a very firm rejection of something, particularly an offer
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به مخالفت یا عدم تأیید با مثالهایی مانند "شمشیرها را عبور دادن" و "غوغا و فریاد".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a very firm rejection of something, particularly an offer
امکان ندارد!
من از رئیسم تقاضای افزایش حقوق کردم، اما او گفت شانسی نیست.
جسارتاً مخالفم
نشانه عدم رضایت
پس از چند اشتباه بزرگ، عملکرد شغلی او انگشت شست پایین دریافت کرد و او تحت آزمایش قرار گرفت.
با کمال احترام
در تقابل
پند و نصیحت ارزشمند
سخت در اشتباه بودن
کاملا اشتباه
بسیار عجیب و ناهماهنگ
فرد اشتباهی را حمایت کردن
کاملا متفاوت
هر کس نظر و سلیقه خود را دارد
دور چیزی خط کشیدن (استعاری)
بگومگو کردن
دادوبیداد
عمراً
مدیر یک تغییر در لحظه آخر به برنامه پروژه پیشنهاد کرد، اما اعضای تیم با یک هیچ کاری نمیکنیم جمعی پاسخ دادند.
نظر متفاوتی داشتن
نقطه اختلافنظر
در حین بحث درباره قرارداد، موضوع حقوق مالکیت معنوی به مانع تبدیل شد و نهایی شدن توافق را به تأخیر انداخت.
the opposite or contrasting aspect of a situation, idea, or argument