لباس و مد - اجزای لباس

در اینجا نام انواع مختلف اجزای لباس به انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "باکل"، "فلای" و "کاف".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
لباس و مد
bow [اسم]
اجرا کردن

گره پاپیونی

Ex: She wore a bow in her hair .
buckle [اسم]
اجرا کردن

سگک (کیف، کمربند و...)

Ex: The child 's seatbelt buckle clicked into place with a satisfying snap , ensuring safety on the road .

سگک کمربند ایمنی کودک با یک کلیک رضایت بخش در جای خود قرار گرفت و ایمنی در جاده را تضمین کرد.

button [اسم]
اجرا کردن

دکمه

Ex: The dress has decorative buttons along the neckline .

لباس دکمه‌های تزئینی در امتداد یقه دارد.

collar [اسم]
اجرا کردن

یقه

Ex: The tailor suggested adding a contrasting color to the collar to give the shirt a more stylish look .

خیاط پیشنهاد کرد که یک رنگ متضاد به یقه اضافه شود تا به پیراهن ظاهری شیک‌تر بدهد.

zipper [اسم]
اجرا کردن

زیپ

Ex: The backpack 's zipper broke , spilling its contents all over the floor .

زیپ کوله پشتی شکست و محتویات آن روی زمین ریخت.

cuff [اسم]
اجرا کردن

سرآستین

Ex: The tailor measured the length of his trousers carefully , making sure the cuffs would fall just right over his shoes .

خیاط طول شلوارش را با دقت اندازه گرفت، مطمئن شد که کفها دقیقاً روی کفشهایش می‌افتند.

fastener [اسم]
اجرا کردن

اتصال‌دهنده (دکمه، بند، زیپ)

Ex: The dress featured a hidden fastener on the side , creating a seamless and elegant look .

لباس دارای یک بست پنهان در کنار بود که ظاهری یکدست و شیک ایجاد می‌کرد.

hood [اسم]
اجرا کردن

کلاه

Ex: The children loved their new raincoats with bright , colorful hoods that kept them dry .

بچه‌ها کت‌بارانی‌های جدیدشان را با هودهای روشن و رنگارنگی که آنها را خشک نگه می‌داشت دوست داشتند.

knee [اسم]
اجرا کردن

زانو (لباس)

leg [اسم]
اجرا کردن

پاچه (لباس)

lining [اسم]
اجرا کردن

آستر

Ex: The old leather briefcase needed a new lining to prevent further wear and tear .

کیف چرمی قدیمی به یک آستر جدید نیاز داشت تا از فرسودگی بیشتر جلوگیری کند.

pocket [اسم]
اجرا کردن

جیب

Ex: The jacket has two front pockets for storing small items .

ژاکت دو جیب جلو برای نگهداری وسایل کوچک دارد.

sleeve [اسم]
اجرا کردن

آستین

Ex: The coat had fur-lined sleeves to keep warm .

کت دارای آستین‌های آستر خز برای گرم ماندن بود.

strap [اسم]
اجرا کردن

بند

Ex: The sandals had adjustable straps , allowing her to customize the fit for maximum comfort .

صندل‌ها دارای بندهای قابل تنظیم بودند، که به او اجازه می‌داد برای حداکثر راحتی، اندازه را سفارشی کند.

toggle [اسم]
اجرا کردن

دکمه (چوبی یا پلاستیکی)

shoelace [اسم]
اجرا کردن

بند کفش

Ex: The marathon runner checked the tightness of his shoelaces one last time before the race began .

دونده ماراتن محکم بودن بند کفش خود را یک بار آخر قبل از شروع مسابقه بررسی کرد.

heel [اسم]
اجرا کردن

پاشنه (کفش)

clasp [اسم]
اجرا کردن

بست

Ex: He repaired the clasp on his watch strap .
sole [اسم]
اجرا کردن

کف کفش

Ex:

کوهنورد چکمه‌هایی با کف محکم و ضد لغزش برای پیاده‌روی کوهستانی انتخاب کرد.

crown [اسم]
اجرا کردن

بالای کلاه

Ex: The milliner shaped the crown of the new hat .
toe [اسم]
اجرا کردن

سرپنجه

Ex: The new running shoes have a reinforced toe to provide extra durability and protection .

کفش‌های دویدن جدید دارای پنجه تقویت‌شده برای ارائه دوام و محافظت اضافی هستند.

dicky [اسم]
اجرا کردن

یقه‌ی کاذب شبیه به پیراهن

flounce [اسم]
اجرا کردن

حاشیه‌ی چین‌دار

gusset [اسم]
اجرا کردن

خشتک پیراهن یا شلوار

hemline [اسم]
اجرا کردن

لبه‌ی پایین لباس

jabot [اسم]
اجرا کردن

آویز یقه‌ی چین‌دار

lapel [اسم]
اجرا کردن

یقه‌ برگردان

Ex: The lapel of his coat was decorated with a small pin .

لبه کت او با یک سنجاق کوچک تزئین شده بود.

halter [اسم]
اجرا کردن

دورگردنی (پیراهن زنانه)

waistline [اسم]
اجرا کردن

دور کمر

Ex: The dress accentuated her narrow waistline , drawing attention to her hourglass figure .

لباس کمر باریک او را برجسته کرد و توجه را به اندام ساعت شنی او جلب نمود.

yoke [اسم]
اجرا کردن

سرشانه

Ex: The denim jacket had a Western-style yoke across the back , giving it a rugged and authentic appearance .

ژاکت دنیم دارای یک یوک به سبک غربی در پشت بود که به آن ظاهری خشن و اصیل می‌داد.

peplum [اسم]
اجرا کردن

دامن کوتاه

Ex: The bridesmaid dresses were designed with a delicate lace peplum , adding elegance and romance to the ensemble .

لباس‌های ساقدوش با یک پپلوم توری ظریف طراحی شده بودند که به مجموعه ظرافت و رمانتیک بودن اضافه می‌کرد.