چهار گوشه 2 "واحد 1 درس الف" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 1 درس A در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "فرهنگ"، "فناوری"، "جستجو"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: I am learning the art of photography to capture moments in a creative way .

من در حال یادگیری هنر عکاسی هستم تا لحظات را به روشی خلاقانه ثبت کنم.

fashion [اسم]
اجرا کردن

مد

Ex: The fashion magazine features tips on how to dress for different body types .

مجله مد نکاتی درباره نحوه پوشش برای انواع مختلف اندام ارائه می‌دهد.

language [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: She takes language classes to enhance her communication skills .

او کلاس‌های زبان می‌رود تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشد.

literature [اسم]
اجرا کردن

ادبیات

Ex: His passion for literature inspired him to become a writer .

اشتیاق او به ادبیات الهام بخش او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بود.

politics [اسم]
اجرا کردن

سیاست

Ex: Many young people are disillusioned with traditional politics and are seeking new ways to influence their communities .

بسیاری از جوانان از سیاست سنتی ناامید شده‌اند و به دنبال راه‌های جدیدی برای تأثیرگذاری بر جوامع خود هستند.

culture [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ

Ex: The culture of the native tribes is full of fascinating rituals .

فرهنگ قبایل بومی پر از آیین‌های جذاب است.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

technology [اسم]
اجرا کردن

فناوری

Ex: The impact of technology on daily life is undeniable .

تأثیر فناوری بر زندگی روزمره انکارناپذیر است.

to travel [فعل]
اجرا کردن

سفر کردن

Ex:

ما هیجان‌زده هستیم که به سفر برویم تا در عروسی دوستمان در ایالتی دیگر شرکت کنیم.

actor [اسم]
اجرا کردن

بازیگر

Ex: The director praised the actor for their outstanding performance in the movie .

کارگردان از بازیگر به خاطر عملکرد برجسته‌اش در فیلم تقدیر کرد.

actress [اسم]
اجرا کردن

بازیگر (زن)

Ex: The actress was practicing her lines before the audition .

بازیگر زن در حال تمرین دیالوگ‌هایش قبل از آزمون بازیگری بود.

to look for [فعل]
اجرا کردن

به دنبال چیزی یا کسی بودن

Ex: They had been looking for a new apartment for months before they finally found one that they liked .

آنها ماه‌ها در جستجوی یک آپارتمان جدید بودند قبل از اینکه بالاخره یکی را پیدا کنند که دوست داشتند.

to find [فعل]
اجرا کردن

پیدا کردن

Ex:

آن‌ها سگ گمشده‌شان را در حیاط همسایه پیدا کردند.

similar [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex: The two friends had similar tastes in music , enjoying the same bands and artists .

دو دوست سلیقه‌های مشابهی در موسیقی داشتند، از همان گروه‌ها و هنرمندان لذت می‌بردند.

interest [اسم]
اجرا کردن

علاقه

Ex: Emily 's interest in history was sparked by her grandfather 's stories about their family 's past .
singer [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex:

خواننده اپرا صدای قدرتمندی دارد.

single [صفت]
اجرا کردن

مجرد

Ex: I prefer being single and focusing on my career right now .

من ترجیح می‌دهم مجرد باشم و الان روی حرفه‌ام تمرکز کنم.

married [صفت]
اجرا کردن

متأهل

Ex: Both married and single employees are eligible for the program .

هر دو کارمند متأهل و مجرد واجد شرایط برنامه هستند.

movie [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex: We bought popcorn and soda to enjoy during the movie .

ما پاپکورن و نوشابه خریدیم تا در طول فیلم لذت ببریم.

show [اسم]
اجرا کردن

برنامه (رادیویی یا تلویزیونی)

Ex:

شوی واقع‌نما زندگی افراد ساکن در یک خانه را دنبال می‌کند.

favorite [صفت]
اجرا کردن

موردعلاقه

Ex: Pizza is always a crowd favorite at parties .

پیتزا همیشه محبوب جمع در مهمانی‌ها است.

pop music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی پاپ

Ex:

ایستگاه رادیویی ترکیبی از آهنگ های کلاسیک و معاصر pop music را پخش می کند.