به نشان اعتراض دست به اقدامی زدن
به اصطلاحات انگلیسی مربوط به سیاست شیرجه بزنید، مانند "تفرقه انداختن" و "مشاور رسانهای".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به نشان اعتراض دست به اقدامی زدن
تفرقه انداختن
شکافی را پر کردن
فردی که افکار عمومی را به نفع خود تغییر میدهد
او به عنوان متخصص روابط عمومی برای شرکت روابط عمومی کار میکند و اعتبار مشتریان پرنفوذ را مدیریت میکند.
تفرقه انداختن و حکومت کردن
ریشهی چیزی را خشکاندن
used to refer to the attempt to introduce something new or innovative into an existing, outdated, or incompatible system, which may lead to problems or failure
از مسئولیت خود شانه خالی کردن
قدرتنمایی کردن
منفعت
برادرزاده مدیرعامل از درخت آلو ترفیعات در شرکت لذت برد، در حالی که از سایر کارمندان شایسته گذشت.
زوج رویایی
برای علاقهمندان به فیلم، یک بلیط رویایی شامل حضور در یک جشنواره فیلم میشود که در آن میتوانند نمایشهای انحصاری را تماشا کنند و فرصت ملاقات با بازیگران مورد علاقه خود را داشته باشند.
سخنرانی کردن