کتاب 'فور کرنرز' 2 - Welcome
در اینجا واژگان از خوش آمدید در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "مقایسه"، "جفت"، "قرض گرفتن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
(of a person) feeling confident about something being correct or true

مطمئن
او مطمئن بود که تیمش امسال قهرمانی را به دست خواهد آورد.
to examine or look for the differences between of two or more objects

مقایسه کردن
سرآشپز دوست دارد تکنیکهای مختلف پخت و پز را مقایسه کند تا طعمها را بهبود بخشد.
to say, write, or take action in response to a question or situation

پاسخ دادن, جواب دادن
لطفاً در اسرع وقت به ایمیل پاسخ دهید.
to use or take something belonging to someone else, with the idea of returning it

قرض گرفتن
به جای خرید یک ماشین چمنزنی، او تصمیم گرفت برای آخر هفته یکی را از همسایهاش قرض بگیرد.
to allow something to happen or someone to do something

اجازه دادن, گذاشتن
معلم به دلیل کولاک برفی به دانشآموزان اجازه داد زودتر بروند.
an instrument for writing or drawing with ink, usually made of plastic or metal

خودکار
ما نامهای خود را با خودکار هنگام نوشتن کارتهای تبریک امضا میکنیم.
the time when someone has the opportunity, obligation, or right to do a certain thing that everyone in a group does one after the other

نوبت
خواهر و برادرها نوبتی ظرفها را بعد از شام شستند، هر شب کار را میچرخاندند.
mentally prepared for a situation or activity

آماده, مهیا
سخنران عمومی تمرین کرد که عصبی بودن را کنترل کند و آرامش خود را حفظ کند، مطمئن شد که برای سخنرانی TED آماده است.
up until the current or given time

هنوز
ما یک هفته پیش کمپین را راهاندازی کردیم، و هنوز نتایجی ندیدهایم.
no more or no other than what is stated

تنها, فقط
آنها فقط یک گفتگوی کوتاه داشتند.
the standard SI unit of time, equal to one-sixtieth of a minute

ثانیه
زنگ پنج ثانیه پس از رسیدن تایمر به صفر به صدا در میآید.
to write or say the letters that form a word one by one in the right order

هجی کردن, املاء کردن
ما باید برای جلوگیری از هرگونه سوءتفاهم، نام خانوادگی خود را هنگام رزرو هجی کنیم.
a word that we use to greet someone when they arrive

خوش آمدید
خوش آمدید، خوشحالیم که شما را به عنوان بخشی از تیم ما داریم.
regular and without any exceptional features

عادی, معمولی
پاسخ او آنقدر معمولی بود که در گفتگو برجسته نشد.
to say the sound of a letter or word correctly or in a specific way

تلفظ کردن, ادا کردن
او یاد گرفت که کلمات سخت را به راحتی تلفظ کند.
to have a particular meaning or represent something

معنا داشتن, منظور داشتن، به معنی چیزی بودن
چراغ قرمز راهنمایی به معنای این است که باید توقف کنید.
needing little skill or effort to do or understand

ساده, راحت
مسئله ریاضی آسان بود برای حل؛ فقط نیاز به جمع پایه داشت.
in the company of or in proximity to another person or people

با هم
دوستان من و من تابستان گذشته با هم به اسپانیا سفر کردیم.
used to wish a person success

موفق باشی
والدینش گفتند: "موفق باشید"، وقتی که برای اولین روز کارش میرفت.
to move something like a window or door into a position that people or things cannot pass through

بستن
وقت آن است که در گاراژ را ببندیم؛ نمیخواهیم هیچ مزاحمی وارد شود.
a set of printed pages that are held together in a cover so that we can turn them and read them

کتاب
کتابدار به من کمک کرد تا یک کتاب درباره تاریخ باستان برای پروژه تحقیقاتی ام پیدا کنم.
a flat and hard tool made of wood, plastic, paper, etc. that is designed for specific purposes

تخته
او یک ماژیک وایت برد برداشت و شروع به نوشتن ایدهها روی تخته در جلسه کرد.
a visual representation of a scene, person, etc. produced by a camera

عکس
گالری هنری مجموعهای خیرهکننده از تصاویر هنرمندان مختلف را به نمایش گذاشت.
to put something or someone in a higher place or lift them to a higher position

بلند کردن, بالا آوردن
ویلیام کلاهش را بلند کرد و به او لبخند زد.
a set of two matching items that are designed to be used together or regarded as one

جفت, لنگه
این زوج یک جفت شمعدان زیبا به عنوان هدیه عروسی دریافت کردند.
a number of things or people that have some sort of connection or are at a place together

گروه
معلم کلاس را برای پروژه به هفت گروه کوچک تقسیم کرد.
to consider or evaluate something from a particular perspective or point of view

اندیشیدن, تامل کردن
سیاستمدار به سیاست پیشنهادی از دیدگاه مالی نگاه کرد، تأثیر بالقوه آن بر اقتصاد را تحلیل کرد.
