success .

با برنامه‌ریزی دقیق و تصمیم‌گیری استراتژیک، آن‌ها توانستند موفقیت نهایی خود را پیش‌بینی و برای آن آماده شوند.

اجرا کردن

در زمان مناسب

Ex: You will receive a response to your inquiry in due time .

شما در موعد مقرر پاسخ استعلام خود را دریافت خواهید کرد.

to wane [فعل]
اجرا کردن

شکل هلالی گرفتن

Ex:

در طول فاز رشد، نور ماه به تدریج کاهش می‌یابد.

twilight [اسم]
اجرا کردن

گرگ و میش

Ex: The photographer captured stunning silhouettes against the twilight sky .

عکاس، سایه‌های خیره‌کننده‌ای را در برابر آسمان غروب ثبت کرد.

اجرا کردن

استراتوسفری

Ex: Stratospheric layers are crucial for regulating Earth ’s temperature .

لایه‌های استراتوسفر برای تنظیم دمای زمین حیاتی هستند.

space-time [اسم]
اجرا کردن

فضا-زمان (فیزیک)

Ex: In the early universe , space-time is thought to have been highly curved , leading to phenomena such as cosmic inflation .

گمان می‌رود در جهان اولیه، فضا-زمان به شدت خمیده بوده، که منجر به پدیده‌هایی مانند تورم کیهانی شده است.

orbital [صفت]
اجرا کردن

مداری

Ex: Astronomers study the orbital dynamics of celestial bodies to predict their movements .

ستاره‌شناسان دینامیک مداری اجرام آسمانی را مطالعه می‌کنند تا حرکات آن‌ها را پیش‌بینی کنند.

Nebula [اسم]
اجرا کردن

سحابی

Ex:

سحابی چشم گربه نمونه‌ای پیچیده و رنگارنگ از یک سحابی سیاره‌نما است.

umbra [اسم]
اجرا کردن

سایه

Ex: Standing in the umbra of the tree , they escaped the summer heat .

ایستاده در سایه درخت، از گرمای تابستان گریختند.

to wax [فعل]
اجرا کردن

از هلال به بدر رسیدن (ماه)

Ex: Tonight , we can observe the crescent moon waxing in the evening sky .

امشب می‌توانیم هلال ماه را در حال افزایش در آسمان شامگاهی مشاهده کنیم.

meteoroid [اسم]
اجرا کردن

شهاب‌واره

Ex: Most meteoroids burn up completely in the atmosphere , but larger ones may survive and reach the Earth 's surface as meteorites .

بیشتر شهاب‌سنگ‌ها به طور کامل در جو می‌سوزند، اما سنگ‌های بزرگتر ممکن است زنده بمانند و به سطح زمین به عنوان شهاب‌سنگ برسند.

meteorite [اسم]
اجرا کردن

شهاب‌سنگ

Ex: Collectors travel the world in search of rare and valuable meteorites for their collections .

کلکسیونرها برای یافتن شهاب‌سنگ‌های نادر و باارزش به سفر دور دنیا می‌روند.

meteor [اسم]
اجرا کردن

شهاب

Ex: A meteorite is a meteor that survives its passage through the atmosphere and lands on Earth 's surface .

شهاب‌سنگ شهابی است که از گذر از جو جان سالم به در می‌برد و بر سطح زمین فرود می‌آید.

اجرا کردن

طوفان مغناطیسی

Ex: Auroras , such as the Northern Lights ( aurora borealis ) and Southern Lights ( aurora australis ) , are often visible at higher latitudes during magnetic storms due to the energized particles interacting with Earth 's atmosphere .

شفق‌های قطبی، مانند شفق شمالی (aurora borealis) و شفق جنوبی (aurora australis)، اغلب در عرض‌های جغرافیایی بالاتر در طول طوفان‌های مغناطیسی قابل مشاهده هستند به دلیل تعامل ذرات پرانرژی با جو زمین.

اجرا کردن

بین کهکشانی

Ex: Intergalactic cosmic rays originate from outside our galaxy .

پرتوهای کیهانی بین‌کهکشانی از خارج از کهکشان ما سرچشمه می‌گیرند.

اجرا کردن

واقع در بین سیارات

Ex: Interplanetary travel requires navigating the vast distances between planets .

سفر بین‌سیاره‌ای مستلزم پیمودن فواصل گسترده بین سیارات است.

اجرا کردن

بین ستاره‌ای

Ex:

ابرهای گاز بین‌ستاره‌ای زادگاه ستاره‌ها و سیستم‌های سیاره‌ای جدید هستند.

hyperspace [اسم]
اجرا کردن

هایپراسپیس

Ex: Mathematicians study the properties of shapes and objects in hyperspace .

ریاضیدانان خواص اشکال و اجسام را در فضای فراتر مطالعه می‌کنند.

اجرا کردن

فرازمینی

Ex: The study of meteorites offers insights into extraterrestrial materials .

مطالعه شهاب‌سنگ‌ها بینشی در مورد مواد فرازمینی ارائه می‌دهد.

exoplanet [اسم]
اجرا کردن

سیاره فراخورشیدی

Ex: Proxima b is an exoplanet orbiting Proxima Centauri , the closest star to the Sun .

پروکسیما b یک فراخورشیدی است که به دور پروکسیما قنطورس، نزدیک‌ترین ستاره به خورشید، می‌چرخد.

dark matter [اسم]
اجرا کردن

ماده تاریک

Ex: Dark matter is thought to play a crucial role in the formation and evolution of galaxies and large-scale structures in the universe .

تصور می‌شود که ماده تاریک نقش حیاتی در تشکیل و تکامل کهکشان‌ها و ساختارهای بزرگ مقیاس در جهان دارد.

cosmic dust [اسم]
اجرا کردن

غبار کیهانی

Ex: The interstellar medium is filled with cosmic dust , which absorbs and scatters starlight , affecting our observations of distant objects in space .

محیط بین‌ستاره‌ای پر از غبار کیهانی است، که نور ستاره‌ها را جذب و پراکنده می‌کند و بر مشاهده‌های ما از اجرام دور در فضا تأثیر می‌گذارد.

corona [اسم]
اجرا کردن

تاج خورشید

Ex: The corona 's appearance during an eclipse offers a rare opportunity for amateur astronomers to observe and photograph this celestial phenomenon .

ظاهر شدن تاج خورشید در طول یک خورشیدگرفتگی فرصتی نادر برای ستاره‌شناسان آماتور فراهم می‌کند تا این پدیده آسمانی را مشاهده و عکسبرداری کنند.

comet [اسم]
اجرا کردن

دنباله‌دار

Ex: Astronomers study comets to learn about the early solar system and its composition .

اخترشناسان ستاره‌های دنباله‌دار را مطالعه می‌کنند تا درباره منظومه شمسی اولیه و ترکیب آن بیاموزند.

اجرا کردن

شفق قطبی نیم‌کره جنوبی

Ex: The colors of the aurora australis are primarily green and pink , although shades of red , purple , and blue can also appear depending on atmospheric conditions .

رنگ‌های شفق قطبی جنوبی عمدتاً سبز و صورتی هستند، اگرچه بسته به شرایط جوی، سایه‌های قرمز، بنفش و آبی نیز می‌توانند ظاهر شوند.

اجرا کردن

شفق شمالی

Ex: The colors of the aurora borealis can vary from green and pink to red , purple , and blue , depending on the type of gas particles in the atmosphere and their altitude .

رنگ‌های شفق قطبی می‌توانند از سبز و صورتی تا قرمز، بنفش و آبی متفاوت باشند، بسته به نوع ذرات گاز در جو و ارتفاع آن‌ها.

اجرا کردن

صورت فلکی

Ex: Astronomers use telescopes to study distant galaxies located near constellations .

ستاره‌شناسان از تلسکوپ‌ها برای مطالعه کهکشان‌های دوردست واقع در نزدیکی صورت‌های فلکی استفاده می‌کنند.

biosphere [اسم]
اجرا کردن

زیستکره

Ex: The ocean is a crucial part of the biosphere , supporting marine life .

اقیانوس بخش حیاتی از بیوسفر است که از زندگی دریایی حمایت می‌کند.

eon [اسم]
اجرا کردن

ابدیت

Ex: She had n't had a vacation in eons and was ready for a break .

او مدت‌های طولانی تعطیلات نداشته بود و برای استراحت آماده بود.