کتاب 'فور کرنرز' 1 - واحد 11 درس ب

در اینجا واژگان از واحد 11 درس B در کتاب درسی Four Corners 1 را پیدا خواهید کرد، مانند "ترفیع"، "کیف پول"، "مسابقه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 1
promotion [اسم]
اجرا کردن

ترفیع

Ex: She was thrilled to receive a promotion at work .

او از دریافت ترفیع در محل کار بسیار هیجان زده بود.

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

wallet [اسم]
اجرا کردن

کیف پول

Ex: She found a lost wallet on the street and returned it to its owner .

او یک کیف پول گمشده را در خیابان پیدا کرد و آن را به صاحبش بازگرداند.

to lose [فعل]
اجرا کردن

گم کردن

Ex: The package seems to have gotten lost in transit .

به نظر می‌رسد بسته در حین حمل و نقل گم شده است.

to miss [فعل]
اجرا کردن

جا ماندن (از قطار، هواپیما و غیره)

Ex: She overslept and missed her morning bus to work .

او زیاد خوابید و اتوبوس صبحگاهی خود را برای رفتن به کار از دست داد.

flight [اسم]
اجرا کردن

پرواز

Ex: She missed her flight and had to book another one .

او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.

sick [صفت]
اجرا کردن

بیمار

Ex: She stayed home because she is sick .

او در خانه ماند چون مریض بود.

to win [فعل]
اجرا کردن

برنده شدن

Ex: The underdog managed to win the match against the reigning champion .

تیم ضعیف موفق شد در مسابقه مقابل قهرمان حاکم پیروز شود.

contest [اسم]
اجرا کردن

مسابقه

Ex: He entered a photography contest to showcase his best work .

او در یک مسابقه عکاسی شرکت کرد تا بهترین کارهایش را به نمایش بگذارد.

awesome [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: The roller coaster ride was awesome and full of twists and turns .

سوار شدن بر ترن هوایی عالی بود و پر از پیچ و تاب بود.

great [قید]
اجرا کردن

به خوبی

Ex:

هوا برای رویداد فضای باز عالی از آب درآمد، با آسمانی صاف و نسیمی ملایم.

excellent [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The hotel provided excellent service during our stay .

هتل در طول اقامت ما خدمات عالی ارائه داد.

too bad [عبارت]
اجرا کردن

used to express regret, disappointment, or sympathy about a situation

Ex: It ’s too bad he did n’t get the promotion he deserved .
terrible [صفت]
اجرا کردن

بسیار بد

Ex: The movie received terrible reviews from critics due to its poor plot and acting .

فیلم به دلیل طرح و بازی ضعیف، نقدهای وحشتناکی از منتقدان دریافت کرد.