خانه و باغ - باغبانی

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به باغبانی مانند "کود"، "شن کش" و "بیل" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
fertilizer [اسم]
اجرا کردن

کود

Ex: The soil in my garden was very poor , so I mixed in some fertilizer to improve it .

خاک باغ من بسیار ضعیف بود، بنابراین کمی کود به آن اضافه کردم تا آن را بهبود بخشم.

ax [اسم]
اجرا کردن

تبر

Ex: The lumberjack carried his ax as he worked in the forest .

چوب‌بَر تبر خود را حمل می‌کرد در حالی که در جنگل کار می‌کرد.

growbag [اسم]
اجرا کردن

کیسه کشت

Ex: The growbag is easy to move around , so I can place it in the sunniest spot .

کیسه رشد به راحتی قابل جابجایی است، بنابراین می‌توانم آن را در آفتابی‌ترین نقطه قرار دهم.

cane [اسم]
اجرا کردن

نوعی قیم (ساخته شده از ساقه‌ی گیاهانی مانند بامبو و نیشکر)

Ex: He used a cane to support the growing vine .
fork [اسم]
اجرا کردن

چنگک باغی

Ex: He relied on the fork to mix soil amendments into his potting mix .

او برای مخلوط کردن اصلاحات خاک در مخلوط گلدانی خود به چنگال تکیه کرد.

اجرا کردن

شمشادزن

Ex: After buying a new hedge trimmer , he found trimming the hedges much faster and more efficient .

بعد از خرید یک قیچی هرس جدید، او متوجه شد که هرس کردن پرچین‌ها بسیار سریع‌تر و کارآمدتر شده است.

weed [اسم]
اجرا کردن

علف هرز

Ex:

برای حفظ ظاهر مرتب چمن، او به طور منظم چمن‌زنی می‌کرد و هر علف هرزی که می‌رویید را حذف می‌کرد.

shovel [اسم]
اجرا کردن

بیل

Ex: He grabbed a shovel to clear the driveway after the snowstorm .

او یک بیل برداشت تا پس از طوفان برف، مسیر ورودی را پاک کند.

lawnmower [اسم]
اجرا کردن

ماشین چمن‌زنی

Ex: After using the lawnmower , the garden looked much cleaner and more organized .

پس از استفاده از ماشین چمن‌زنی، باغ بسیار تمیزتر و منظم‌تر به نظر می‌رسید.

peat [اسم]
اجرا کردن

پوده

Ex: Farmers sometimes use peat to increase soil acidity for certain crops .

کشاورزان گاهی اوقات از تورب برای افزایش اسیدیته خاک برای برخی محصولات استفاده می‌کنند.

compost [اسم]
اجرا کردن

کود (گیاهی یا حیوانی)

Ex: Farmers apply compost in orchards each fall to improve soil aeration and feed beneficial microbes .

کشاورزان هر پاییز کمپوست را در باغ‌ها اعمال می‌کنند تا هوادهی خاک را بهبود بخشند و میکروب‌های مفید را تغذیه کنند.

اجرا کردن

*قیچی باغبانی

Ex: The gardener sharpened his pruning shears before trimming the hedges .

باغبان قیچی هرس خود را قبل از هرس کردن پرچین ها تیز کرد.

rodenticide [اسم]
اجرا کردن

*مرگ موش

Ex: After noticing signs of rodents , the pest control company recommended using rodenticide .

پس از مشاهده علائم جوندگان، شرکت کنترل آفات استفاده از جوندگان کش را توصیه کرد.

اجرا کردن

*دستکش باغبانی

Ex: He put on his garden gloves before pulling weeds from the flower beds .

او قبل از کندن علف‌های هرز از بستر گل‌ها، دستکش باغبانی خود را پوشید.

اجرا کردن

*سمپاش

Ex: They wore gloves and masks while using the pesticide sprayer to avoid exposure to harmful chemicals .

آنها هنگام استفاده از اسپری سمپاش برای جلوگیری از قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی مضر، دستکش و ماسک می‌پوشیدند.

اجرا کردن

قیچی باغبانی

Ex: The garden edger worked perfectly for shaping the curved lines of the flower bed .

ابزار لبه‌زن باغچه به طور عالی برای شکل‌دهی به خطوط منحنی بستر گل کار کرد.

seed [اسم]
اجرا کردن

بذر

Ex: Farmers select high-quality seeds to ensure a bountiful harvest and healthy crops .

کشاورزان بذرهای باکیفیت را انتخاب می‌کنند تا برداشت فراوان و محصولات سالم را تضمین کنند.

اجرا کردن

علف کش باغ

Ex: After a few minutes of using the garden weeder , the garden was free of weeds and looked neat .

پس از چند دقیقه استفاده از علف‌کش باغچه، باغچه از علف‌های هرز پاک شده و مرتب به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

*چنگک باغبانی

Ex: After adding compost , he grabbed his hand cultivator to mix it into the garden soil .

بعد از اضافه کردن کمپوست، او کولتیواتور دستی خود را گرفت تا آن را با خاک باغ مخلوط کند.

wheelbarrow [اسم]
اجرا کردن

فرغون

Ex: The wheelbarrow made it easier to transport heavy items to the backyard .

فرغون حمل وسایل سنگین به حیاط خلوت را آسان‌تر کرد.

اجرا کردن

*اسپری باغبانی

Ex: It took only a few minutes to cover the garden with the garden sprayer and prevent any pest damage .

فقط چند دقیقه طول کشید تا باغ را با اسپری باغ پوشانده و از هرگونه آسیب آفت جلوگیری شود.

insecticide [اسم]
اجرا کردن

حشره‌کش

Ex: He read the label carefully to make sure the insecticide was safe for his plants .

او برچسب را با دقت خواند تا مطمئن شود حشره‌کش برای گیاهانش بی‌خطر است.

strimmer [اسم]
اجرا کردن

چمن‌زن دستی

Ex: The strimmer quickly cleared the overgrown weeds from around the fence .

دستگاه هرس به سرعت علف‌های هرز روییده شده در اطراف نرده را پاک کرد.

اجرا کردن

ابزار کاشت پیاز

Ex: The gardener handed me a bulb planter to help with planting the tulip bulbs .

باغبان به من یک کاشت‌کننده پیاز داد تا در کاشت پیازهای لاله کمک کند.

landscaping [اسم]
اجرا کردن

محوطه‌سازی

Ex: The city 's landscaping project transformed the vacant lot into a community garden .

پروژه محوطه‌سازی شهر، زمین خالی را به یک باغ عمومی تبدیل کرد.

seedbed [اسم]
اجرا کردن

بستر بذر

Ex: After a few weeks , the plants in the seedbed were strong enough to be moved to the field .

پس از چند هفته، گیاهان در خزانه به اندازه کافی قوی بودند که به مزرعه منتقل شوند.

fogger [اسم]
اجرا کردن

*دستگاه سمپاشی

Ex: After the rain , the farmer used a fogger to spray pesticides over the crops .

پس از باران، کشاورز از یک مه‌پاش برای پاشیدن آفت‌کش‌ها روی محصولات استفاده کرد.

leaf blower [اسم]
اجرا کردن

برگ‌روب

Ex: It took less time to clear the lawn with the leaf blower than it would have with a rake .

تمیز کردن چمن با دمنده برگ زمان کمتری نسبت به استفاده از شن کش برد.

اجرا کردن

*چاقوی باغبانی

Ex: The garden knife helped him clear the soil around the young plants without damaging them .

چاقوی باغبانی به او کمک کرد تا خاک اطراف گیاهان جوان را بدون آسیب زدن به آنها پاک کند.

to compost [فعل]
اجرا کردن

به کود تبدیل کردن

Ex: Composting food waste reduces landfill waste while improving soil health .

کمپوست کردن زباله‌های غذایی، زباله‌های دفن زباله را کاهش می‌دهد در حالی که سلامت خاک را بهبود می‌بخشد.

to cut back [فعل]
اجرا کردن

هرس کردن

Ex: It 's advisable to cut back herbs regularly to prevent them from becoming too leggy and to encourage bushier growth .

توصیه می‌شود گیاهان را به طور منظم هرس کنید تا از بلند و باریک شدن آنها جلوگیری شود و رشد بوته‌ای بیشتری تشویق شود.

to cut down [فعل]
اجرا کردن

قطع کردن

Ex: The lumberjacks had to cut down the old oak tree to clear space for the new construction project .

چوببرها مجبور شدند درخت بلوط قدیمی را قطع کنند تا فضایی برای پروژه ساخت و ساز جدید باز شود.

to dig [فعل]
اجرا کردن

کندن

Ex:

کودکان دوست دارند در ساحل در شن حفاری کنند.

to garden [فعل]
اجرا کردن

باغبانی کردن

Ex: He gardens organically , using natural methods to nurture his plants .

او به صورت ارگانیک باغبانی می‌کند، از روش‌های طبیعی برای پرورش گیاهانش استفاده می‌کند.

to grow [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex: They 're planning to grow sunflowers this summer .

آنها برنامه‌ریزی کرده‌اند که این تابستان آفتابگردان پرورش دهند.

to plant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex: To attract butterflies , you should plant some milkweed in your garden .

برای جذب پروانه‌ها، باید در باغ خود مقداری علف شیر بکارید.

to pot [فعل]
اجرا کردن

در گلدان کاشتن

Ex: They potted the flowers and arranged them on the patio for decoration .

آن‌ها گل‌ها را در گلدان کاشتند و برای تزئین در پاسیو چیدند.

to rake [فعل]
اجرا کردن

خاک را نرم کردن (با شن‌کش)

Ex: After mowing the lawn , he rakes to collect grass clippings and create a neat appearance .

بعد از چمن زنی، او شن کشی می‌کند تا تکه های چمن را جمع کند و ظاهری مرتب ایجاد کند.

to mow [فعل]
اجرا کردن

کوتاه کردن (علف)

Ex: Using a traditional scythe , the worker mowed the grass in the historic garden .

با استفاده از داس سنتی، کارگر علف‌های باغ تاریخی را درید.

to mulch [فعل]
اجرا کردن

خاکپوش کردن

Ex: They mulch their vegetable garden with straw to protect the soil from erosion and maintain soil moisture .

آنها باغ سبزیجات خود را با کاه مالچ می‌کنند تا خاک را از فرسایش محافظت کنند و رطوبت خاک را حفظ کنند.

to shovel [فعل]
اجرا کردن

بیل زدن

Ex: Landscapers shovel mulch around trees and plants .

معماران منظر بیل مالچ را در اطراف درختان و گیاهان می‌زنند.

to sow [فعل]
اجرا کردن

کاشتن (بذر)

Ex: They sow pumpkin seeds in the backyard garden for homemade pies in the fall .

آنها دانه‌های کدو تنبل را در باغ حیاط خلوت برای پایهای خانگی در پاییز می‌کارند.

اجرا کردن

پیوند زدن (گیاه)

Ex: During the landscaping project , the crew carefully transplanted ornamental shrubs .

در طول پروژه محوطه‌سازی، گروه با دقت درختچه‌های زینتی را جابجا کردند.

to water [فعل]
اجرا کردن

آب دادن

Ex: We water the herbs on the balcony with a small watering can .

ما گیاهان را در بالکن با یک آبپاش کوچک آبیاری می‌کنیم.

to seed [فعل]
اجرا کردن

بذر کاشتن

Ex: They seed the vegetable patch with cucumber seeds to yield fresh produce for the summer .

آنها بذر خیار را در باغچه سبزیجات می‌پاشند تا برای تابستان محصول تازه برداشت کنند.

pole pruner [اسم]
اجرا کردن

هرس کننده شاخه با میله بلند

Ex: I need to buy a pole pruner to help me cut the branches that are too high to reach .

من نیاز به خرید یک هرس کننده قطب دارم تا به من در بریدن شاخه هایی که خیلی بلند هستند و نمی توان به آنها رسید کمک کند.

اجرا کردن

بیل نوک مربعی

Ex: She used the square point shovel to scrape the excess dirt from the edge of the foundation .

او از بیل چهارگوش برای تراشیدن خاک اضافی از لبه پی استفاده کرد.

اجرا کردن

بیل گرد

Ex: The construction worker used a round point shovel to level the ground for the pathway .

کارگر ساختمانی از بیل گرد برای هموار کردن زمین مسیر استفاده کرد.

(in|into) leaf [عبارت]
اجرا کردن

شکوفه‌دار

Ex: After the long winter, the cherry trees finally came into leaf, adorning the branches with their delicate pink blossoms.